تبليغاتX
همایون شجریان
 
شجریانی‌ها | ShajarianFans.com

دوستان عزیز!

متنی را که در زیر می‌خوانید، یکی از هم‌وطنان هنردوست و هنرمندِ خوب‌مان در خارج از کشور، به‌مناسبت روز تولد همایون شجریان آماده کرده‌اند. ایشان طی چند روز اخیر تلاش بسیاری داشته‌اند تا این متن و همچنین تصویر نقاشی که به‌انضمام آن می‌بینید، توسط یکی از وبلاگ‌های موسیقی سنتی منتشر شود. گویا بنا به دلایلی موفق نشده بودند، سر موقع و توسط آن وبلاگی که در نظر داشتند، به هدف‌شان برسند؛ بنابراین پیام‌شان را امروز (سوم خرداد) برای من ارسال نمودند تا از طریق این وبلاگ منتشر شود. با دو-سه روز تأخیر این «نامه‌ی وارده» را می‌خوانیم...

» به‌راستی، صلت کدام قصیده‌ای ای "غزل"؟! *

۳۱ ارديبهشت ۱۳۵۴

های دنيا، های دنيا!
امشب طلوع طنين‌های تازه‌ای را خواهی ديد...
كسی سر بر كشيده و می‌بالد.
كسی چونان شب‌چراغ تابناكت
كسی مانند سهيل گاهگاهت
كه زُهـــــره‌وار
نغمه خواهد ساخت...
و بـهــــرام‌وار
سربلند پيكارها خواهد گشت...

نو بهار بود...
پدر نغمه‌ی دل‌انگيزش را در دستگاهِ همايون كوک كرد. مرغ سحر ناله سر داد. گويی او نيز تولد همايونی نازنين كودكی را بشارت می‌داد. آبی بی‌كران آسمان را چهچهه‌ی شورانگيز چكاوک‌ها و قناری‌ها متبلور كرده بود.
به ناگاه صدای گريه‌ی كودكی در ميان سوز و سازهای تار و تنبک در هم آميخت و با آن‌ها هم‌آواز شد. و كسی چه می‌دانست كه گلبانگ اين كوچولوی نام‌آشنا روزی مرهم دردهای كهنه‌ی تنهايی‌مان خواهد شد؟!

و او آمد...
او آمد تا با نوای روح‌بخشش زندگی را جانی دوباره بخشد؛
او آمد تا با طنين نوازشگرش ژرف‌ترين احساسات را برانگيزد؛
او آمد تا آنچه را كه عشق ناميده‌اند در دل‌هايمان زنده كند؛
او آمد تا بی‌قراری ثانيه‌ها را با نوای دلنشين‌اش تسكين بخشد؛
او آمد تا من را و تو را با آنچه كه زيباترين ِ زيبايان است پيوند دهد؛
او آمد تا دست‌رنج تلاش‌های بی‌دريغ پدر را مزدی داده باشد؛
او آمد تا با سرود اهورائی خويش نامش را برای هميشه به يادگار بگذارد؛

و اين‌چنين او به دنيا پا نهاد...
و رفته‌رفته زير سايه‌ی فرخنده‌ی مادری و مانا پدری بزرگ و بزرگ‌تر شد...
با هر لبخند او مادر جانی دوباره می‌گرفت و پدر انديشه‌های دور و درازش را در وجود يگانه پسرش می‌پروراند...
و دير نبود آن روزی كه آهنگ وفا را با هم هم‌آواز شدند!
و خوشا به‌حال غزل‌گويان و چكامه‌سرايان كه ناشنيده‌هايشان را كسی اين‌چنين فرياد می‌كند.
.
.
.
از آن روز كه نسيم وصل، «هوای گريه» را ميهمان خلوت و تنهايی‌مان كرد، در اوج فريادهای بی‌شكيب ناشكيبايش همگام با شوق دوست ما نيز غلام قامت آن لعبت قباپوشی می‌شويم كه با طنين آوازش نقش خيالاش را در خاطرمان جاودانه ساخت تا آنجا كه در كرانه‌های شب، ما نيز با ستاره‌ها به‌ياد چشمان سياهش گريان می‌شويم...

تصویر ارسالی از خانم «ژینا» برای وبلاگ اختصاصی همایون شجریان/ نقاشی از روی عکس همایون شجریان بر روی جلد آلبوم «ناشکیبا»چه شبی بود آن شب ِ سرد و سفيد بهمن‌ماه كه دور از ديار، رو در رو با ياران دستان‌اش، آهنگ «وطن» را ساز كرد و ناله‌ی «مرغ سحر» را از دوردست از برای پدر سر داد...

بی‌گمان وقت آن رسيده است كه بگويم:
به راستی
صلت
كدام قصيده‌ای
ای غزل؟!

و به‌راستی كسی چه می‌داند!؟

همايون عزيز!
تولدت مبارک

ژينا
٣١ ارديبهشت ١٣٨۷
گوتنبرگ ـ سوئد

 

* برای عنوان این نوشته، از شعر «شبانه» اثر احمد شاملو (دفتر شعر ابراهیم در آتش) استفاده شده است.

پی‌نوشت: با تشکر از «صبور» عزیز که زحمت بهینه‌سازی تصویر بالا را کشید!


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: نامه‌ی وارده | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:59 

از درج آخرین مقاله‌ام در این وبلاگ و دیگر فعالیت‌های تحقیقی‌ام، بیش از نه ماه می‌گذرد. مقاله‌هایی پژوهشی را به رشته‌ی تحریر درمی‌آوردم که بنا بر دلایلی نسبتاً شخصی و بیشتر بیرونی، این حرکت متوقف گردید. خلاصه‌ی کلام آنکه:

« ز آب خُرد ماهی خرد خیزد          نهنگ آن به که از دریا گریزد »

اما این بار، فرا رسیدن ۳۱ اردیبهشت‌ماه (که روزی آشنا برای اهالی این وبلاگ است) نگارنده را بر آن داشت تا لَختی قلم را به حرکت درآورم.

اولین دیدارم با همایون شجریان سه سال پیش در چنین روزهایی بود، که بعدها این دوستی تا حدی در مسیر فعالیت‌های نگارنده در وبلاگ ادامه پیدا نمود. هر چند که پژوهشگری فاقدِ شهرت و فارغ از آن بودم، با این حال همایون حرکت ما را پاسخ گفت ؛ هم‌او که شهرتی فراگیر داشت و می‌توانست کاری غیر از این کند. اما او می‌دانست که نام و شهرت فانی است و تلاش متعهدانه‌ی حاشیه‌نشینان و حرمت نهادن به نیت‌های پاک آنان است که ماندگار و باقی است.
این هم شاید از صفای جوانی همایون باشد که امیدوارم در سال‌های دور از جوانی هم این توفیق همچنان فراراه ایشان باقی بماند ؛ وگرنه دیگرانی که از آنان انتظار نمی‌رود گاهی از این خُلق نیکو فاصله می‌گیرند، یا شاید هم صلاح را در این رفتار تصور می‌نمایند.

بنده طبق عادت همیشگی، رک و راست، راست و حسینی عرض کردم: اگر ملاک «شرافت» است که بسم‌الله، و اگر ملاک «شهرت» است... بنده گم‌نامم ؛ پس ما را به‌خیر و شما را به‌سلامت... اما همایون، چون خود شریف بود پس مسیرمان یکی گردید.

« هر آنـکـه جـانـب اهـل ولا نگه دارد          خداش در همه حال از بلا نگه دارد »

نگارنده، بعدها نیز در برخوردهایی که با ایشان داشتم متانت و نیک‌رفتاری‌شان را می‌دیدم و لبخندی که از لبان همایون محو نمی‌گشت. رک‌گویی ذاتی و درشت‌لحنی غیرعامدانه‌ام در مقابل امواج پرمهرش ناپدید می‌شد.
همایون استغنای طبع یک محقق را بیش از دیگران درک می‌کرد. همه می‌دانند که محققان در این عرصه (و هر عرصه‌ی دیگری) بیشترین زحمت و پایه‌ای‌ترین کارها را انجام می‌دهند و در مقابل، کمترین نفع دنیوی (چه از لحاظ مالی و چه از نظر شهرت در نزد عموم مردم) نصیب‌شان می‌گردد. پس طبیعتاً وقتی یک محقق قدم در این راه می‌نهد، خواسته یا ناخواسته از این منفعت‌های چندروزه چشم می‌پوشد و به خاطر هدفش است که پا پیش می‌گذارد. اینجاست که دیگر از چنین پژوهشگری نباید انتظار داشت که مثلاً برای یک ملاقات پژوهشی، مشورت تخصصی، هم‌نشینی هنری با هنرمندان (آن هم به هدف قرابت و هم‌حس گردانیدنِ تئوری موسیقی با اجرای آن، از طریق هر چه بهتر نگاشتن این حال و هوا برای عموم علاقه‌مندان در قالب یک تحقیق) و مواردی از این دست، زیر بار ناز و منت رفته و عبور از فیلترهای آن‌چنانی را برتابد ؛ چرا که یک پژوهشگر آزاد و مستقل، از روحیه‌ی مُریدی و مرید بازی و ذوب گشتن در جاذبه‌ی شخصیت و دانش افراد پرجذبه و دارای شهرت به‌دور است، و مبنای برخوردش را در حد همان احترام به مخلوق خالق قرار می‌دهد. آخر چنین محققی را، با چنان خصلت‌هایی که برشمردیم، نمی‌توان با افرادی که به‌دنبال عکس یادگاری و امضاء گرفتن یا نزدیک شدن به شخصیت‌های مشهور با اهداف خاص کذایی و دنیوی هستند، در یک رده گنجانید و به یک نحو برخورد نمود.

صداقت و درستی در لحن و سلوک محقق واقعی مشهود و آشکار می‌باشد. او برای هدفش گام برمی‌دارد و جایگاهی محترم دارد، هر چند که گرد و خاک دیگر شهرت‌های چندروزه، این جایگاه را موقتاً کم‌رنگ نماید.
این مقدمه را عرض کردم برای این که بگویم همایون ـ لااقل بیش از دیگران ـ ما را فهمید و درک نمود. چرا که او خود مرد کار بوده است و کارنامه‌اش نیز گواه این سخن می‌باشد. همایون نسبت به جایگاهش تا به‌حال کمتر حرف زده و بیشتر عمل کرده است.
آری، همایون گویا حس می‌کرد که ما به‌صورت خودساخته و خودآموخته و بر مبنای تعهد فردی‌مان برای «فرهنگ ایرانی» تلاش می‌کنیم ؛ بنابراین او نیز به‌عنوان یک جوان ایرانی با ما همراه و همدل گشت.

گویا در همین روزها نیز، همایون و همراهانش مهیای برپایی کنسرت در آن سوی مرزها هستند، تا باز در حرکتی هنری، «فرهنگ و هویت ایرانی» را به جهانیان بشناسانند. امید توفیق برای آنان و همه‌ی جوانان این سرزمین داریم و...، روز تـولـد ایـشـان را هـم تبـریـک مـی‌گـویـیـم.

پی‌نوشت: متن جالب زیر را نیز یکی از خوانندگان وبلاگ به‌نام خانم «رومینا» به‌مناسبت این روز فرستاده‌اند:

هنوز هم مثل همیشه، آسمان دل‌مان که تنگ می‌شود، چه روزهای آفتابی و چه ابری، دفتر خیس کلمات‌مان را نسیم وصل تو ورق می‌زند، آنجا که دلِ افسردگان به سرودی پرفروغ روشن می‌شود.
آن زمان که در شب‌های طوفانی و پرموج درون، مثل دریا ناله سر می‌کنیم، صبوری‌مان به بهانه‌ی شوق دوست پناه می‌گیرد.
در انتظار هنگامه‌ی باران مهربانی و امید، آنگاه که ستاره‌ی غربی‌مان با سوسویش فریاد بر می‌آورد، ناشکیبایت پهنای قفس تنهایی‌مان را در هم می‌شکند. اکنون ندای پرخروش و فریاد آرامش توست که بر لوح وجودمان نقش خیال محبت را حک می‌کند و شب‌های روشن در نگاه‌مان به وسعت پنجره‌ها با ستاره‌های گرم و روشنت بر روح خسته‌مان تاب و توان است.

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: مــقالــه | نویسنده: ع. کتولی | لینک ثابت |
:: نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:15 

استاد محمدرضا شجریان به همراه گروه آوا در ونکوور کانادا - عکس: ‌UPI - Heinz Ruckemann

برای مشاهده‌ی سایر عکس‌ها، به «ادامه‌ی مطلب» مراجعه فرمایید.
منبع تمامی عکس‌های این گزارش تصویری UPI - United Press International است.


ادامه‌ی مطلب

این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: عکس | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:35 

استاد شجریان و مجید درخشانی/ عکس: خبرگزاری مهرکنسرت گروه «شهناز» به‌خوانندگی استاد «محمدرضا شجریان» تابستان امسال در تالار بزرگ کشور برگزار می‌شود. در این کنسرت، گروه شهناز که قبلاً به‌نام «رودکی» فعالیت داشت، استاد شجریان را در اجرای قطعاتی در دستگاه همایون و با اشعاری از مولانا، حافظ و سعدی همراهی خواهد کرد.

«مجید درخشانی» سرپرست گروه شهناز، پیشتر از انتشار نخستین آلبوم این گروه با صدای شجریان خبر داده بود که آواز این آلبوم را استاد شجریان قبل از سفر به آمریکا و کانادا خوانده است. در این اثر پیش‌درآمد همایون، «زنگ شتر»، چهارمضراب «بیداد»، تصنیف «ما ز یاران چشم یاری داشتیم» از ساخته‌های استاد شجریان و همچنین تنظیم جدید بر قطعه‌ی «باد صبا» از آثار «حسام‌السلطنه» ضبط شده است که هم‌زمان با اجرای کنسرت در تهران ارائه می‌شود.

لازم به ذکر است که «سینا جهان‌آبادی» نوازنده‌ی کمانچه، «شاهو عندلیبی» نی، «حامد افشاری» قیچک باس، «مهرداد ناصحی» قیچک آلتو، «کاوه معتمدیان» کمانچه، «رادمان توکلی» تار، «رامین صفایی» سنتور، «حمید قنبری» تنبک، «حسین رضایی‌نیا» دف، «محمدرضا ابراهیمی» عود، «مژگان شجریان» سه‌تار و «مصطفی عمیدی‌فرد» بم‌تار و رباب اعضای گروه موسیقی شهناز هستند.

منبع: خبرگزاری مهر [رجوع به منبع...]


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: خــبــر | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 14:20 

بر دوست‌داران، دوستان و نزدیکان استاد محمدرضا شجریان پوشیده نیست که «فوتبال» از اوان دوران نوجوانی، یکی از علایق جانبی ایشان را تشکیل می‌داده است. دو بار حضور استاد در استادیوم آزادی برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال، نظری به زندگی‌نامه‌ی پربار ایشان و همچنین عکس‌هایی که با لباس ورزشی از شجریان موجود است ؛ همه و همه شاهدی بر این مدعاست.

نخستین بار، ۱۸ مهر ۱۳۸۳، روز دیدار دوستانه‌ی تیم ملی ایران با آلمان بود که استاد شجریان پا به استادیوم آزادی گذاشت. مسابقه‌ای که پیش از برگزاری جام جهانی ٢٠٠۶ و به‌یاد مردم زلزله‌زده‌ی بم و به‌نفع آنها برگزار شد و حاصل آن برتری ٢ بر صفر تیم ملی آلمان بود. استاد شجریان در آن مسابقه، کاملاً بی‌سروصدا در جایگاه ویژه‌ی خبرنگاران حاضر شد و به تماشای بازی نشست. گویا هر جا که نامی از بم و کمک به اهالی دردمندش به‌میان می‌آید، استاد آواز ایران هم حضور دارد.

خبرگزاری مهر درباره‌ی اولین حضور استاد در استادیوم آزادی چنین نوشته بود:
درحالی‌که تمامی حاضران در ورزشگاه محو تماشای بازی ایران و آلمان شده بودند، مردی با کلاهی آبی بر سر و لبانی خندان وارد جایگاه ویژه‌ی خبرنگاران ایرانی و آلمانی شد و بر روی یکی از صندلی‌ها آرام گرفت. نگاه‌ها به او بسیار زیاد بود ؛ اما کسی باور نمی‌کرد محمدرضا شجریان هم در ورزشگاه حاضر شده باشد و بازی ایران و آلمان را از نزدیک تماشا کند...

استاد شجریان و همایون در جوار توپ و زمین فوتبال! سعید فرجپوری، محمد فیروزی و پژمان طاهری هم در عکس دیده می‌شوند.استاد آواز ایران پس از این بازی در مصاحبه با خبرگزاری‌ها، با بیان اینکه در دوران جوانی فوتبالیست بوده و علاقه‌ی زیادی به این رشته دارد، گفته بود: «بازیکنان ایران در این دیدار فوتبال خوبی را به نمایش گذاشتند و به‌نظر من، پیروزی حق مسلم آنها بود ؛ اما نتوانستند ازموقعیت‌های به‌دست آمده استفاده کنند.» حق با استاد بود. تیم ما در آن بازی ـ به‌ویژه در نیمه‌ی نخست ـ بسیار فراتر از حد انتظار ظاهر شد و با وجود ارائه‌ی بازی شجاعانه و «بین‌المللی» مغلوب حریف پرقدرت اروپایی شد.

دومین بار اما در جریان یک بازی دوستانه‌ی دیگر بود که استاد شجریان به‌همراه کوچکترین فرزندش، رایان به استادیوم آزادی رفت تا شاهد دیدار پرسپولیس تهران و بایرن مونیخ آلمان باشد. یک بازی جالب که در روزی سرد و زمستانی (۲۳/۱۰/۸۴) برگزار شد و حاصل آن پیروزی ١-٢ باشگاه مونیخی بود.

در پایان این بازی، داود عابدی، خبرنگار ورزشی شبکه‌ی خبر سیما، استاد را به‌هنگام خروج از ورزشگاه شکار کرد! عابدی که لحن و سبک گزارش‌های ورزشی‌اش منحصر به‌فرد و با چاشنی هیجان مصنوعی و زورکی (!) همراه است، توانست پس از چیزی قریب ١٠ سال، از طرف صدا و سیما با استاد آواز ایران گفت‌وگو کند. این مصاحبه که برای علاقه‌مندان استاد شجریان تا حدی شگفت‌آور بود، دو سه مرتبه از بخش‌های مختلف خبر ورزشی سیما پخش شد. استاد می‌گوید به‌خاطر بایرن مونیخ و به‌خاطر علاقه‌ی رایان آمده تا بازی را ببیند. همچنین از تماشای مسابقه و پیشرفت فوتبال ایران هم ابراز رضایت می‌کند.

مرتبه‌ی دیگری که نام شجریان در حول و حوش فوتبال شنیده شد، قضیه‌ی ساخت سرود ویژه‌ی ایران برای جام جهانی ٢٠٠۶ آلمان بود. قضیه از این قرار بود که هر یک از سی‌ودو کشور حاضر در مسابقات، سرودی را از طرف فدراسیون‌شان به فیفا تحویل می‌دادند تا در قالب یک سی‌دیِ معرفی موسیقی کشورهای راه‌یافته به جام جهانی استفاده شود. در هیاهوی پیش از شروع جام جهانی، جار و جنجال‌های زیادی پیرامون این مسئله مطرح شد و هر روز از خوانندگان آشنا و ناآشنای گوناگونی نام می‌بردند ؛ تا اینکه استاد شجریان به‌عنوان گزینه‌ی اول فدراسیون و معاونت فرهنگی آن برگزیده شد. هر چند عاقبت‌الامر این اتفاق نیفتاد و همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد، شجریان حاضر به همکاری با یک کارفرمای دولتی آن هم از نوع فوتبالی نشد.

همایون شجریان، نیز در مصاحبه‌های خود از علاقه‌اش به فوتبال صحبت کرده و نیز در گفت‌وگویی که چند سال پیش با مجله‌ی «موسیقی قرن ۲۱» انجام داد، عنوان کرده بود که در اوقات فراغت به بازی فوتبال می‌پردازد. درست مانند پدر که در ایام تحصیل در مدرسه، عضو تیم فوتبال دبیرستان‌های مشهد بود. شنیده‌ام که همایون، فوتبال را بسیار خوب و حرفه‌ای بازی می‌کند و طرفدار تیم رئال مادرید اسپانیاست.

رایان شجریان هم گویا بیشتر از همه‌ی شجریان‌ها به فوتبال علاقه‌مند است. تا آنجا که در جواب سؤال داود عابدی که پرسیده «دوست داری فوتبالیست بشوی یا هنرمند؟» اولی را انتخاب کرده بود! هر چند رایان آن موقع کمتر از ۱۰ سال داشت و حالا ممکن است وضعیتش کمی فرق کرده باشد.

در این پست می‌توانید فایل ویدیویی مصاحبه با استاد شجریان و رایان را دانلود کنید...


| دانــلــود |

حجم فایل: ۱.۹۲ مگابایت
مدت زمان: ۳۷ ثانیه

در همین زمینه...

وقتی همایون شجریان گل می‌زند - وبلاگ موسیقی ما


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: کلیپ‌های تصویری | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:0 

حسین علیزاده و پژمان حدادی | عکس: سایت شرکت هرمس

نشر موسیقی هرمس، آلبوم «آن و آن» اثر مشترک استاد حسین علیزاده و پژمان حدادی را به‌زودی منتشر خواهد کرد. این آلبوم شامل دونوازی سه‌تار حسین علیزاده و تنبک پژمان حدادی در کنسرت سال گذشته‌ی این دو هنرمند در آمریکاست.

«آن و آن» شامل دو بخش است که یکی در آواز دشتی و دیگری در آواز اصفهان اجرا شده و به‌گفته‌ی رامین صدیقی، مدیر نشر هرمس تا اواخر اردیبهشت‌ماه ