زمانی که آلبوم «نقش خیال» به بازار آمد، گذشته از نام خوانندهاش که همایون شجریان باشد نام آهنگساز جوان و گمنامش را بر سر زبانها انداخت. با این تفاوت که همه میپرسیدند چطور توانسته با این سن کم آهنگسازی کند و آلبوم بیرون دهد. علی قمصری متولد سال ۱۳۶۲ است و با هنرستان موسیقی کارش را شروع کرد و اکنون مشغول تحصیل در دورهی عالی است. او در ۱۸ سالگی گروه سرمد را تشکیل داد و هم زمان شروع به آهنگسازی و هدایت آن کرد و سپس کار تدریس را هم در آموزشگاه دنبال نمود. به بهانهی استقبال از آلبوم «نقش خیال» به سراغش رفتیم و آنچه میخوانید گفتوگويی یکساعته با او در «آموزشگاه طریقت» است که در اتاق تدریس خودش با ما ترتیب داد.
چی شد که با این سن و سال توانستی گروه موسیقی «سرمد» را تشکیل دهی، آهنگ بسازی و آلبوم منتشر کنی؟ میدانی آخر این روزها معمولاً بچههای همسن و سال من و تو را زیاد جدی نمیگیرند!من از سال اول راهنمایی که در هنرستان موسیقی شروع کردم یک حسی که همیشه باعث پیشرفتم میشد این بود که نمیخواستم خودم را با همسالانم مقایسه کنم. رؤیاهایی در ذهنم داشتم که میخواستم به آنها برسم. این رؤیاها هم مدام تغییر میکرد؛ یعنی اولش فکر میکردم اگر یک کنسرت بگذارم و چند نفر کارم را ببینند و تشویقم کنند، دیگر به هدفم رسیدهام؛ ولی وقتی بیشتر رفتم جلو به این نتیجه رسیدم که باید کاری برای موسیقی انجام دهم. البته هنوز تا آن مرحله فاصلهی زیادی دارم. ابتدا هم بدون پشتیبانی مالی شروع کردم به جمع کردن یک عده از دانشجویان بااستعداد و نام گروهمان را گذاشتم سرمد و با این گروه ۵۰ نفره برای اولین بار در فرهنگسرای ارسباران برنامهای اجرا کردیم. آن زمان (سال ۸۰) من آهنگساز و سرپرست و کوچکترین عضو گروه بودم. این گروه بعدها در جشنوارهی موسیقی جوان و بخش علمی جشنواره برندهی جایزه شد.
رنج سنی بچههای گروه چگونه بود؟از ۲۴ سال شروع میشد تا چهلوچند ساله که اکثرشان از بچههای هنرستان بودند و البته برخی هم تحصیلاتشان موسیقی نبود.
با توجه به این موفقیتها چرا کار با همین گروه را ادامه ندادی و آمدی سراغ انتشار نوار؟اگر این کار را گوش دهید متوجه میشوید که اجرای قطعات آن برای ارکستر زنده تقریباً میتوانم بگویم که غیرممکن است. درکنسرتهای آخر به این نتیجه رسیدم که شاید ارکستر زنده نتواند حق مطلب را بیان بکند. من همیشه نا آرامیهایی دارم که برخاسته از اتفاقات جدید زندگیام است. دیدم تنها خودم میتوانم مثلاً عودی بزنم که دلم میخواهد و همزمان تاری بنوازم که دوست دارم. ابتدا فقط در فکر جمع کردن چنین اثری بودم و اصلاً به خواننده فکر نمیکردم.
آخر انتشار یک آلبوم نیاز به سرمایه دارد!خودم آن را تهیه کردم.
و اینکه همایون شجریان بخواهد برای آن بخواند حتماً سرمایهی بیشتر! راستی شایعه شده که همایون شجریان برای این کار پول زیادی گرفته، درسته؟نه این طور نیست. آقای شجریان زمانی قرار شد با من همکاری کنند که تنها تصنیف «با سوارانِ» کار آماده شده بود. خب هر خوانندهای وقتی یک جوان بیستودو ساله را میبیند نمیتواند اعتماد کند ولی ایشان چنین کرد.
با هم از قبل رفیق بودید؟نه. من از طریق آقای ریموند موسیسیان با آقای شجریان آشنا شدم. همکاری ما کاملاً با روال کاری شروع شد و با صمیمیت به پایان رسید.
