تبليغاتX
همایون شجریان
 
شجریانی‌ها | ShajarianFans.com

طرحی که می‌بینید هنرنمایی بی‌نظیر گرافیست خلاق و خوش‌ذوق، جناب آقای فــرهــاد فــزونــی است.

اشاره: گروه «دستان» در آخرین برنامه‌ی خود در سال ۱۳۸۶ و اولین برنامه در سال ۲۰۰۸ با «همایون شجریان» در ۱۲ شهر اروپا به‌روی صحنه رفت. توری که از ونیز آغاز شد و در دن‌هاخ هلند به پایان رسید. در آخرین جلسه‌ی تمرین گروه پیش از عزیمت به اروپا در محل دفتر «دل‌آواز» نشست دوستانه‌ای داشتیم با یاران دستان...

اگر چه گروه «دستان» غایب بزرگ سال کنسرت‌های بزرگ لقب گرفت ؛ اما این گروه، خارج از مرزهای ایران، همچنان به‌عنوان فعال‌ترین گروه ایرانی شناخته می‌شود. حضور در فستیوال معتبر فـِز از یک سو و تور کنسرت پر سر و صدای آن‌ها با «سالار عقیلی» در آمریکا و کانادا از سوی دیگر آن‌قدر پتانسیل ایجاد کرد که «همایون شجریان» میراث‌دار محبوب‌ترین صدای ایران اسقلال هنری‌اش را در کنار یاران دستان جشن بگیرد. حالا دیگر همایون تنها می‌خواند، تمبک در آغوش نمی‌گیرد و تماشاگران نیز برای شجریان جوان هورا می‌کشند.

همایون شجریان پیش‌تر نیز از این‌که با گروه دستان اعلام استقلال می‌کند، ابراز خشنودی کرده و حضور نوازندگان پرتوان دستان را پشتوانه‌ی مستحکمی برای خود دانسته بود. اما آن‌سو نیز نه‌تنها نگاه متکبرانه‌ای وجود نداشت ؛ بلکه شعف مضاعفی نیز در یاران دستان موج می‌زد، تا حدی که برای اولین بار جلسات تمرین پیش از آغاز تور کنسرت را در تهران قرار گذاشتند: «البته ما در زمان‌های دیگر با هم در ارتباط هستیم، در سفرهای‌مان این صحبت‌ها رد و بدل می‌شود. این‌بار تصمیم گرفتیم در ایران تمرین کنیم، فرصتی حدود ١٣-١٢ روز داشتیم. پیش از این معمولاً تمرینات در اروپا انجام می‌شد، ولی اکنون برای اولین بار در تهران تمرین می‌کنیم.» این صحبت‌های «سعید فرجپوری» کمانچه‌نواز دستان در آخرین جلسه‌ی تمرین در تهران است. «حمید متبسم» تارنواز گروه نیز در تشریح چگونگی تمرینات گروه دستان می‌افزاید: «در واقع روحیه‌ی جمعی و نظر جمع در کارهای ما اهمیت زیادی دارد. در واقع اگر هر کدام از ما آهنگساز باشیم، تک‌تک افراد در فرایند پرورش کارها نقش دارند. مثلاً برای سازهای کوبه‌ای خطی نوشته نمی‌شود، نوازندگان این سازها نقش خود در اثر را خودشان تعیین می‌کنند، در موردش فکر می‌کنند و ایده‌ی خود را ارائه می‌دهند. اگر کار آوازی باشد تمام اعضای گروه و خواننده با هم راجع‌به کار صحبت می‌کنیم. ممکن است چیزی که من نوشتم و دوست دارم را خواننده دوست نداشته باشد همان‌گونه ادا کند و باید فرصتی برای تغییر باشد، به‌همین دلیل همیشه جمعی به توافق می‌رسیم و همه در اینکه کاری به مرحله‌ی اجرا برسد نقش دارند و ممکن است همه به این نتیجه برسند که یک قطعه در رپرتوار قرار بگیرد یا نه. مرحله‌ی اول قطعی شدن کارهاست. که کدام اجرا شود و بعد کارها را ضبط کرده و همراه با نت‌ها به‌دست همدیگر می‌رسانیم. این‌گونه همه با کار تا حدودی آشنا می‌شوند و وقتی دور هم جمع شدیم تمرینات جدی‌مان را شروع می‌کنیم، جمله به جمله و قطعه به قطعه تمرین می‌کنیم و هنگامی‌که به این نتیجه رسیدیم که بافت کلی آن خوب است، کار را روی صحنه می‌بریم.»


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: گفت‌وگو | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 19:15 

انتخاب بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال ۱۳۸۶ | از نگاه بازدیدکنندگان وبلاگ اختصاصی همایون شجریان | تایپوگرافی: سهند سلطاندوست

سالی که آخرین روزهای آن را سپری می‌کنیم، از حیث برگزاری کنسرت‌های موسیقی متعدد، کم‌نظیر بود. اجرای اساتید بزرگی همچون محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده و... خود گواه این مدعاست. اما باید بپذیریم که علی‌رغم برپایی کنسرت‌های پرشمار، همچنان به‌مانند چند سال اخیر آلبوم‌های موسیقی زیادی روانه‌ی بازار موسیقی نشدند. می‌توانم بگویم که از نظر عرضه‌ی آثار موسیقایی، نسبت به سال قبل پیشرفت قابل توجهی روی نداد که امید می‌رود با وجود پویایی قابل قبولی که این روزها، موسیقی ملی‌مان از آن برخوردار است، این نقیصه نیز در سنوات آینده بر طرف شود.

بر خلاف سال گذشته، استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان روزهای پرکاری را گذراند. انتشار سه آلبوم موسیقی «ساز خاموش»، «سرود مهر» و «غوغای عشقبازان» مؤید همین مطلب است. دو آلبوم اول در آغازین روزهای سال ۸۶ و آخری در اواسط سال عرضه شدند. شجریان پسر اما آلبوم جدیدی را ارائه نداد؛ گر چه برگزاری کنسرت اروپایی همایون شجریان با گروه دستان نوید این خبر را می‌دهد که در اواسط سال آتی، آلبومی از همایون شجریان منتشر شود.

علیرضا قربانی، دیگر خواننده‌ی جوان موسیقی سنتی، سال نسبتاً پرکاری را گذراند. او علاوه بر برگزاری کنسرت‌هایی در خارج از کشور، ابتدا آلبوم «سوگواران خموش» را همراه گروه ایرانی به‌سرپرستی پژمان طاهری ارائه داد و در پایان سال نیز اثر «روی در آفتاب» را از او شنیدیم. به‌نظرم «روی در آفتاب» که به‌مناسبت سال مولانا و با کمترین پوشش خبری ممکن منتشر شد، نسخه‌ی آپدیت شده‌ی «از خشت و خاک» است؛ با همان سازبندی اما به‌جای اشعار فردوسی، غزلیات مولانا را می‌شنوید.

گروه شمس به‌سرپرستی کیخسرو پورناظری آلبوم «پنهان چو دل» را با آواز حمیدرضا نوربخش منتشر کردند که به استناد هفته‌نامه‌ی «شهروند امروز» همچنان جزو آثار پرفروش موسیقی سنتی است. سینا سرلک، از شاگردان با استعداد استاد شجریان نیز، امسال نخستین آلبوم خود، «راه و ماه» را همراه گروه قمر تهیه کرد. «راه و ماه» به‌گفته‌ی برنانیوز، پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی مهرماه ۸۶ بود.

اما آلبومی هم از استاد علیزاده و گروه هم‌آوایان به‌نام «سرود گل» به‌صورت غیرمجاز به بازار موسیقی راه یافت که شامل آخرین آثار این گروه با آواز افسانه رسایی و پوریا اخواص بود. این آلبوم تنها در خارج از کشور پخش شده بود؛ اما به‌همت سودجویان و قاچاقچیان فرهنگی (!) در طرفة‌العینی به ایران هم رسید. هر چند اخیراً سایت مرکز موسیقی ققنوس، نسخه‌ی اصلی این آلبوم را با قیمت عجیب و غریب ۱۲ هزار تومان به‌فروش می‌رساند!


به پیشنهاد یکی از دوستان، تصمیم گرفتم از شما خوانندگان محترم وبلاگ بخواهم تا فارغ از تعصب به هنرمندی خاص، بهترین و تأثیرگذارترین آلبوم موسیقی سنتی سال ۱۳۸۶ را از بین آلبوم‌هایی که در بالا نام برده شد، انتخاب فرمایید تا ان‌شاءالله پس از مشخص شدن اثر برگزیده، پستی ویژه را درباره‌ی آن تهیه کنم.

>| برای شرکت در نظرسنجی بخش کناری وبلاگ را ببینید |<

چند نکته

نام آلبوم‌ها به ترتیب حروف الفبا مرتب شده و ترتیب خاصی مدنظر نبوده است.

چنانچه هیچ‌یک از ۸ آلبوم معرفی شده، مدنظر شما نبود، گزینه‌ی «سایر» را انتخاب کرده و در صورت امکان نام آلبوم موردنظرتان را در بخش نظرات همین پست بنویسید.

این نظرسنجی به‌مدت یک‌ماه (تا تاریخ دهم فروردین ۸۷) ادامه خواهد داشت.

هر فرد با یک IP مشخص تنها می‌تواند یک بار در نظرسنجی شرکت کند و انتخاب‌های بعدی منظور نخواهد شد.

در بین این ۸ آلبوم، آثار تکنوازی و صرفاً سازی را قرار ندادم. آثاری چون «از سنگ تا الماس» (حسین بهروزی‌نیا)، «ز بعد ما» (گروه سنتورنوازان به‌سرپرستی سیامک آقایی)، «نغمه‌ی ساز ضربه‌ی آغاز» (دونوازی ارژنگ سیفی‌زاده و نوید افقه)، «شرح دلدادگی» (دونوازی فرهاد ریحانی و مرتضی یگانه راد)، «نظم و نثر» (دونوازی سعید نایب‌محمدی و حمید قنبری) و بسیاری دیگر، هر یک از ارزش هنری بالایی برخوردارند؛ اما ترجیح می‌دهم بهترین ِ آن‌ها در یک نظرخواهی جداگانه و در رقابتی برابر از سوی شما خوانندگان عزیز وبلاگ انتخاب شود.

در بین این آثار، آلبوم‌های تلفیقی مانند «در سایه‌ی باد» اثر شنیدنی مسعود شعاری و گروه همساز و نیز آلبوم‌های موسیقی فیلم مانند «زیر تیغ» استاد علیزاده یا «خاک سرخ» محمدرضا علیقلی را وارد نکردم. در ضمن با وجود آنکه به جرئت می‌توان گفت سال ۸۶، سال مهمی برای شوالیه‌ی موسیقی ایرانی، استاد «شهرام ناظری» بود؛ اما با توجه به این‌که هیچ آلبومی از ایشان به‌طور رسمی منتشر نشد، در این رأی‌گیری خبری از آثار شوالیه نیست.

نویسنده‌ی گرامی، جناب هوشنگ سامانی نیز نظرسنجی جالبی را راه‌اندازی کرده‌ و خواسته‌اند مهمترین اتفاق موسیقی در سال ۸۶ را انتخاب کنید. دعوت می‌کنم در این نظرخواهی نیز شرکت نمایید.

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: مــقالــه | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 16:0 

روی جلد شماره‌ی ۴۲ ماهنامه‌ی «مقام موسیقایی» | عکس: خبرگزاری فارسدو سه هفته پیش بود که خبرگزاری فارس، خبر از انتشار جدیدترین شماره‌ی ماهنامه‌ی «مقام موسیقایی» داد. مجله‌ای که زیر نظر حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر می‌شود و از معدود مجلات تخصصی موسیقی کشور به‌حساب می‌آید که در چند وقت اخیر به‌طور منظم به‌چاپ رسیده است. خبر اما حاوی نکته‌ی جالب و قابل‌توجه دیگری نیز بود و آن اینکه «مقام موسیقایی» پرونده‌ای را برای «محسن نامجو»، پدیده‌ی جنجال‌برانگیز موسیقی ایران در سال ۸۶، ترتیب داده است. به انضمام اینکه روی جلد مجله نیز عکسی از نامجو کار شده بود و تعدد تیترهای مربوط به او نشان می‌داد که در واقع با «نامجونامه»ای طرف هستیم!

به فاصله‌ی بیست و چهار ساعت پس از انتشار این خبر، در صبح روز نهم بهمن‌ماه تمامی خبرگزاری‌های رسمی کشور، با انشایی مشترک، خبر برکناری مدیر بخش موسیقی حوزه‌ی هنری و سردبیر مجله‌ی مقام موسیقایی را روی خروجی خود فرستادند. خبر بسیار کوتاه بود و البته در متن آن، از جایگزین رضا مهدوی،‌ مدیر پیشین، نامی برده نشده بود و همین مسئله بیان‌گر آن بود که تصمیم عزل مدیر، با برنامه‌ریزی قبلی صورت نگرفته و گویا بیشتر ناشی از یک واکنش آنی و نه‌چندان حساب‌شده به کنشی نامعلوم بوده است.

ناقوس سقوط رضا مهدوی، اما از چندی پیشتر به صدا درآمده بود. آنجا که انتشار آلبوم موسیقی «ترنج» از سوی حوزه‌ی هنری آغازگر حرف و حدیث‌های فراوان شد و اصطکاک دنباله‌دار حوزه‌ی هنری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در پی داشت. به ادعای برخی منابع، پس از آنکه محسن نامجو با وجود تلاش‌های بسیار نتوانست مجوز نشر آلبوم «ترنج» را از کانال معمول ارشاد به‌دست آورد، این حوزه‌ی هنری و در رأس آن مدیر جوان و جوانگرا (بخوانید پــدیــده‌گرای) آن بود که با آغوشی باز پذیرای نامجو شد. یادآوری این نکته نیز لازم است که تا پیش از این، در سال‌های اخیر، حوزه‌ی هنری به‌عنوان نهادی مستقل، تنها فعال عرصه‌ی نشر و پخش موسیقی بود که به مجوز ارشاد نیازی نداشت و در نشر آثار به‌گونه‌ای خودمختار عمل می‌کرد. انتشار «ترنج ِ» نامجو نخستین جرقه‌ی اختلافات بود. اتفاقی که خیلی سریع واکنش مسئولان ارشاد، خانه‌ی موسیقی و همین‌طور فعالان عرصه‌ی موسیقی جدی کشور را در برداشت. پس از این بود که اولین موضع‌گیری‌های دو نهاد یادشده علیه یکدیگر شکل گرفت و به‌دنبال آن خبر دستور ارشاد مبنی بر جمع‌آوری «ترنج» و جلوگیری از ادامه‌ی پخش آن به‌گوش رسید.

زمزمه‌هایی که از انتشار اثری از «محسن چاووشی» دیگر چهره‌ی جنجالی و در پی مجوز (!) از سوی حوزه‌ی هنری مطرح شد، بحث را جدی‌تر کرد. به‌نظر می‌رسید که حوزه، سیاست لجبازی را پیش گرفته است و با توجه به اختیاراتی که در زمان کار دولت قبلی به آن داده شده، قصد ندارد به این سادگی عقب‌نشینی کند.

اتفاق بعدی لغو عجیب‌وغریب اجرای گروه موسیقی «آژنگ» بود که قصد داشت در تالار اندیشه‌ی حوزه‌ی هنری کنسرت بدهد. مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری علاوه بر آنکه در نشر آلبوم‌ها مستقل عمل می‌کرد ؛ گویا در برگزاری کنسرت‌ها نیز ملزم به اخذ مجوز ارشاد نبود... اما با این وجود، در حالی‌که بلیت‌فروشی هم انجام شده بود و مردم برای تماشای کنسرت سنتی امیرحسین مدرس و مرجانه دلدار گلچین، مجری - بازیگرهای تلویزیونی (!) در خیابان حافظ تجمع کرده بودند، کنسرت با پاتک وزارت ارشاد و به‌کمک نیروی انتظامی بی‌فرجام ماند.

