تبليغاتX
همایون شجریان

» دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385، ساعت 18:0

درباره‌ی تصنیف «می عشق» از آلبوم ناشکیبا

آواز: همایون شجریان
آهنگساز: اردشیر کامکار
نوازندگان:

ارسلان کامکار / عود
اردشیر کامکار / کمانچه، دف، دایره، چوب، طبل بزرگ
اردوان کامکار / سنتور
کامبیز گنجه‌ای / تنبک
سینا جهان‌آبادی / کمانچه
تهمورث پورناظری / تار
شروین مهاجر / کمانچه و کمانچه آلتو
شهرام غلامی / عود
ارژنگ سیفی‌زاده / تار
سهراب پورناظری / کمانچه
سعید نایب‌محمدی / عود

تاریخ انتشار اثر: ۳۱ / اردیبهشت / ۱۳۸۳
ضبط و میکس صدا: ریموند موسسیان

شعر تصنيف «می عشق» از حضرت حافظ

وزن غزل: مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل

گــل در بــر و می در کـف و معشـوق به کـــام است
سـلطــــان جــــهانــــم بـــه چنیـــن روز غـلام است

در مــذهــب مــــا بــــاده حــــلال است ولـیـکــن (۲)
بــی روی تــو ای ســـرو گـل انــدام حــرام است (۲)

می‌خـــواره و ســرگشتــه و رنـدیـــم و نظـــربــاز (۲)
وانکس که چو ما نیست در این شهر کدام‌است (۲)

[ از ننگ چه گویی(۲) که مرا نام ز ننگ است ] (۲)
[ وز نام چه پرسی(۲) که مرا ننگ ز نام است ] (۲)

[ تـــا گنـــج غمـــت در دل ویـــرانـــه مقـــیـــم است
همـــواره مـــرا کنـــج خـــرابـــات مقـــام است ] (۲)

حافـــظ منشیـــن بی می و معشــوق زمـانـــی (۲)
کــایّـــام گـــل و یـــاســمـــن و عـــیـــد صیـــام است

» دسترسی به نسخه‌ی کامل غزل «

شعر تصنیف «می عشق» | طرح از سهند سلطاندوست
برای دیدن تصویر در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید

زندگی‌نامه‌ی کوتاهی از اردشیر کامکار به نقل از وب‌سایت گروه کامکارها

اردشیر کامکاراردشیر کامکار در سال ۱۳۴۲ در سنندج به دنیا آمد و از اوان کودکی نواختن ویلن را در محضر پدرش فرا گرفت. چندی بعد، وی به‌عنوان نوازنده‌ی ویلن و کمانچه به عضویت ارکستر فرهنگ و هنر سنندج درآمد. او از استعداد موسیقایی شگرفی بهره‌مند بود و قطعات دشوار ویلن استاد ابوالحسن صبا را با کمانچه اجرا می‌کرد. در سال ۱۳۶۰~ به تهران آمد و با گروه‌های عارف و شیدا شروع به همکاری کرد. همچنین مطالب تکمیلی را نزد استاد محمدرضا لطفی و پشنگ کامکار آموخت و در محضر این اساتید با تکنیک‌های نوازندگی بیشتر آشنا شد.

اردشیر کامکار همواره برای گسترش هر چه بیشتر قابلیت‌های ساز کمانچه کوشیده است. در این راستا، قطعات استاد صبا را در دو اثر « به یاد صبا » و « بر تارک سپیده »، به کمک کمانچه و ارکستر به اجرا در آورده. وی در « بر تارک سپیده »، با تکیه بر توانایی‌های خود دست به ابتکارات بدیعی زده و از این رهگذر کمانچه را به سازی فوق‌العاده تأثیرگذار و وجدآور مبدل کرده است. [ رجوع به منبع... ]

اردشیر کامکار از نگاه دایرة‌المعارف آزاد ویکی‌پدیا

اردشير كامكار (در زبان كردی Erdeşîr Kamkar)، موسيقيدان ایرانی، در سال ۱۹۶۲میلادی (۱۳۴۲ شمسی) در سنندج متولد شد. وی آموختن موسیقی را زیر نظر پدرش آغاز کرد و در سال ۱۹۸۰ میلادی (۱۳۶۰~ شمسی) به تهران نقل مکان کرد و فراگیری موسیقی سنتی را تحت نظر استاد محمدرضا لطفی و برادرش، پشنگ کامکار، ادامه داد. اردشیر کامکار همواره علاقه‌مند به گسترش و شکوفایی قابلیت‌های ساز کمانچه بوده و از همین رو کتاب‌ها و قطعاتی برای کمانچه‌نوازی پدید آورده است. او تاکنون با گروه‌های مشهوری چون دستان، عارف و شیدا به اجرای برنامه پرداخته و اخیراً نیز با خواننده‌ی جوان و بااستعداد، همایون شجریان، در آلبوم ناشکیبا همکاری داشته است.