در آلبومت از دستگاه نوا و همایون استفاده کردی. نوایی که یک نوع آرامش و تفکر خاصی همراه خودش دارد. انگار پیری در حال نصیحت مريدان باشد و همایونی که هر بار شنیدنش به قول استاد خالقی آدم را به سکوت و تفکر میخواند تفکری برخاسته از عشق. مخصوصاً نوا که بهخاطر ظرایفی که دارد تقریباً از لحاظ تکنیکی هم مشکل است و معمولاً آهنگسازان زیاد سراغش نمیروند. خب دلیل استفاده از این دو دستگاه و تفکر به کارگیری آنها در کارت چیست؟اگر دستگاه دیگری هم استفاده میکردم چنین سؤالی میتوانست مطرح شود. اما من در بخش نوا یک تصویر مد نظرم بود.
این تصویر چیست؟یک سری تفکرات و حسوحالهای شخصی است که برای هر کسی میتواند تصویر خاصی ایجاد کند. اما اینکه چرا نوا، نمیتوانم جواب مشخصی بدهم. با این دستگاه به خاطر نا آرامیهایش خيلی ارتباط دارم این دستگاه مثل زندگی من است؛ زندگیای كه مدام در نوسان است.
مقدمهی نوایی که ساختی شباهت زیادی با قطعهی «نینوا»ی استاد علیزاده دارد و نوع مضرابهایت هم به مضرابهای او تنه میزند. چهقدر در کارهایت از استاد علیزاده تأثیر میپذیری؟ویژگی استاد علیزاده این است که ذو وجهین هستند ؛ یعنی میتوانند خود انتخاب کنند که در این برهه از زمان به چه چیزی بپردازند. یعنی محدود به یک شاخهی خاص از موسیقی نیستند. این چیزی است که من هم سعی کردم در کار خودم بدست بیاورم؛ یعنی این نباشد که بتوانم تنها یک سازی بزنم و یک عده هم بهبه و چهچه کنند و حق انتخابی نداشته باشم که تفکرم را از راه دیگر بیان کنم. در بخش نوا هم خیلی باید ریز شویم که من برایتان بگویم کجا را از آثار دیگران تأثیر گرفتهام. یک دلیل دیگر هم شاید این باشد که شما نوای ارکسترال زیاد گوش ندادهاید؛ چون مویسقی ایرانی هارمونی مخصوص به خودش را دارد و این درست نیست که ما هارمونی غربی را عیناً در کارهایمان به کار ببریم. برای موسیقی سنتی، خود آهنگساز با توجه به اصول هارمونی باید هارمونی خاصی خلق کند.
همانطور که میدانید اساس هارمونی تعادل است شما برای اینکه نوا رنگ و بوی ایرانی خودش را حفظ کند و تبدیل به مینور تئوریک نشود چه کردید؟بله. وقتی میگوییم نوا، باید تکتک تار و پود کارمان نوا باشد. در این رابطه من سعی میکنم از سازهای جهانی یا استفاده نکنم یا اگر هم آنها را به کار میبرم حرفی در سطح جهان داشته باشم و البته استفادهام هم از آن استاندارد باشد. یعنی طوری که با موسیقی ایرانی مغایرت نداشته باشد.
چیزی که به طور مثال در تصنیفهای شما به چشم میآید این است که ما ملودی اصلی را گم میکنیم. مثل فرشی که آنقدر نقش گل دارد که زمینه مشخص نیست یعنی رنگآمیزی بر ملودی غالب است.این را به عنوان انتقاد میگویید؟!
نه دارم میپرسم! بهطوری که دفعهی اولی که موسیقی را گوش دادم یاد موسیقی فیلم افتادم. مثلاً تصنیف «با سواران» طوری است که ملودی از دست خارج میشود و بعد از تکنوازی تار دوباره وصل میشود. این تعلیق برای شنونده از سر چیست؟ البته تعلیق لازم است اما تا زمانی که شنونده گیج نشود. چنین امری سبب میشود که ما به شعر هم کمتر توجه کنیم و پیوند شعر و موسیقی از دست ما در میرود. در این کار تعمدی وجود داشته؟کاملاً. من همیشه کارهایم را به گونهای میسازم که شنونده احساس یکنواختی نکند و هر ثانیه اتفاق جدیدی بیفتد. از این گذشته ما باید مشخص کنیم که دنبال موسیقی هنری هستیم یا تنها میخواهیم ملودیای بشنویم و از آن لذت ببریم. برخی از کارها را که ارزش هنری بسیاری دارند میتوانم برای شما مثال بیاورم که اصلاً نتوانید گوش دهید؛ ولی باید از هر کاری یک چیزی را بخواهیم. میگویند مخترعی سفینهای میسازد، یک عده منتقد سراغش میروند. پس از بحث و جدل فراوان بر سر ساختار سفینهی او، یکی از آنها به عنوان نقد میگوید که استکانهایی که اینجا گذاشتی جور نیست. مخترع بیچاره هم جواب میدهد: درست میگویید!من دوست دارم نظری که راجع به کارم داده میشود خیلی ریزبینانهتر باشد. شما احساس میکنید کار باید کمی خلوتتر باشد؟
نه نه! مسئله این است كه من شعر تصنیف را احساس نمیکنم. نمیگویم شلوغ است، نه! موضوع آن است که آنقدر موسیقی حرکت دارد که من بیش از ۸۰ درصد حواسم سراغ تجزیه و تحلیل موسیقی میرود. من نمیدانم که اسم این را عیب بگذارم یا نه! از اینها گذشته امروز موسیقی ما دارد به سمت افکتی شدن پیش میرود. یعنی خیلی فضایی شده و ترس از این است که از قالب دستگاهی بیرون بیاید و کمتر به خلق جملات دقت شود. همه دنبال این میروند که با تکنیکهای عجیب ذهن را از قالب گوش دادن به گفتههای پیری که آرام شما را راهنمایی میکند بیرون آورند. چنین چیزی به شدت در این اثر دیده میشود. البته من آن را نفی نمیکنم؛ میخواستم تحلیل شما را از چنین امری بدانم که چیست؟من فکر میکنم هر کسی وظیفهای دارد. وظیفهی من این است که تواناییهایم را بالا ببرم و روی موسیقی دستگاهی خودمان کار نو انجام دهم. اینی هم که موقع گوش دادن به کار حواستان جای دیگری میرود به خاطر نوع تنظیم من است و اینکه من روی هر میزان مدتها فکر میکنم. موسیقیها اغلب زیباست؛ اما ما تنها از آن لذت میبریم همین. اما باید سراغ کارهایی رفت که فکر را نیز مشغول میکند.
گفتید "کار نو". میدانید کار هر کسی را نمیتوان «نو» گفت! و انجام كار نو نیاز به طی طریق دارد. این مراحل برای تو چهها بوده؟در این لحظه نمیتوانم تکتک نام ببرم؛ اما خیلیها دنبال علم آهنگسازی نمیروند و چیزی سر هم میکنند و به آن میگویند کار نو؛ اما من دنبال علم آهنگسازی رفتم. خیلی چیزها را تا جایی که ممکن است پیمودم اما تنها دنبال تکنیک نبودم. خواستم روی این کار اشراف داشته باشم تا از بحث علمی روی این مقوله نترسم. قناعت در کار من وجود ندارد.
در رابطه با قطعهی تار و تنبک توضیح بده که به نظر میرسد نوعی نغمهی تصویری است. این آهنگ به من تصویر آدم سرگشتهای را در یک بیابان القا میکند. برای خودت هم چنین تصویری وجود داشت؟ این کار را ۲ سال قبل در کنسرت اجرا کردم که به مرور سیر تکاملیاش را طی کرد. این قطعه ترکیبی است از مقام بیداد همایون و مقام سحری کردستان. البته تصویر شخصی دارد اما نمیتوانم بگویم در این یک سال چه حسی داشتم چون هر میزانش برای من خاطره است.
یعنی یک تصویر واحد پشتش نیست؟خير.
نظر خود استاد شجریان در رابطه با این اثر چه بوده؟تا آنجایی که میدانم نظرشان مثبت بوده.
از مشکلاتت در انتشار آلبوم بگو!مشکلات زیاد است اما مهمتر مسئلهای دیگر است. تبی پیش آمده که همه را به سمت موسیقی غرب میکشاند. من بارها به دوستانم هم گفتهام اگر شما در موسیقی راک در ایران شمارهی یک باشید در دنیا چه حرفی برای گفتن دارید؟ این خودش یک سد بزرگ است.
علت این امر چیست؟این کار اشکالی ندارد! ولی خیلی غیر استاندارد سراغ این موسیقی میروند و البته با فکرها و اهداف سطحی.
مسائل مالی در این کار چقدر راهگشاست؟در حد نیاز لازم است.
چه قدر هزينه کردی؟همه را حساب نکردم؛ ولی در این میان عوامل زیادی از جمله موسیقی زنده و تعداد نوازنده و... مؤثر است.
اگر کسی بخواهد کاری در همین حد انجام دهد چطور؟ده میلیون را باید حداقل کنار بگذارد.
