
پرویز مشکاتیان در یک کلام هنرمندی است که از طریق ابزار موسیقی سنتی و دستگاهی ایران، به جرئت دارای بیشترین میزان ارتباط مردمی در میان هنرمندان همعصر خویش است. مهر و عشقی که آثار مشکاتیان (بهویژه تصنیفهای دههی ۶۰) در دل مخاطبان موسیقی سنتی – مردمی ایران بهجا میگذارد، حاصل همین خصیصهی یکتای «عامل ارتباطی» است. عاملی که اغراق نیست اگر بگوییم سبب آشتی خیل عظیم دورماندگان از قافلهی موسیقی سنتی با این مقوله بوده است.
تفاوت بارز او با سایر هنرمندان همدورهاش در همین حجم ارتباط مردمی نهفته، در هنر و بینش او نسبت به سنت موسیقی ایران است که به مخاطب و شنوندهاش، نگاه دیگری دارد. مشکاتیان به شنوندهاش اعتباری میبخشد که به قصد عامپسند شدن یا مورد توجه بیشتر قرار گرفتن نیست؛ بلکه از بینشی حاصل شده که هنر را از آن مردم و تودهها میداند، نه صرفاً در دستان آگاهان و هنرشناسان. شاید بتوان گفت او در میانهی راه خاص و عام ایستاده است و هنرش سعی در ایجاد پلی بین این دو دارد. میدانیم که این امر اگرچه شاید در ظاهر ساده بهنظر برسد، اما به هیچ وجه کار آسانی نیست و پرویز مشکاتیان در این مورد یکی از بهترینهاست؛ چرا که مؤلفههایی از هر دو را در کار خود نهفته دارد. به این معنی که هنر مشکاتیان از یک سو، سر در اعماق موسیقی دستگاهی، ریزهکاریها، ظرایف و پیچیدگیهای آن دارد و از سوی دیگر در اقیانوس گستردهی «سلیقه ایرانی» غوطهور است.
شکی نیست که بحث و بررسی دربارهی «پدیده مشکاتیان» در این مقال نمیگنجد و صرف برشمردن فهرستوار ویژگیها، آثار و تأثیرات، بینش فرهنگی و... او نیازمند کار تحقیقاتی حجیم و اصطلاحاً «پژوهشکدهای» است. هنرمندی که چنین تأثیر شگرفی بر نسل خود و موسیقی معاصر داشته و از چنین خلاقیتی برخوردار بوده، قطعاً باید در پژوهشی گسترده و با حضور متخصصین رشتههای گوناگون موسیقی و جامعهشناسی نقد و بررسی شود. بنابراین در این مجال کوتاه صرفاً به ذکر پارهای از مشخصات و ویژگیهای هنر استاد (در حد بضاعت محدود نگارنده) بسنده میکنیم. اما پیش از آن باید به این نکته اشاره کرد که آنچه در اینجا از ویژگیهای موسیقایی مشکاتیان با دیگر اساتید (از جمله محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و...) مقایسه میشود، ارزشگذاری این بزرگان و هنرشان نیست و فقط به منظور برجسته کردن این تفاوتها در ذهن کسانی است که آثار این اساتید را محفوظ دارند.

بدون شک مهمترین وجه مشخصهی پرویز مشکاتیان سبک سنتورنوازی اوست. او (طبق اذعان همنسلانش و دیگر نوازندگان سنتور) در سنتورنوازی تا حدودی تحت تأثیر محمد حیدری و داریوش صفوت بوده که خوشبختانه پس از طی سالهای اولیهی فراگیری ساز، کمکم به شیوهی شخصی دست مییابد؛ بهطوری که در همان دوران جوانی بهترین نوازندگیهای خود را انجام میدهد و از آن مهمتر اینکه صدای سازش، شخصیت و رنگ و بوی مستقل خود را دارد که صرفاً تقلید قدما نیست.
در یک نگاه کلی در موسیقی ایران، مقام «استادی» به کسی اعطا میشود که اصولاً لحن و لهجهی متفاوتی در بیان خود داشته باشد. چنین هنرمندی را میتوان یک «هنرمند مؤلف» دانست. در غیر اینصورت هنرمند، «جانشین» یا «مقلد» خوانده میشود. این یکی از پیچیدهترین مراحل سلوک در موسیقی ایرانی است که نه آموختنی است و نه یاددادنی. [ادامهی مطلب...]