ترجمه: وبلاگ همایون شجریان


دانلود تصنیف می عشق

حجم: ۷۸۵ کیلوبایت
مدت زمان: ۶:۲۱

پی‌نوشت: مطالب این پست و لینک دانلود تصنیف می عشق در ۳۱/۱/۸۸ اصلاح شد./

بالاترین Oyax Delicious Digg StumbleUpon Facebook FriendFeed Twitter Google Bookmarks Add This RSS Feed    بالای صفحه
دسته: دانلود موسیقی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 21-1 | لینک ثابت |

» سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385، ساعت 23:30

دوستان عزیز، سلام ...
همان‌طور که می‌دانید چندی پیش کلیپ تصویری هم‌آوازی شوشتری را ــ که توسط اساتید موسیقی ایرانی در فستیوال فز مراکش اجرا شده بود ــ در وبلاگ قرار دادم. امروز نیز کلیپ بوسه‌های باران را آماده کرده‌ام که امیدوارم مقبول واقع شود. هر چند این اثر در کنسرت معروف همنوا با بم نیز اجرا شد ؛ اما اجرای مراکش کمی متفاوت از آن چیزی‌ست که در تالار وزارت کشور شنیدیم. این بار نیز چون مرتبه‌ی پیش در آماده‌سازی کلیپ با یک مشکل بزرگ رویارو بودم و آن چیزی نبود جز همان پاساژی که نامش از آغاز تا پایان، بر روی تصویر رژه می‌رفت. ناگزیر کمر به حذف نام‌برده از صفحه‌ی روزگار بستم! پس اگر دیدید حواشی تصویر زیاد از حد مشکی شده، به گیرنده‌های خود دست نزنید که مشکل از فرستنده است! در ضمن در کنار کلیپ تصویری، فایل صوتی را هم قرار داده‌ام که دانلود آن آسان‌تر و سریع‌تر است.

درباره‌ی بوسه‌های باران

آواز : استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان
آهنگساز : استاد حسین علیزاده
نوازندگان :
استاد حسین علیزاده/ تار
کیهان کلهر/ کمانچه
همایون شجریان/ تنبک
غزل : محمدرضا شفیعی کدکنی
دستگاه : راست‌پنجگاه
آلبوم : فریاد

شعر بوسه‌های باران

ای مهربان‌تر از برگ در بوسه‌های باران
بيداری ستاره، در چشم جويباران

آيينه‌ی نگاهت، پيوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت، صبح ستاره‌باران

بازآ كه در هوايت خاموشی جنونم
فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران

ای جويبار جاری! زين سايه برگ مگريز
كاين گونه فرصت از كف دادند بی‌شماران

گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم
بيرون نمی‌توان كرد حتی به روزگاران *

بيگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهيز
زين عاشق پشيمان سر خيل شرمساران

پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
ديوار زندگی را زين گونه يادگاران

وين نغمه‌ی محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی‌ست آواز باد و باران


* اشاره و تلمیحی‌ست به شعر شیخ اجل، سعدی که می‌فرماید :
سعدی، به روزگاران مهری نشسته بر دل / بیرون نمی‌توان کرد الّا به روزگاران
دکتر شفیعی کدکنی مضمون این بیت سعدی را در بیتی بسیار هنرمندانه به کار برده و ترک عشق را حتی با گذشتن زمان هم ممکن ندانسته است.