یکی از اساتید میگفت در این هوای گرفتهی موسیقی دوست ندارم که اثرم را منتشر کنم. شما فضای موسیقی حال حاضر ایران را چه طور میبینید؟فضا که اصلاً خوب نیست! معیارهای نقد بسیار سطحی شده. هر کسی دنبال این است که کار نو انجام دهد؛ در صورتیکه نمیداند برای یک کار نو چه پلکانی را باید طی کرد. از نام موسیقی تلفیقی هم سوء استفاده شده مثلاً ملودی سهتار را میدهیم به گیتار الکتریک و ملودی گیتار را با تار میزنیم. کنارش هم یک نی میگذاریم و دست آخر با نام موسیقی تلفیقی منتشرش میکنیم. اکثر موسیقیها هم حالتی توخالی دارد که هیچ اتفاقی در آن رخ نمیدهد.
یک عده معتقدند که موسیقی سنتی به بنبست رسیده. تو چی فکر میکنی؟این بنبست را ما خودمان میسازیم. خیلی اتفاقها میتواند در این موسیقی بیفتد ولی از آنجایی که فکر همهی ما روی یک خط است نمیتوانیم کار نو بیرون دهیم. در رابطه با مسائل مادی هم متأسفانه میبینیم که بهترین کارها با بدترین کارها یک حد فروش دارد؛ چون قانون کپیرایت هم به درستی رعایت نمیشود.
مطالعات دیگری که در آهنگسازی کمکت میکند چیست؟بیشتر مسائل باطنی و متافیزیک.
تأثیر آن را در موسیقیات چه طور میبینی؟این فقط یک علاقهی شخصی است.
کار آیندهات چیست؟روی یک همآوایی کار میکنم: ۴ صدا یا ۴ لحن متفاوت که به صورت آلبوم منتشر خواهم کرد.
منبع: همشهری جوان / هفتهنامهی فرهنگی - اجتماعی - جوانان / شماره ۴۹ - شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۴پینوشت: متن اين مصاحبه و عكسهای مربوط به آن در روز ۶/۶/۸۶ مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفت.
۱ پيش از هر چيز بابت تأخير چندروزه در بهروز كردن وبلاگ پوزش میطلبم.
۲ امروز "ساز و آواز نقش خيال" را برای دانلود آماده كردهام. غزلی از سعدی با مطلع "وه كه جدا نمیشود نقش تو از خيال من..." اين آواز بسيار دلنشين و شنيدنی كه (طبق عادت همايون در چيدن قطعات آلبومهايش) دومين! قطعه از آلبوم نقش خيال است؛ نسبت به ديگر قطعات آوازی كارهای همايون [البته به عقيدهی بنده] پختهتر و زيباتر اجرا شده است. همانطور كه میدانيد آهنگساز جوان اين اثر، آقای "علی قمصری" است كه نوای تار او در اين آواز، همراهی شايسته برای آوای همايون است.
۳ هميشه اعتقاد داشتهام كه يكی از دلايل روی نياوردن اكثر جوانان به موسيقي اصيل ايرانی و بهويژه قطعات آوازی آن در عدم برقراری ارتباط با شعر نهفته است. اشعار، گاه گاه پيچيدهتر از آن هستند كه جوان بنشيند و آواز را گوش كند و در همان بار نخست با آن ارتباط برقرار كند. از اينرو، توضيحاتی مختصر پيرامون ابيات شعر "نقش خيال" ارائه شده كه اميدوارم مقبول افتد.
دريافت آواز نقش خيالحجم: ۴.۱ مگابايتمدت زمان: ۱۴ دقيقه و ۱۶ ثانيهمدت زمان (تخمينی) دريافت فایل: ۱۸ دقیقه
وه: در اينجا بر شگفتی و تعجب دلالت دارد. نقش: تصوير. تا: خدا میداند، معلوم نيست. طلب: در چاپ يغمايی "هوس" آمده است. معنای بيت: در شگفتم كه تصوير تو چنين جدايیناپذير در خيال من نقش بسته است. خدا میداند كه سرانجام، كار من در طلب وصال تو به كجا خواهد انجاميد و چه سرنوشتی پيدا خواهم كرد.
ناله: گذشته از معنای "فرياد"، به معنای "آواز حزنانگيز" هم هست. زير: (در موسيقی) صدايی كه بسامد آن زياد باشد. نازک (در مقابل "بم"). زار: ۱. ناتوان، ضعيف ۲. سوزناک. هر زمان: هر لحظه، لحظه به لحظه. هجر: جدايی، دوری. گوشمال: در ساز زهی تارها از يک طرف به سيمگير (كه ثابت است) بسته میشود و از طرف ديگر به گوشیهای چرخان. اين تارها را نوازنده به هنگام كوک كردن تارها با يكديگر میپيچاند. اين عمل را شاعران به كنايه "گوشمال" خواندهاند و از آن دو معنا اراده كردهاند: يكی "كوک كردن"، و ديگری "تنبيه و تأديب". در اينجا سعدی خود را به سازی -مثلاً چنگ- تشبيه كرده است كه عشق يار، نوازندهی آن است. [در اين بيت واژههای "ناله" و "زير" و "گوشمال" تناسب موسيقايی دارند و در اينجا صنعت مراعاتالنظير به كار رفته است.] معنای بيت: نالهی زير و ضعيف و سوزناک من لحظه به لحظه ضعيفتر میشود، از بس كه عشق تو با پنجهی جدايی مرا گوشمال میدهد.