رضا مهدوی، مدیر برکنار شده‌ی مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری | عکس: ایسنادیگر، اختلاف وزارت ارشاد و حوزه‌ی هنری کاملاً علنی شده بود. [با این توضیح که اکنون آب‌ها از آسیاب افتاده!] ارشاد از خودسری‌ها و استقلال‌طلبی‌های حوزه انتقاد می‌کرد و حوزه از دخالت‌ها و سنگ‌اندازی‌های ارشاد. حدس زدن چهره‌ی بازنده‌ی تمام این ماجراها کار چندان سختی نبود. قطعاً مسئولان بلندپایه‌ی حوزه‌ی هنری نیز به این نتیجه رسیده بودند که ماجراجویی‌های رضا مهدوی در پدیدآوردن این اختلافات و کمک به ادامه‌ی غائله بی‌تأثیر نبوده است. حالا نوک پیکان به سمت مدیر گرفته شده بود و این خبر هر چند ناگهانی، اما قابل‌پیش‌بینی بود.

× × ×

آنچه مرا به نوشتن این سطور وا داشت این است که پس از گذشت قریب به یک ماه، هنوز اثری از شماره‌ی جدید «مقام موسیقایی» در کیوسک‌های مطبوعاتی کشور نیست. موضوعی که بی‌تردید با آنچه تا اینجای مقاله آمد بی‌ارتباط نیست. علت این قضیه را می‌توان در ۳ فرضیه‌ی زیر جست‌وجو کرد:

اول آنکه پرداختن ِ این‌چنینی به محسن نامجو در «مقام موسیقایی» به مذاق تصمیم گیرندگان فعلی خوش نیامده و می‌دانیم که نامجو چهره‌ی چندان موجهی به‌شمار نمی‌رود و از نمایندگان اصلی موسیقی زیرزمینی، معترض و به تعبیر دیگر «مسئله‌دار» کشور است. هر چند خود او منکر این قضیه باشد. از این‌رو تفکر جدید قصد ندارد با انتشار این ویژه‌نامه مسائل متعاقب پدید آید.

فرضیه‌ی دوم آنکه در «مقام» شبه‌کودتایی رخ داده و دست‌اندرکاران و تحریریه‌ی مجله در عدم انتشار این شماره نقش داشته‌اند. شاید آنها در مقام دفاع از سردبیر سابق و طرز تفکر او برآمده و شرایط جدید را نپسندیده‌اند. شاید خواسته‌اند با نوعی خودزنی، موضع خود را اعلام کنند.

و فرضیه‌ی سوم که اندکی ساده‌لوحانه می‌نماید آن است که هیچ‌یک از دو فرض فوق صادق نبوده و اصولاً پای هیچ‌گونه اختلافی در بین نیست! یعنی همه‌چیز به خوبی و خوشی پیش می‌رود.
«کمبود کاغذ، تعلل چاپخانه، چپ کردن وانت نیسان حامل مجله و...» برخی از دلایل احتمالی هستند که به کمک این فرض می‌آیند. همان‌طور که می‌بینید این فرض بیشتر به شوخی نزدیک می‌شود تا واقعیت.

در اینکه این روزها در مرکز موسیقی حوزه‌ی هنری و اطراف آن اتفاقات چندان مثبتی روی نمی‌دهد، شک ندارم و معتقدم از آنچه در چند وقت اخیر بر این نهاد و میان او و دیگران گذشته، چیزی عاید موسیقی ما نمی‌شود. کما اینکه پیش از این نیز سیاست‌گذاری‌ها و عملکرد انتقادآمیز و بحث‌برانگیز رضا مهدوی در پاره‌ای موارد سبب ضربه‌خوردن موسیقی می‌شد ؛ اما به‌هر روی «تلاش بیهوده به از خفتگی».

پی‌نوشت: دوست عزیز، جناب آقای کتولی در مطلبی که پیش از این منتشر شد، به گوشه‌هایی از عملکرد انتقادآمیز سردبیر ماهنامه‌ی «مقام موسیقایی» اشاره کرده بود که خواندن آن خالی از لطف نیست.

در همین زمینه بخوانید...

کارنامه‌ی یک مدیر موسیقی - وبلاگ موسیقی ما


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: مــقالــه | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 14:45 

در هفته‌ای که گذشت، شرکت صوتی و تصویری سروش، آلبوم موسیقی «از سنگ تا الماس» اثر حسین بهروزی‌نیا را منتشر کرد. این اثر که شامل تک‌نوازی بربت بهروزی‌نیاست، امسال در پنجاهمین دوره‌ی جشنواره‌ی موسیقی گرمی مورد بررسی قرار گرفت ؛ اما به‌روال معمول سال‌های اخیر جایزه‌ای را نصیب موسیقی ملی ایران نکرد. پژمان حدادی، دیگر نوازنده‌ی گروه «دستان» نیز در این اثر همکاری کرده است.