درباره‌ی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی | عكس: ماهنامه‌ی ادبی-اجتماعی-فرهنگی دانشجويان دانشگاه واترلودكتر محمدرضا شفیعی كدكنی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر معاصر در سال ۱۳۱۸ ﻫ.ش در كدكن از روستاهای قديمی بين نيشابور و تربت حيدريه به دنيا آمد. او تحصيلات ابتدايی و دوره‌ی متوسطه را در مشهد گذراند و از آن پس وارد دانشكده‌ی ادبيات دانشگاه مشهد شد و به تحصيل پرداخت و ليسانس خود را در اين رشته دريافت كرد. دكتر شفيعی، همزمان با تحصيلات متوسطه و دانشگاهی، در حوزه‌ی علميه‌ی مشهد به تحصيل علوم ادبی و عربی پرداخت و ادبيات عرب را نزد اساتيد معظم اين حوزه فرا گرفت. او در زمانی كه در مشهد به تحصيل اشتغال داشت از اعضای مؤثر و فعال انجمن‌های ادبی به شمار می‌رفت و از همان آغاز نوجوانی آثارش در مطبوعات خراسان با نام مستعارش «م. سرشک» به چاپ می‌رسيد. در سال‌های بعد از ۱۳۳۲ ﻫ.ش با همكاری تنی چند از جوانان شاعر و اهل ادب انجمن ادبی‌یی تشكيل داد كه بيشتر طرفداران شعر نو و ادبيات داستانی و ترجمه‌ی ادبيات فرنگی بودند كه دكتر علی شريعتی نيز از جمله اعضای آن انجمن بودند. استاد شفيعی پس از عزيمت به تهران در دانشكده‌ی ادبيات دانشگاه تهران دوره‌ی فوق ليسانس خود را گذراند و سپس دوره‌ی دكترای زبان و ادبيات عرب را نيز پشت سر گذاشت. او مدتی در بنياد فرهنگ ايران و كتابخانه‌ی مجلس سنا به كار اشتغال ورزيد و سپس به عنوان استاد دانشكده‌ی ادبيات تهران در رشته‌ی سبک‌شناسی و نقد ادبی به كار مشغول شد. دكتر شفيعی همچنين مدتی را بنا به دعوت دانشگاه‌های آكسفورد انگلستان و پرينستون آمريكا به عنوان استاد به تدريس و تحقيق اشتغال داشت. از دكتر شفيعی تا كنون ده‌ها نوشته و مقاله و تأليفات بسياری به چاپ رسيده است.
دكتر شفيعی از استادان متبحر ادبيات معاصر ايران و از محققين بزرگ به شمار می‌رود كه در نقد شعر و ادب فارسی صاحب‌نظر است و در شعر و شاعری نيز مقام والايی دارد و صاحب سبک و شيوه‌ی خاصی است كه او را به عنوان شاعری پيشرو می‌شناسند و يكی از ويژگی‌های شخصيتی دكتر شفيعی اين است كه وی در محافل ادبی به ندرت ظاهر می‌شود و بيشتر در انزوای به سر می‌برد.
از مهم‌ترین مجموعه‌های شعر ایشان می‌توان به « زمزمه‌ها، شبخوانی، از زبان برگ، در کوچه‌باغ‌های نیشابور، از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران و بوی جوی مولیان » اشاره کرد. « صور خیال در شعر فارسی، موسیقی شعر، و تصحیح و توضیح اسرارالتوحید » نمونه‌هایی چند از آثار پژوهشی ایشان است.
[ به نقل از پایگاه شبکه آموزش سیما / با اندکی تلخیص و تغییر ]

در همین رابطه

محمدرضا شفیعی کدکنی در پایگاه آوای آزاد
مطالعه‌ی شعر مشهور سفر به خیر از محمدرضا شفیعی کدکنی


دانلود کلیپ تصویری بوسه‌های باران

حجم: ۹.۵۵ مگابایت
مدت زمان: ۶:۴۷
مدت زمان تخمینی دانلود: ۲۳ دقیقه (با سرعت 56Kbps)


دانلود فایـل صوتـی بوسه‌های باران

حجم: ۹۵۷ کیلوبایت
مدت زمان: ۷:۴۵

پی‌نوشت: مطالب این پست و لینک‌های دانلود در تاریخ ۳۱ فروردین ۸۸ اصلاح گردید./

بالاترین Oyax Delicious Digg StumbleUpon Facebook FriendFeed Twitter Google Bookmarks Add This RSS Feed    بالای صفحه
دسته: دانلود موسیقی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 20-1 | لینک ثابت |

» چهارشنبه دهم خرداد 1385، ساعت 16:30

اگر تأخیری بود، عذر مرا بپذیرید

دوستان عزیز، سلام
برای من مغتنم و شادی‌آور است که می‌بینم علاقه‌مندانی پیوسته به این وبلاگ سر می‌زنند و بابت تأخیر در به‌روزرسانی وبلاگ، انتقاد می‌کنند. در میان بازدیدکنندگان خانم "شهرزاد" ضمن انتقاد به‌جا، به خوبی حق مطلب را ادا کرده بودند. بخشی از پیام خانم "شهرزاد" را می‌خوانیم:

 حالا که مطلب خاصی از آقای همایون در دست نیست، چه قدر شعرهای این ساز و آوازها را کلمه به کلمه معنی کنیم و مصاحبه‌های دو-سه سال پیش را بخوانیم. به نظر من این بحث‌ها درباره‌ی موسیقی خیلی جالب است. حالا که خبر خاصی نیست ؛ خب چرا درباره‌ی موسیقی بحث نکنیم؟ بله شما درست می‌فرمایید. این وبلاگ به نام آقای همایون شجریان است ولی حالا که موضوع خاصی برای صحبت کردن نیست چه بحثی بهتر از این.
جانا، سخن از زبان ما می‌گویی...

اما دوستان، به یک نکته نیز عنایت داشته باشید، به برکت روز تولد آقای همایون شجریان، نظرات بسیار زیادی ارسال شد و بحث‌های جالبی در گرفت. چنان‌که گویی عده‌ی زیادی به میهمانی آمده بودند. فکر می‌کنم برای بزرگداشت این روز -که تعدادی از دوستان مرتب آن را یادآوری می‌کردند- میهمانی مجازی درخوری ترتیب داده شد. فکر می‌کنید در قالب محدود این وبلاگ، برای برگزاری چنین روزی چه باید می‌کردیم؟ آیا می‌توانستیم به‌جز عرض تبریک و درج مطلب همراه با کاری گرافیکی، کار دیگری انجام دهیم؟ البته، ناگفته نماند که تلاش‌های دیگری نیز برای هر چه بهتر شدن پست قبلی صورت گرفت، اما نه بنده در پیگیری آن مصر بودم و نه شرایط مطلوب فراهم آمد. به این ترتیب نتوانستیم با آقای همایون شجریان ارتباطی برقرار کنیم. (صد البته ایشان در ایران اقامت ندارند و حتی ایجاد ارتباط از طریق دوستان و همکارانشان نیز میسر نشد.) ولی با وجود همه‌ی این کاستی‌ها، اتفاقی افتاد که به عقیده‌ی من جلوه و شکوه خاصی به این روز بخشید و آن هم بحث‌های خوبی بود که بین دوستان درگرفت و به خوبی روال خود را طی کرد. راستش را بخواهید، هنوز هم نمی‌خواستم پست جدیدی ارسال کنم تا رشته‌ی بحث‌ها نگسلد. اما نحوه‌ی بیان " خسته نباشید " از سوی خانم ناهید و تذکرات به‌جای خانم "فرزانه" و دوست بزرگوار "امیر/ دل‌آواز" و صد البته فروکش کردن تب‌وتاب بحث‌ها مرا بر آن داشت که وبلاگ را به‌روز کنم.
لازم است عرض کنم تأخیر در روزآمد کردن وبلاگ تنها از آن جهت است که مطالب و اخبار پیرامون آقای همایون شجریان چندان زیاد نیست، نه چیز دیگر... دوست عزیز، جناب "امیر" بنده به هیچ‌وجه، به بالا رفتن آمار و ارقام وبلاگ از رهگذر بحث و مجادله میان دوستان دل خوش نکرده بودم. درست است که " همگان در این بحث شرکت نمی‌کنند " اما عده‌ی زیادی می‌آیند، نظرات را می‌خوانند، درباره‌ی آن نظرات فکر می‌کنند، نظرات را سبک و سنگین می‌کنند و به نتایجی می‌رسند. نیازی نیست همه در بحث شرکت کنند. خود بنده به هیچ وجه وارد این گفت‌وگوها نشدم، ولی از نظرات دوستمان "حیران‌تر" و خانم "فرزانه" بسیار استفاده بردم و اطمینان دارم که بسیاری دیگر نیز با خواندن این مباحثات، مطالبی دستگیرشان شد ؛ گر چه در بحث حضور نداشتند.

دوستان، روزآمد کردن سریع و کوتاه‌مدت وبلاگ، به خصوص این وبلاگ که به طور ویژه به هنرمند عزیزمان، همایون شجریان، اختصاص یافته چندان آسان نیست. مگر آنکه در کنار مطالب مربوط به ایشان، سایر رخدادهای موسیقی را نیز دنبال کنیم تا محدوده‌ی وسیع‌تری برای درج مطالب داشته باشیم. چنانچه دوستان خوبم چنین مرا تحت فشار قرار دهند، ناگزیرم که کمی دایره‌ی مطالب را گسترده‌تر سازم که آن وقت دیگر ماهیت وبلاگ عوض خواهد شد و نمی‌توان لقب "اختصاصی" به آن داد.