دستنمای خلق: انگشتنمای مردم. هلال: مظهر "باريكی و خميدگی" است. معنای بيت: (همانگونه كه وقتی خورشيد طلوع میكند ستارگان ناپديد میشوند) چهرهی خورشيد مانند تو روشنايی ستارگان را گرفت و آنها را ناپديد كرد (زيبايی تو زيباروهای ديگر را از جلوه انداخت) و قامت من (در غم عشق تو) چنان باريک و خميده شد كه مردم آن را مانند هلال ماه به يكديگر نشان میدهند. [در اين بيت ميان "ستارگان" و "آفتاب" و "هلال" مراعاتالنظير برقرار شده است.]
روی: در چاپ يغمايی "رای" آمده است. هر نفسی: هر لحظه. اتصال: پيوستن. معنای بيت: پرتوی نور روی تو در هر لحظه به هر كسی میرسد (در هر لحظه به هر كس كه بخواهی، چهره نشان میدهی)، اما در اين ميان تنها منم كه نوبت اتصال و پيوستنم به تو نمیرسد.
خاطر: دل. بدسگال: بدانديش، بدخواه. معنای بيت: اگر دل تو اين گونه به ريختن خون من تمايل داشته باشد، سرانجام بدخواه من به مراد دل خود میرسد.
زبان حال: وضع و حال شخص كه از انديشه و نيت و احوال درونی او حكايت میكند. زبان قال: زبان گفتار. معنای بيت: چشم من (كه در غم تو اشک خونين میگريد) به زبان حال با تو به سخن گفتن آغاز كرده است (و میگويد) به حالم رحم كن، زيرا هر چه به زبان گفتار میگويم و مینالم در تو اثر نمیكند. اين بيت در چاپ فروغی نيامده است.
باز نگر: ۱. به پشت سر نگاه كن ۲. تأمل كن، بينديش. كه: زيرا. فقر: نيازمندی. غنا: بینيازی، توانگری. جور: ستم، آزار. احتمال: تحمل. معنای بيت: از كنارم میگذری و نگاهی به من نمیكنی، (اين همه تند نرو) لحظهيی به خود بيا و بينديش، زيرا نيازمندی من و زيبايی تو، و ستم و آزار تو و صبر و تحمل من، همه روزی به پايان میرسد (من نيازمند جمال توام و توانگری تو به زيبايی است، اما اين زيبايی سرانجام روزی تمام خواهد شد و نيازمندی من نيز).
چرخ: آسمان. نالهام: در چاپ يغمايی "آه من" آمده است. كآه: كه آه، زيرا آه. "آه و آينه" از اضداندند، زيرا آه آينه را تيره و تار میكند، به خصوص كه در قديم آينه را از فلزهايی مانند آهن و روی میساختند و برای آنكه زنگ نزند، پيوسته آن را صيقل میزدند و پاک میكردند. آينه: از آنجا كه اين بيت از زبان "چرخ" گفته شده است، مراد از آينه "خورشيد" است. معنای بيت: (آه و نالهی من چنان بلند است كه به گوش آسمان میرسد) وقتی آسمان آه و ناله مرا شنيد، گفت: سعدی! آه و ناله نكن، زيرا آه دودآلودی كه از سينهی آتشگرفتهی تو بيرون میآيد، آينهی زيبايی مرا تيره و تار میكند (دود آه تو چهرهی تابناک خورشيد را سياه میكند و جهان را به تاريكی فرو میبرد).
پینوشت: مطالب این پست در تاریخ ۶ شهریور ۸۶ مورد بازبینی و اصلاح کلی قرار گرفت./
دوستان عزیز، سلام
۱ اگر به خاطر داشته باشید حدود دو سال پیش سریالی به نام «رسم عاشقی» در ایّام ماه مبارک رمضان از شبکهی پنج سیما پخش شد؛ که خوانندگی تیتراژ آغازین آن بر عهدهی همایون شجریان بود. البته به عقیدهی حقیر این سریال به هیچ وجه در حدّ و اندازههای همایون شجریان نبود و به قول سجاد پورقناد (نویسندهی مطلب) بیشتر حالت «بزن در رو»یی داشت. اما به هر حال نگاهی به موسیقی تیتراژ این سریال تلویزیونی خالی از لطف نیست. این مطلب از سایت «گفتگوی هارمونیک» با اندکی تغییر آورده شده است. برای مطالعهی متن کامل آن بر روی «ادامهی مطلب» کلیک کنید.
۲ پیشاپیش از دوستانی که این مطلب را پیشتر مطالعه کردهاند، پوزش میطلبم و قول میدهم که در آینده مطالب جدیدتری در وبلاگ قرار دهم.
۳ از دوستان همراه این وبلاگ تقاضا میکنم چنانچه نقد و نظری پیرامون آلبوم «نقش خیال» دارند، به آدرس ایمیل این وبلاگ (h_shajarianweblog@yahoo.com) ارسال کنند تا در مطالب آتی - که به بررسی این آلبوم خواهد پرداخت - با نام خودشان آورده شود.
۴ شاید به بنده حق دهید که پستهای پیدرپی از کیفیت مطالب هر وبلاگ به هر سیاقی که باشد، میکاهد. از این روی اگر در بهروز شدن این وبلاگ تأخیری افتاد، یقین بدانید که حقیر -اگر زنده باشد- تکتک نظرات شما را به دقّت میخواند و در تلاش برای فراهم آوردن پستهای بعدیست.
۵ یکی از خوانندگان وبلاگ (خانم فرزانه) زحمت کشیده و عکسی برای من ارسال کردهاند که میتوانید اینجا را کلیک کنید و عکس را ببینید.
دوستان گرامی، سلامگوشههایی از تمرین فردی همایون شجریان را برای دریافت آماده کردهام. همایون ابتدا بیتی از "همآوازی مثنوی" (شعر عطار) را میخواند و سپس ضرب میگیرد و به سراغ دو خط اول تصنیف "مطرب دل" (شعر مولانا) میرود:
« با من صنما دل یکدله کن / گر سر ننهم آنگه گله کن »
دریافت كليپ تصويریحجم: ۶.۳۴ مگابایتمدت زمان: ۱ دقیقه و ۷ ثانیهمدت زمان (تخمینی) دریافت فایل: ۱۵ دقیقه و ۵ ثانیه (56Kbps)
پینوشت: این پست و لینک دانلود کلیپ در روز ششم شهریور ۸۶ مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفت./
دوستان همراه، سلامپیش از هر چیز از دوستانی که مرا با نظرات محبتآمیز خود شرمنده کردند، سپاسگزاری میکنم. امیدوارم بتوانم رضایت شما عزیزان را جلب نمایم.
محبوبیت قابل توجه تصنیف "هوای گریه" در میان دوستداران کارهای همایون شجریان - که در بین نظرات کاملاً محسوس بود - مرا بر آن داشت که امروز این تصنیف زیبا را برای دریافت در وبلاگ قرار دهم. قطعهای که بنا به گفتهی خود همایون همواره درخواستهای زیادی داشته و استقبال خوبی از آن شده است.
تصنیف هوای گریه:خواننده: همایون شجریانآهنگساز: محمدجواد ضرابیانکلام: سیمین بهبهانی
دریافت تصنیف هوای گریهحجم: ۸۹۵ کیلوبایتمدت زمان: ۷ دقیقه و ۱۵ ثانیهمدت زمان (تخمینی) دریافت فایل: ۲ دقیقه
پینوشت: این پست در روز ۶ شهریورماه ۸۶ مورد بازبینی و ویرایش واقع شد./
چندی پیش استاد محمدرضا شجریان بههمراه استاد حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان در کلن کنسرتی برگزار کردند. همایون شجریان که سالهاست با پدرش فعالیت میکند، در مصاحبه با رادیو فردا دربارهی نحوهی همکاری هنریاش با گروه میگوید. «تنها در بخش کنسرت با این گروه کار میکند و در ایران چهار کار به صورت سیدی و نوار تولید کرده است.» وی در مورد همکاری با پدرش میگوید: «چون در گروه هر کس کار خودش را انجام میدهد، اگر سختگیریای باشد از جانب خود شخص است.» همایون در مورد گرایش جوانان به موسیقی وی معتقد است که جوانان به موسیقی ایرانی تمایل داشتهاند و آواز را در کارهای او پسندیدهاند.
دریافت مصاحبهی رادیو فردا با همایون شجریان - حجم فايل: ۱.۲۹ مگابايت
[پخش قسمتی از قطعهی ترکمن]
آقای همایون شجریان، برای دومین بار است که شما همراه با پدر - استاد محمدرضا شجریان - همینطور استاد علیزاده و آقای کلهر در شهر کلن به اجرای برنامه پرداختید. در آغاز خیلی خوشحال میشوم که از خودتان بگویید که چرا شما صرفاً فعالیتهای هنریتان را به این گروه معطوف کردهاید و همواره با پدرتان همکاری میکنید؟فعالیتهای هنریای که انجام میدهم در بخش کنسرت زیر سایهی این گروه است و در بخشهای دیگر هم بیشتر در ایران کارهایی را به صورت نوار و سیدی ارائه میدهم و تا کنون شمار آنها به چهار کار رسیده که حاصل فعالیت سه-چهار سالهی من است.
هنگام تمرین یا کار با پدرتان، ایشان سختگیری میکنند؟خیر، گروه ما به این شکل است که هر کسی کار خودش را انجام میهد و سختگیری قبل از هر چیز از جانب خود هر شخص است. هر کسی ممکن است برای خود ایدههای جدیدی داشته باشد. ممکن است من برای نواختنم در یک قطعهی جدید ایدههایی داشته باشم.
[پخش قطعهای از تنبکنوازی همایون شجریان]
حدود چهار-پنج سال پیش که با شما صحبت می کردم، در نظر داشتید که موسیقی را به صورت آکادمیک در خارج از کشور ادامه بدهید، چه شد؟پشیمان شدم و بیشتر همین آواز کلاسیک ایرانی را ادامه میدهم. آن موقع قصد داشتم آواز اپرا را امتحان کنم، چون به آن علاقه داشتم. ولی دیدم تمرکزم را روی آواز ایرانی بگذارم، بهتر است. نمیدانم شاید باز هم روزی برای خودم کار [آواز اپرا] را دنبال کنم ولی نه به صورت حرفهای. چون فکر نمیکنم فرصت آن باشد. در حقیقت کمی دیر شده... دیگر به هر حال من سیساله هستم و در این وادی. آواز اپرا مقولهای است که پرداختن به آن نیاز به دانستن زبان و تسلط بر آن دارد و تحصیلات مفصلی باید پشتوانهاش باشد. در آن صورت برنامهی زندگی من کاملاً تغییر میکند. در حال حاضر همهی تمرکزم را به آواز کلاسیک ایرانی معطوف کردهام.
همانطور که اشاره کردید شما سیساله هستید. اکنون گرایش جوانانی در سن شما یا حتی در سنین پایینتر به موسیقیای که شما آن را ادامه میدهید چگونه است؟با چند کاری که به بازار عرضه شد، مخاطبهایی که داشتم و صحبتها و انتقادهایی که میشد این طور احساس کردم که جوانان حتی بخشهای آوازی را میپسندند ؛ در حالی که خیلیها فکر میکنند برای جوانان سنگین است و شاید حوصله نداشته باشند که آوازی خوانده شود و صرفاً دوست دارند قطعه بشنوند. به من تقریباً این طور ثابت شد که کلیهی کارها را دوست دارند، ولی به هر حال یک سری قطعهها و فرمهایی را بیشتر دوست داشتهاند ؛ ولی آواز را چون که از زبان و حنجرهی کسی که همسن و سال خودشان است میشنیدند بهتر میپذیرفتند. مخصوصاً در کار اول (نسیم وصل) شاهد آن بودم که خیلی از جوانانی که موسیقی ایرانی را هرگز گوش نکرده و نمیکردند بیشتر به خاطر تصانیفی که در کار وجود داشت آن را گوش میکردند و تمایل داشتند موسیقی ایرانی گوش دهند و خب آواز هم خیلی سنگین به نظرشان نمیآمد چون احساس نمیکردند خوانندهی آن متعلق به یک نسل گذشته است.
گویا شما علاوه بر تنبک، چند ساز دیگر نیز مینوازید؟به طور تخصصی قبلاً کمانچه مینواختم ؛ ولی سالهاست که آن هم به خاطر آواز فراموش شده است.
در پایان خوشحال میشوم، در صورت امکان دو خط از یکی از کارها و ترانههایتان را نیز بخوانید.یکی از ترانهها هست که تا کنون خیلی خیلی مورد استقبال قرار گرفته و همیشه همه تقاضا داشتند این کار خوانده شود؛ میتوانم دو خط اول آن ترانه را برای شما اجرا کنم.
[همایون دو بیت اول تصنیف "هوای گریه" از آلبوم "نسیم وصل" را میخواند که شعری است از سیمین بهبهانی:نبستهام به کس دل نبسته کس به من دل / چو تخت پاره بر موج رها رها رها منز من هر آنکه او دور چو دل به سینه نزدیک / به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من]
با آرزوی موفقیت بیشتر برای شما، از شما تشکر میکنم.خواهش میکنم.
پینوشت: متن این گفتوگو در تاریخ ۶ شهریور ۸۶ مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفت./
« جهان سایهی توست روش از تو دارد / ز نــور تــو بـاشـد بـقــا و فـنــایـش »
دوستان عزیز، امروز برای فتح باب زندگینامهی همایون شجریان را در زیر میآورم. هر چند میدانم مطلب بدیعی نیست ولی خب... فتح باب است دیگر!
زندگینامهی همایون شجریان
همایون شجریان، فرزند چهرهی شاخص ایران ـ محمدرضا شجریان ـ در ۳۱ اردیبهشتماه ۱۳۵۴ در تهران و در خانوادهای عجین با موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا به تشخیص پدر نزد استاد بیهمتای تنبک، شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است، پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر آواز را شروع کرد و در دوران بلوغ روزانه تکنیک آواز و صداسازی را به صورت فشرده فرا گرفت. در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامهی فراگیری آن نزد اردشیر کامکار پرداخت. از سال ۱۳۷۰ پدر و گروه آوا را در کنسرتهای آمریکا، اروپا و ایران (با تنبک) همراهی کرد و از ۱۳۷۸ به بعد در صحنهی کنسرتها همخوانی با پدر را آغاز نمود. همایون در چندین دوره کنسرتهای خارج از کشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفته است. آلبوم نسیم وصل به آهنگسازی محمدجواد ضرابیان، اولین آلبومی است که همایون به تنهایی خوانندگی آن را بر عهده داشته است.
سالشمار زندگی همایون شجریان
۱۳۵۴ | تولد: سیويکم ارديبهشت پنجاه و چهار۱۳۶۴ | آغاز فراگيری آواز به همراهی خواهران، نزد پدر۱۳۷۰ | آغاز همکاری با گروه آوا در کنسرتهای خارج از کشور۱۳۷۳ | اجرای برنامهی قاصدک در کنسرتهای دور اروپا با پدر و پرويز مشکاتيان۱۳۷۸ | شروع همخوانی با پدر در کنسرتها۱۳۷۹ | همراهی در اجرای برنامهی نوا و داد و بیداد و زمستان در کنسرتهای دور اروپا و امريکا و کانادا۱۳۸۱ | همراهی در اجرای برنامهی راست پنجگاه و مرکبخوانی در کنسرتهای دور اروپا و کانادا۱۳۸۲ | انتشار اولين آلبوم مستقل با نام «نسيم وصل»۱۳۸۳ | انتشار آلبومهای مستقل «ناشکيبا» و «شوق دوست»۱۳۸۴ | انتشار آلبوم مستقل «نقش خیال»۱۳۸۴ | اجرای کنسرت به همراه گروه اساتید (پدر، علیزاده و کلهر) در خارج و داخل کشور۱۳۸۵ | انتشار آلبوم «با ستارهها» شامل مجموعهای از تصانیف به آهنگسازی محمدجواد ضرابیان۱۳۸۶ | معرفی آلبوم «با ستارهها» به عنوان برترین اثر موسیقایی سال ۸۵ در حوزهی موسیقی سنتی۱۳۸۶ | برگزاری کنسرت «با استاد سخن سعدی» به همراه گروه آوا در دور اروپا و تهران
آثــار
نسیم وصل، ۱۳۸۲ ناشکیبا، ۱۳۸۳ شوق دوست،۱۳۸۳ نقش خیال، ۱۳۸۴با ستارهها، ۱۳۸۵
پینوشت: زندگینامه و سالشمار در تاریخ ۶ شهریور ۸۶ مورد بازبینی، تصحیح و تکمیل قرار گرفت./
» تعداد پسـتها: ١۵۱» تعداد کامنتها: ۸۴۴۴
» برای دیدن عکس در اندازهی اصلی بر روی آن کلیک کنید.
٣۳پوستر تبلیغاتی دیویدیکنسـرت استـاد شجریـانطـرح: مژگان شجریان
ابعـاد عکس: ۱۰۳۵ × ۷۳۵ پیکسلحجم عکس: ١۴۴ کیلوبایت
درخواست عکس | آرشیو عکس هفته
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
کلیهی حقوق وبلاگ غیررسمی همایون شجریان، از جمله مطالب، محتوا و تصاویر، تحت لیسانس Creative Commons و متعلق به این وبلاگ و کاربرانش میباشد. بنابراین استفاده، تغییر و گسترش مطالب آن در رسانهها _ از قبیل سایتها، وبلاگها، نشریات و خبرگزاریها _ آزاد اما در صورت ذکر منبع و درج لینک آن شایسته است. در ضمن هرگونه استفادهی تجاری از مطالب این وبلاگ غیرمجاز است. از عنایت شما خوبان سپاسگزارم.