From Stone to Diamond          از سنگ تا الماس
طرح روی جلد اثر | خارج از کشور                               طرح روی جلد اثر | داخــل کشور

«از سنگ تا الماس» از معدود آلبوم‌های موسیقی است که طبق برنامه و وعده‌ی داده شده، سر وقت منتشر شد و علاقه‌مندان و پیگیران موسیقی را بیش از حد منتظر نگذاشت. این اثر را می‌توان ورژن به‌روزشده‌ی آلبوم پیشین بهروزی‌نیا و حدادی، یعنی آلبوم «آفتاب نیمه‌شب» به‌حساب آورد. («آفتاب نیمه‌شب» در ایران با عنوان «وجد» توسط نشر ماه‌ریز مهر منتشر شده است). البته اصلی‌ترین تفاوت «آفتاب نیمه‌شب» و «از سنگ تا الماس» را می‌توان نقش کمرنگ‌تر سازهای کوبه‌ای در مجموعه‌ی اثر دانست.

آلبوم «از سنگ تا الماس» شامل ۹ قطعه از ساخته‌های بهروزی‌نیاست. البته به‌جز قطعه‌ی سوم به‌نام «آب» که همان‌گونه که در جلد اثر ذکر شده، از آهنگ‌های قدیمی و مشخصاً تصنیف «در میخانه» (رفتم در میخانه...) برداشت شده است. قطعات آلبوم از «سنگ» آغاز و به «الماس» ختم می‌شود و در این بین از «خاک»، «آب»، «نور»، «باد»، «شب»، «روز» و «صبر» می‌شنوید.

در زیر می‌توانید، هفتمین قطعه‌ی این مجموعه به نام «روز» را دریافت نمایید...

دانلود کنید
| دانــلــود |

حجم فایل: ۶۰۴ کیلوبایت
مدت زمان اجرا: ۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه

در زیر مختصری از شرح زندگی و آثار حسین بهروزی‌نیا می‌آید:

حسین بهروزی‌نیا - نواساز و نوازنده‌ی بربت - متولد ۱۳۴۱

 

زندگی‌نامه

حسین بهروزی‌نیا، نواساز و نوازنده‌ی بربت، متولد ۲۱ خرداد سال ۱۳۴۱ در تهران است. به پیروی از خواهر بزرگترش، از سال ۱۳۵۰ (کلاس چهارم - ۹ سالگی) به بعد تحصیلات خود را در هنرستان موسیقی ملی دنبال کرده است. او که نخستین اجرای خود را در ۱۶ سالگی در تالار رودکی انجام داده، از خواهرش به عنوان بزرگترین انگیزه‌ی فراگیری موسیقی نام می‌برد. فراگیری تار را نزد استاد رضا وُهدانی و فراگیری بربت و ردیف موسیقی ایرانی را به‌ترتیب زیر نظر استاد منصور ابراهیمی (نریمان) و استاد محمدرضا لطفی به انجام رسانده است. وی نخستین شخصی‌ست که دیپلم تخصصی ساز بربت را از هنرستان موسیقی کسب نموده است. گفتنی‌ست که بهروزی‌نیا با نوازندگی دف و تنبک نیز آشنایی دارد.

در سال ۱۳۵۸ وارد مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی سنتی ایران (وابسته به صدا و سیما) شد. در ادامه، مسئولیت سرپرستی گروه موسیقی «خالقی» و سرپرستی بخش آموزشی مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی را بر عهده گرفت. در این مدت از راهنمایی‌های استاد محمدرضا لطفی بهره برد و در پنجمین جشنواره‌ی هنر و ادبیات جزو آهنگسازانی بود که به دریافت مدال یادبود طلا و دیپلم افتخار نایل گردید. از سال ۱۳۶۷ همکاری خود را با مرکز سرود و آهنگ‌های انقلابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد و به‌دنبال آن به‌همراه گروه «مولانا» کنسرت‌هایی را در یونان و ۲۲ شهر مختلف ژاپن ارائه داد.

بهروزی‌نیا نقش عمده‌ای را در احیا کردن هویت ایرانی ساز بربت در چند سال اخیر ایفا کرده است و هم‌اکنون در ونکوور کانادا به تدریس بربت می‌پردازد. وی که به‌دلیل تکنوازی‌های پر صلابتِ خود، از مشهورترین بربت‌نوازان ایران در جهان به‌شمار می‌آید؛ تا کنون با گروه‌های بزرگی چون «عارف»، «مولانا» و «دستان» به‌روی صحنه رفته و در مقام نوازنده و آهنگساز، با خوانندگان مختلف و سرشناسی چون، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، بانو پریسا، سیما بینا، صدیق تعریف، زنده‌یاد ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، سالار عقیلی و اخیراً همایون شجریان همکاری کرده است.

در حال حاضر حسین بهروزی‌نیا به‌همراه همسر خود و دو فرزند نوجوانش در ونکوور کانادا زندگی می‌کند. وی در گفت‌وگویی که با مجله‌ی «پرشین‌میرور» داشته، از ونکوور به‌عنوان زیباترین و بهترین شهر دنیا یاد کرده است اما تأکید کرده که دوست دارد در زادگاهش «تهران» به اجرای کنسرت بپردازد.
بهترین خاطره‌ی زندگی‌اش را به‌دنیا آمدن فرزندانش و بدترین خاطره را از دست دادن پدر و مادرش (حدود هفده سال پیش) عنوان می‌کند.