در کنار آنچه آمد، مشغله‌ها و گرفتاری‌های شخصی نیز در این تأخیر بی‌تأثیر نبوده و نخواهد بود. در ضمن همین‌جا از همه‌ی دوستداران موسیقی و آقای همایون شجریان می‌خواهم که با ارسال مطلب، یاری‌رسان من باشند. این وبلاگ در مالکیت شخص بنده نیست، بلکه متعلق به همه‌ی دلسوزان و علاقه‌مندان است. بنابراین از کمک به پربار نمودن آن دریغ نفرمایید.

 

یک خبر/ آلبوم جدید همایون شجریان در راه است

وبلاگ همایون شجریان: گویا، آلبوم جدید همایون شجریان به زودی منتشر خواهد شد. آهنگسازی این اثر نیز همچون " نسیم وصل " و " شوق دوست " بر عهده‌ی آقای محمد جواد ضرابیان است. طبق شنیده‌ها، قطعات این اثر مراحل پایانی ضبط را می‌گذراند و به زودی کار ضبط آواز و صداگذاری نیز آغاز خواهد شد. گفتنی است، به مانند " نسیم وصل " بخش اعظم این اثر را نیز تصانیف تشکیل می‌دهند و قطعات آوازی کمتری در آن گنجانده شده است.

 

مروری بر یک نقد/ انتقاد می‌تواند منصفانه باشد

چندی پیش مطلبی با عنوان " نقدی بر نقد آلبوم ناشکیبا " در وبلاگ قرار گرفت که در آن، نقد نویسنده‌ی روزنامه‌ی همشهری بر آلبوم ناشکیبا آمده بود و بنده نیز نقدی بر آن نقد نگاشتم و آن را دور از انصاف قلمداد کردم. برخی دوستان بر آن باور بودند که بنده در دفاع از اثر و نویسنده‌ی یاد شده در خرده‌گیری از آن، هیچ کدام شرط اعتدال را رعایت نکرده‌ایم. اما هر نقدی اگر در چهارچوب اصول و ضوابط خاص خود نگاشته شود، محترم و قابل تأمل است. از دید من، رعایت انصاف و اعتدال شرط لازم برای مقبولیت یک نقد است. همانطور که دوست عزیزمان "حیران‌تر" اشاره کرده بود، نقاد وظیفه‌ای در خصوص بیان همه‌ی نقاط روشن و نکات مثبت اثر ندارد. او باید به نقاط ضعف و کاستی‌ها و نارسایی‌های اثر توجه کند.
از این روی امروز مطلبی از شماره‌ی ۵۴۹ روزنامه‌ی شرق (۱۴ /۷ / ۱۳۸۴) انتخاب کرده‌ام که به قلم آقای ولى الله كاووسى نگاشته شده و به بررسی و معرفی آلبوم شوق دوست پرداخته است. می‌توانم از این مطلب به عنوان نقدی منصفانه و واقع‌گرایانه یاد کنم که ضمن انتقاد از اثر، اصول را نیز زیر پا نگذاشته است. با هم می‌خوانیم:

نگاهی به آلبوم شوق دوست | به نقل از روزنامه شرق | ولى الله كاووسى

«شوق دوست» سومين اثرى است كه با صداى «همايون شجريان» روانه‌ی بازار موسيقى شد. شجريان در اين اثر براى بار دوم در كنار «محمدجواد ضرابيان» قرار گرفته است. ضرابيان اين بار به جاى اركستر سمفونيک كه در نسيم وصل به كار گرفته بود، گروه سازهاى ملى را براى اجراى آهنگ‌هاى خود برگزيده است. پس از دستگاه‌هاى همايون و شور كه به ترتيب در دو اثر نسيم وصل و ناشكيبا به اجرا درآمده بودند، براى اثر جديد دستگاه سه‌گاه انتخاب شده است. دستگاهى كه به اعتقاد برخى صاحب‌نظران اصيل‌ترين دستگاه موسيقى ايران به شمار مى‌رود. طنين زخمه‌ی تار و بلافاصله پيوستن سازهاى ديگر به آن. اين لحظه‌ی آغاز اثر است. گروه مقدمه‌ی تصنيف را مى‌نوازد. ملودى زيباست و جمله‌بندى و فراز و فرود نغمه‌ها با معنى و به‌موقع، اما هيچ نشانى از يک هم‌نوازى منسجم و ارتباط تنگاتنگ ميان نوازندگان وجود ندارد. در مقايسه با اجراهاى شكوهمند و تأثيرگذار گروه‌هاى همدل و همراهى همچون «عارف» و «دستان» اينجا ضبط و ميكس استوديويى است كه صداى سازها را در كنار هم قرار داده و اجراى گروهى را از هرگونه احساس واقعى يكدلى و يک‌رنگى تهى كرده است. ديگر اينكه صداى تمبک كه پايه‌ی ريتميک گروه است چه در اين قطعه و چه در ساير قطعات به‌زحمت به گوش مى‌رسد و اين نقطه‌ی ضعفى است كه تقريباً در سرتاسر اثر وجود دارد. خواننده شروع به خواندن مى‌كند: اى پناه بى‌پناهان، از من دلشده روى مگردان، صدايش ترسان و مردد است. كلمات را به شدت گنگ و نامفهوم ادا مى‌كند به طورى كه مشكل مى‌توان فهميد چه مى‌خواند و بدتر از همه نوعى لطافت ساختگى در صدا موج مى‌زند. ظاهراً او غافل است از اينكه اين نرمى و گيرايى به طور طبيعى در صدايش موجود است و هيچ‌گونه نيازى به اين تلاش مصنوعى ندارد. كلام اين تصنيف از ضرابيان است و در مقايسه با ديگر تصنيف‌هايى كه در اين آلبوم با كلام او اجرا شده از سادگى و روانى بيشترى برخوردار است و در تلفيق با موسيقى سنتى كلام كم‌تر نمايان شده، مگر در دو مورد كه آشكارا سرهم‌بندى شده است: اولى «اين دل پريشان دادم به دستت» و ديگرى «براى من نمانده است جز نيمه‌جانى» اى‌كاش آهنگساز محترم فكرى به حال اين دو مصراع مى‌كرد. با پايان يافتن تصنيف، شروع آواز سه‌گانه با صداى تار نويد داده مى‌شود. تارى كه نوازنده‌ی آن خود را پيروی مكتب نوازندگى استاد «جليل شهناز» مى‌داند. اينكه چه اندازه در اين پيروى وفادار و موفق بوده فرصتى و صحبتى ديگر طلب مى‌كند. همايون، سه‌گاه را درآمد مى‌كند، با صدايى كه به‌وضوح قدرتمندتر و شفاف‌تر از صدايى است كه در تصنيف شنيديم و باز هم غزلى تابناک از سعدى بزرگ: اگر مراد تو اى دوست نامرادى ماست، مراد خويش دگر باره من نخواهم يافت
او در دو آلبوم پيش هم براى آواز خود كلام سعدى را برگزيده بود. گويا خواننده‌ی جوان ما، ارادت ويژه‌اى به شيخ بزرگ شيراز دارد و چه نيكو ارادتى.
همايون در اين آواز نشان داده است كه براى هر چه بهتر كردن صداى خود پشتكار و جديت زيادى به خرج مى‌دهد و همچنان در راه فراگيرى زير و بم‌هاى اين هنر جوينده و پوينده است. اين آواز به طور مشخصى از دو كار قبلى‌اش سنجيده‌تر و زيباتر بود. تنوع تحريرها و اجراى به‌موقع آنها، آرام و شمرده خواندن و واضح ادا كردن كلمات، درست خواندن شعر با توجه به معنى و تناسب ميان انتخاب ابيات با گوشه‌هاى مختلف دستگاه، همه و همه نشان‌دهنده‌ی ورزيده‌تر شدن شجريان جوان است. (البته همين آواز در همين دستگاه و با همين شعر جاى ديگرى هم از او شنيده بوديم.)
ناگفته نماند كه «شهرام ميرجلالى» هم به خوبى از عهده‌ی همراهى آواز برآمده است و با دادن جواب‌هايى مناسب و به‌اندازه، زيبايى آواز را دو چندان كرده است.
و بعد باز هم اجراى گروه و تصنيف «بخت سركش» با شعر حافظ. به جرئت مى‌توان گفت كه اين، قوى‌ترين تصنيف اين مجموعه است. آهنگى زيبا در تلفيق با غزلى استخوان‌دار و با صدايى گرم و گيرا. جالب توجه آنكه به جز چند بيتى از اين غزل، مطلع غزل ديگرى هم از حافظ كه با همين وزن و قافيه است در پايان تصنيف خوانده مى‌شود: «گر تيغ بارد در كوه آن ماه / گردن نهاديم الحكم لله» و مصراع «گه جام زركش گه لعل دلخواه» يک بار هم بدين صورت خوانده مى‌شود: «گه جام زركش، گه كام دلخواه».
پس از تصنيف، تكنوازى تار است. اساساً بود و نبود اين قطعه هيچ تفاوتى در كل مجموعه ايجاد نمى‌كند، چه رسد به اينكه در فهرست آلبوم وعده‌اى هم براى آن داده شود! روى «ب» با چهارمضراب مخالف آغاز مى‌شود. اينجاست كه صداى تمبک هم قدرى به گوش مى‌رسد و ساير سازها هم با استقلال بيشترى خودنمايى مى‌كنند. يكى دو بيت هم در آواز مخالف به خوبى اجرا مى‌شود. چهارمضراب به پايان مى‌رسد. خواننده در سكوت مطلق سازها گوشه‌ی مغلوب را اجرا مى‌کند:
غـلام قـامت آن لعبــت قـبـــا پـوشـم
كه از محبت رويش هزار جامه قباست
شجريان جوان در اين سكوت مطلق، مهارت خود را با چند تحرير متنوع و پياپى به نمايش مى‌گذارد و به‌خوبى از عهده‌ی اجرا برمى‌آيد. توانايى او در اجراى اين تحريرها تحسين‌برانگيز است. پس از آن فرودى با طمأنينه و پايان آواز. در ادامه‌ تصنيف نه‌چندان دلچسب «مست نگاه» است با كلام آهنگساز كه اى كاش آهنگ خود را بر روى شعر ديگرى ساخته بود و خود را وادار به گفتن چنين كلام كليشه‌اى و سستى نمى‌كرد. تصنيف صورت دست چندمى از آثار دوره‌ی قاجار است كه دلنشين‌ترين و ماندگارترين نمونه‌هاى آن را در سروده‌ها و ساخته‌هاى على‌اكبر شيدا تصنيف‌سراى مشهور آن دوره مى‌توان يافت. به‌كارگيرى اصطلاحات و واژگانى نظير «بت چين و ختن»، «حبيبم»، «صنما» و غيره بسيار از مد افتاده و نخ‌نما شده مى‌نمايد. بهتر آن بود كه شاعر اين تصنيف به جاى تلاش براى «شيداى زمان» شدن به مفاهيم امروزى‌ترى مى‌انديشيد.
آواز مثنوى مخالف از ديگر نقاط قوت اين مجموعه است. استفاده از شعر رهى هم بسيار بجا و تأثيرگذار است:
همچو موجم يک نفس آرام نيست          بس كه طوفان زا بود درياى دل
هم‌نوايى نى و كمانچه اثر دستان با صداى شجريان بزرگ را يادآورى مى‌كند. اينجا هم باز همايون نشان مى‌دهد كه مى‌تواند آينده‌ی بهترى داشته باشد. كمانچه‌ی «سينا جهان‌آبادى» شيوه‌ی نوازندگى «سعيد فرجپورى» را در آلبوم «رسواى دل» به خاطر مى‌آورد.
پايان‌بخش مجموعه هم باز تصنيفى است با حال و هواى دوره‌ی قاجار. باز هم كلام بى‌نمک ضرابيان با اصطلاحاتى همچون «شمع هر انجمن»، «مه شيرين‌زبان» و «صنم گلعذار» كه سال‌ها از تاريخ مصرفشان گذشته و اين‌ها همه در قالب يک آهنگ نشاط‌آور و طرب‌انگيز.

 

چند نکته:

یک/ نکته‌ای که گویا نویسنده‌ی نقد بالا از آن بی‌خبر بوده این است که "شوق دوست" پیش از دیگر آثار همایون شجریان اجرا و ضبط شده و جزو تمرین‌های قدیمی همایون شجریان است ولی انتشار آن حدود ۵ سال به تأخیر افتاده و در اسفند ۸۳ در دست علاقه‌مندان قرار گرفته است.
دو/ بنا به نظر نویسنده ،آواز شوق دوست، پیش‌تر در همین دستگاه (سه‌گاه) و با همین شعر توسط همایون شجریان اجرا شده است. بنده متوجه منظور دقیق نویسنده نشدم اما گمان می‌کنم ایشان ساز و آواز "نسیم سحر" را با "شوق دوست" اشتباه گرفته‌اند ؛ از آنجا که یک بیت نسبتاً مشابه در هر دو آواز وجود دارد : "اگر مراد تو ای دوست نامرادی ماست / مراد خويش دگر باره من نخواهم خواست" در شوق دوست و "و گر مراد تو اینست بی‌مرادی من / تفاوتی نکند چون مراد یار منست" شاید این تشابه نسبی در مصراع‌های اول، نویسنده را به اشتباه انداخته، شاید...
سه/ بر این باورم که نقاد نباید برداشت‌های حسی خود را در نقد دخالت دهد و تلاش کند خواننده را نیز در این احساسات شریک نماید. متأسفانه در قسمت‌هایی از نوشته‌ی بالا، نویسنده هر آنچه احساس کرده را بر زبان آورده، غافل از آنکه ممکن است آنچه به نظر او آمده، به نظر خوانندگان نیامده باشد. برای مثال، نویسنده صدای همایون در ابتدای تصنیف "دلشده" را "مردد" خوانده، در واقع صدای همایون به نظر او مردد و مضطرب آمده، پس نباید این احساس خود را تعمیم دهد و شمولی برای آن قائل باشد.
چهار/ فکر می‌کنم شما نیز با بنده موافق باشید که این نقد، نقد خوبی بود.

 

نتایج نهایی نظرسنجی شماره ۲

كداميک از قطعات آوازی آلبوم‌های همايون شجريان را بيشتر می‌پسنديد؟
ساز و آواز نسیم سحر ( 8رای، 6%)
ساز و آواز ناشکیبا ( 20رای، 17%)
آواز زهر شیرین ( 9رای، 7%)
ساز و آواز داغ دوستی ( 3رای، 2%)
ساز و آواز شوق دوست ( 22رای، 18%)
ساز و آواز دریای دل ( 7رای، 6%)
ساز و آواز نقش خیال ( 29رای، 25%)
آواز گناه عشق ( 18رای، 15%)

عنوان نظرسنجی: بهترين ساز و آواز
تاريخ شروع نظرسنجی: 1385/2/12
مجموع نظرات: 116

همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید، در این نظرسنجی " ساز و آواز نقش خيال " با کسب ۲۹ رأی به عنوان بهترین قطعه‌ی آوازی آثار همایون شجریان برگزیده شد. در ضمن " ساز و آواز داغ دوستی " از اقبال چندانی برخوردار نبود.

 

ز دست محبوب

آهنگساز و شاعر: غلامرضاخان رییس موزیک
دستگاه: ماهور
مدت اجرا: ۴ دقیقه و ۵ ثانیه
اجرا: محمدرضا شجریان و همایون شجریان
آلبوم: آهنگ وفا
نوازندگان (گروه آوا):
محمد فیروزی/ بربت
سعید فرجپوری/ کمانچه
بهزاد فروهری/ نی
بهروز همتی/ تار
جواد بطحائی/ سنتور
همایون شجریان/ تنبک

( ز دست محبوب ندانم چون کنم ) ( ۲ )
( وز هجر رویش دیده جیحون کنم ) ( ۲ )
( ز دست محبوب ندانم چون کنم ) ( ۲ )
( وز هجر رویش دیده جیحون کنم ) ( ۲ )

یارم چو شمع محفل است
دیدن رویــش مشکل است
سرو مــرا پـا در گــــل است
( بر خط و خالش مایل است ) ( ۲ )

یار من دلدار من کمتر تو جفا کن
( یـادی، آخــر تــو ز مــا کن )( ۲ )

رفتـم بـر آن مـاه (و) رو
بـا او نشستــم روبـــرو
گفتم سخن‌ها موبه‌مو

یار من دلدار من کمتر تو جفا کن
( یـادی، آخــر تــو ز مــا کن )( ۲ )

‌[ تکرار از اول تا آخر با ضرب تندتر ]
یـادی، آخــر تــو ز مــا کن

 مرجع : جاودانه‌ها (۲) (قسمت اول)
گردآورنده : مسعود زرگر


دانلود تصنیف قدیمی ز دست محبوب
حجم: ۱.۴۵ مگابایت

پی‌نوشت: مطالب این پست در تاریخ ۳۱ / فروردین / ۸۸ مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفت./

بالاترین Oyax Delicious Digg StumbleUpon Facebook FriendFeed Twitter Google Bookmarks Add This RSS Feed    بالای صفحه
دسته: دانلود موسیقی | نویسنده: سهند سلطاندوست | کد مطلب: 19-1 | لینک ثابت |



استاد شجریان: خواستم سازسازان را سر لج بیاورم!
گزارش اختصاصی از مراسم چهلمین روز درگذشت زنده‌یاد پرویز مشکاتیان/ ندا حبیبی
دانلود موسیقی متن فیلم سینمایی «شهرآشوب»
هرگز ساز مشکاتیان را زمین نخواهم گذاشت/ سیامک آقایی
اثر جدید شجریان پسر با سازهای ابداعی پدر
گزارش تصویری از کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در آمستردام
گزارش تصویری از کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در زوریخ
گفت‌وگوی رادیو فرانسه با استاد محمدرضا شجریان
یادنامه‌ی پرویز مشکاتیان در روزنامه‌ی اعتماد
دوستان دستی که کار از دست رفت/ علی میرزایی