بهروزی‌نیا در حال حاضر و پس از اتمام تور کنسرت اروپایی گروه دستان با همایون شجریان، در صدد فراهم‌آوردن شرایط کنسرت گروه «آوا» و استاد محمدرضا شجریان در آمریکای شمالی است. ضمن اینکه خود او نیز در ترکیب جدید گروه «آوا» جای محمد فیروزی، نوازنده‌ی بربت را پر خواهد کرد. وی همچنین در حال تهیه و تدوین کتابی جامع برای آموزش اصولی و مقدماتی ساز بربت است. چیزی که به‌عقیده‌ی بهروزی‌نیا، جای خالی‌اش در فضای موسیقی حال حاضر کشور به‌شدت احساس می‌شود.

دیگر آلبوم‌های منتشرشده


بـربــط

به‌همراهی تنبک کامبیز گنجه‌ای

.

حنایی
گروه دستان و سیما بینا
در مایه‌ی شوشتـری
موسیقی مردمی خراسان

لـولیــان

گروه دستان و شهرام ناظری
آهنگ از حمید متبسم
در مایه‌ی دشتی

یادستان
دف: بیژن کامکار
تنبک: کامبیز گنجه‌ای
. 

شوریـده

گروه دستان و پریسا
افشاری - دشتی

ماه عروس
گروه دستان و صدیق تعریف
آهنگ از حمید متبسم
در مایه‌ی دشتی

کوهستـان
گلچینی از ملودی‌های بومی ایران
دف: بیژن کامکار
تنبک: کامبیز گنجه‌ای

گـل بهشت

گروه دستان و پریسا
متبسم - بهروزی‌نیـا
اصفهان - ابوعطا

ساز دستـان
قطعات سازی آلبوم‌های
«شوریده»، «گل بهشت»
و «حنایی»

وجد (آفتاب نیمه‌شب)

به‌همراهی تنبک پژمان حدادی

. 

ساز نو، آواز نو

گروه دستان و شهرام ناظری
در مایه‌ی راست‌پنجگاه
. 

دریـای بی‌پایان

گروه دستان و سالار عقیلی
آهنگ از سعید فرجپوری
در مایه‌ی اصفهان

سه‌نوازی دستان

همراه متبسم و حدادی
مرکب‌نوازی در مایه‌های
ماهور، افشاری و همایون

سفر به دیگر سو

گروه دستان و شهرام ناظری
آهنگ از حمید متبسم
در مایه‌ی اصفهان

از سنگ تا الماس

به‌همراهی تنبک پژمان حدادی
نامزد جایزه‌ی گرمی ۲۰۰۸
‍× آخرین اثر منتشرشده

» همچنین در آلبوم‌های «شب سکوت کویر»، «سرو سیمین»، «بامداد»، «بوی نوروز» و «افق مهر» به نوازندگی پرداخته است.

کتاب‌های منتشرشده


ده قطعه برای بربت (دوره‌ی عالی)
به آهنگسازی و تنظیم حسین بهروزی‌نیا
به اهتمام محمدعلی سجادی
۵۵ صفحه، قطع رحلی


ملودی‌های بومی ایران


وب‌سایت شخصی: www.behroozinia.com | www.barbat.us
پسـت الکتـرونیــک: info@behroozinia.com

مختصری پیرامون پژمان حدادی

تاریخ تولد: ۳۰ بهمن ۱۳۴۷ در تهران

استادان: اسدالله حجازی، بهمن رجبی

فعاليت‌ها: تدریس تنبک و دف، تأسیس کانون موسیقی نیریز در کالیفرنیا، دریافت چهار دوره بورس به‌عنوان برگزیده از طرف بنیاد معتبر «دارفی»، عضویت در گروه دستان از سال ۱۳۷۴، عضویت در گروه ضربانگ، خلق موسیقی کوبه‌ای برای رقص و اجرا در کنسرت‌ها و فستیوال‌های بنام با هنرمندان سرشناس ایرانی و خارجی، نوازندگی در تعداد زیادی از آلبوم‌های موسیقی‌دانان برجسته‌ی ایران و تمام آثار منتشرشده‌ی دستان از سال ۱۳۷۴.

آثار منتشرشده: موسیقی کوبه‌ای ایران و خاورمیانه، رنگینه با گروه ضربانگ، سه‌نوازی دستان با حمید متبسم و حسین بهروزی‌نیا، نجوا، سماع مستانه و آتش شوق با علی‌اکبر مرادی، آفتاب نیمه‌شب با حسین بهروزی‌نیا، گلستان با جاوید افسری‌راد و موسیقی متن «شاهزاده‌ی مصر».

دانلود کنید و بشنوید

تکنوازی در دستگاه ماهور | تکنوازی در مایه‌ی راست‌پنجگاه | آفتاب نیمه‌شب


منابع کمکی:

وب‌سایت «عود ایرانی»

وب‌سایت رسمی «حسین بهروزی‌نیا»

وب‌سایت رسمی «گروه دستان»

گفت‌وگوی حسین بهروزی‌نیا با مجله‌ی «پرشین‌میرور»

کتاب «مردان موسیقی سنتی و نوین ایران»، تألیف حبیب‌الله نصیری‌فر، جلد اول، صص. ۴۷۵ تا ۴۷۷

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: زندگی‌نامه | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 0:0 

عکس: پژمان اکبرزاده | رادیو زمانه

دریافت فایل صوتی | حجم فایل: ۳.۱۳ مگابایت | مدت زمان: ۱۳:۴۱ | کیفیت: 32kbps
در این فایل گوشه‌هایی از کنسرت همایون شجریان و گروه دستان گنجانده شده است.

شنبه‌شب، ۱۶ فوریه‌ی ۲۰۰۸، همایون شجریان به‌همراه گروه دستان و در ادامه‌ی تور کنسرت‌های اروپا، اجرایی در آمستردام، در تأتر تروپن داشت که خالی از بحث نبود.
این کنسرت در دو بخش «دشتی» و «اصفهان» اجرا شد. برنامه بر خلاف بیشتر برنامه‌های ایرانی، بدون هیچ‌گونه اعلام و صحبت (به‌ویژه برای غیر فارسی‌زبانان) آغاز شد و این برای همه جای پرسش و شگفتی داشت.

بخش نخست برنامه، در «دشتی»، از کارهای حمید متبسم و آوازهایی با تنظیم همایون تشکیل می‌شد. کنسرت با اجرای ترانه‌ی «عاشقانه» از متبسم آغاز شد. کاری آشنا که پیش از این بارها از گروه «مضراب کوچک» شنیده شده بود؛ البته با اجرایی کاملاً مغایر!
برخی از حاضرین که این ترانه را شنیده بودند به گوش‌شان آشنا بود اما دچار تعجب شده بودند؛ چرا که تنظیم آن بسیار متفاوت بود. البته تنظیم آن برای گروهی به کاملی ِ دستان بسیار زیباتر، جذاب‌تر و رساتر شده بود اما تفاوت اجرایی آن کاملاً مشهود بود. این بار، همایون با سبک آوازی «شجریانی» آن را خواند که به دور از سبک «متبسم» است. اما صدای دلپذیر همایون از زیبایی آن نکاست و تنها از سبک آن دور شد. هرچند که این قطعه تا آخر نیز اجرا نشد و اوج آن که بخش زیبای کلامی آن است، خوانده نشد.

در بخش «ساز و آواز» بده و بستان سازهای آوایی کوتاه، جذاب و زیبا بود؛ همچنان که در موسیقی اصیل ایرانی شنیده‌ایم. این بده و بستان‌ها که بین یک ساز و آواز است، در اینجا همچنان ادامه می‌یافت به سازهای دیگر و مثلاً جایی که تار و بربت به هم پاسخ می‌دادند و کمانچه در زیر این پرسش و پاسخ شنیده می‌شد، زیبا بود. معمولاً «دشتی»هایی که حمید متبسم تنظیم و اجرا می‌کند بوی خراسان را به سالن کنسرت می‌آورد و در این بخش هم همین‌طور در جریان بود. با توجه به کارهای اخیر او که از حال‌وهوای سنتی و «یک خطی» دور شده، این رنگ‌وبوی خراسانی حالی دیگر به کارهای دشتی آن شب بخشیده بود.
آواز در اینجا اما، با توجه به تفاوت رنگ صدای همایون با صدای پدر (محمدرضا شجریان) و با شنیدن رد پای سبک «شجریانی» همچنان حال مغایری داشت؛ هر چند که به‌نظر عوام همیشه او در قالب پدرش می‌خواند، در این اجرا همایون بیش از اوقات دیگر و به‌ویژه وقتی با پدر هم‌آوایی می‌کند، به‌سبک خودش نزدیک بود و رنگ «شجریانی» آن کمتر بود؛ البته تنها در بخش دشتی.

جای بسی امید که این روزها همه می‌کوشند صدا و کارشان رونوشتی از کار شجریان باشد و واژه‌ی «سبک» برایشان محلی از اعراب ندارد، اما همایون که از ده سالگی تحت آموزش مستقیم پدر بوده، خوشبختانه نشان داد که می‌تواند خودش باشد. همایون در اجرای آواز به‌دور از کپی‌کاری‌های متداول روز، اگر بخواهد می‌تواند نوعی دیگر بدرخشد و با گوشی کارشناسانه درمی‌یابیم که رنگ صدایش بسیار خوش‌طنین و دلنشین است و نوع صدادهی حنجره‌اش بسیار لطیف و تأثیرگذار. به‌شرطی که با حس خودش بخواند و خودش باشد. این نکته در آوازهای آن شب، در بسیاری جاها به‌ویژه در «دشتی» کاملاً محسوس بود.

در جواب آوازها ظرافت زیادی به‌کار می‌رفت، هر چند که جواب آواز تار با آواز هماهنگ نبود؛ یعنی منطبق با سبک اجرای آواز نبود، اما همکاری سازها و انتقال جواب آواز از سازی به ساز دیگر، همچنین زمینه‌ای بودن ساز سوم، از مهارت ویژه‌ای برخوردار بود. به‌ویژه جایی که کمانچه صدای زمینه‌ای بود برای پرسش و پاسخ تار و بربت، کمانچه صدایی صحرایی و رمیده داشت.

ترانه‌ی «غیژک کولی» ساخته‌ی متبسم، در وزنی سنگین، زیبا و نه‌چندان ساده اجرا شد. انتخاب شعر و هماهنگی کلام با زاویه‌های آوایی تصنیف، نشان‌گر توانایی آهنگساز و چیرگی خواننده بر موسیقی و شعر بود.

قطعه‌ی «مستانه» که بدون آواز اجرا می‌شد، در وزنی حماسی ساخته شده و جایی که تنها صدای تار شنیده می‌شد، سبک ویژه‌ی آهنگسازی و اجرای متبسم بسیار پررنگ بود.
دونوازی سازهای کوبه‌ای که در ابتدا جذاب بود، به‌دلیل کش آمدن و یک‌نواختی از گوش‌نوازی به‌در شد و شنونده را از حال‌وهوای خاص شنیداری بیرون کشید.

باز به ساز و آواز می‌رسیم که در اینجا جواب آوازها با تار است و باز دچار همان ناهماهنگی که همایون منطبق بر سنت می‌خواند و تار منطبق با سبک «متبسم». اما باز که به بده و بستان‌های سازها می‌رسیم، همان مهارت و ظرافت شنیده می‌شود.

ورود این بخش به آخرین قطعه که تصنیفی بسیار قوی از متبسم است به‌وسیله‌ی سازهای کوبه‌ای صورت می‌گیرد که به‌خوبی از پس آن بر می‌آیند. تصنیف «زهی عشق» کاری منحصربه‌فرد است که بسیار جای مانور دارد؛ اما با انتظاری که از همایون می‌رود، به گوش کارشناسانه، خالی از هر مانوری به پایان رسید و می‌توانست بهتر از این اجرا شود.

بخش دوم کنسرت به آثار سعید فرجپوری در مایه‌ی اصفهان اختصاص داشت که در میانه، سفری نیز به ابوعطا می‌کرد و باز به فضای اصفهان برمی‌گشت. آغاز آن با آواز اصفهان بود که دو چندان لطیف‌تر و قوی‌تر از آواز دشتی بود. دلیل آن هم این بود که کارهای فرجپوری بیشتر با سبک سنتی انطباق دارند و تسلط همایون نیز در این مقوله بیشتر است؛ اما متأسفانه در این حوالی است که او از خودش دور می‌شود و بیشتر به صدای پدر نزدیک می‌شود و تنها وقتی که بم می‌خواند ما باز صدای خودش را می‌شنویم.

در این بخش به‌جز سازهای کوبه‌ای از لحاظ صدادهی، شنونده به‌لحاظ ملودی و وزن به یاد کارهای «کارگاه چاووش» می‌افتد. حتی تار متبسم نیز در این بخش، از سبک خودش دور شده و کاملاً در قالب سنتی نواخته می‌شود. البته در بخش اصفهان صدای تار نیز بیشتر شنیده می‌شود.

بهنام سامانی مانند همیشه با دف مهارت خودش را نشان داده و با کنترل صدای دف به چیرگی او بیش از پیش اطمینان پیدا می‌کنیم.

جایی که فضا رنگ ابوعطا می‌گیرد، آواز بسیار زیبا می‌شود؛ اما نه بی‌نظیر که بسیار به صدای استاد شبیه می‌شود و تنها در القای حس است که می‌توان به تفاوت همایون با پدر پی برد. تأثیرگذاری او بیش از پدر است، زمانی‌که او در جوانی ابوعطا می‌خواند.

تصنیف «اسرار عشق» علاوه بر اجرای خوب، از ملودی و وزنی غنی برخوردار است. البته در همه‌ی ضربی‌های این بخش، رد پای موسیقی کردستان پیداست و معمولاً از فرجپوری کمتر، از این دست تأثیرات در کارهایش می‌شنویم و این نکته‌ی مثبت کار اوست.

بازگشت به اصفهان، با کمانچه بسیار نرم و سحرانه صورت می‌گیرد؛ و در انتها تصنیف «وطن» با شعری از سیاوش کسرایی اجرا می‌شود که با نوازندگی و خوانندگی بسیار خوب همه‌ی گروه، رایحه‌ی شاهنامه در فضای سالن می‌پیچد و همه‌ی حاضران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

برای ترانه‌ی درخواستی نیز «مرغ سحر» اجرا شد که دور از انتظار بود؛ اما ظاهراً رضایت عامه‌ی تماشاچیان جلب شد.

اما نسبت به کل کنسرت، واکنش تماشاچیان بسیار متناقض بود. برخی بسیار مشعوف بودند و برخی سرخورده! مشعوف از اینکه پسر جای پدر را گرفته است و شور و هیجان اجرا بسیار بود؛ و سرخورده از اینکه پسر هم که شد کپی برابر اصل پدر و یا در اجراها تعداد تصنیف‌ها زیاد بود و اجرای آواز کم و...
درست نیست که همایون کپی پدر شود و یا هر خواننده‌ی دیگری کپی استادی دیگر. هر هنرمندی باید خودش باشد و سبک خودش را داشته باشد. همانطور که محمدرضا شجریان هم در سبک خودش می‌خواند و نه کپی طاهرزاده؛ اگر چه تحت تأثیر سبک اوست اما مانند او نمی‌خواند و در تاریخ موسیقی آوازی ایران به‌نام «صاحب‌سبک» ثبت شده است. امیدواریم که همایون شجریان هم به‌مرور سبک خودش را به‌دست آورده و او نیز در تاریخ، نامی این‌چنینی برای آیندگان به‌جای بگذارد. دیر نباشد آن روز!

منبع: رادیو زمانه/ آهنگ زمانه [رجوع به منبع...]

در همین زمینه بخوانید:

گزارش‌هایی از اجراهای مختلف همایون شجریان و گروه دستان در اروپا - سایت هنر موسیقی

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: نقد و بررسی آثار | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:15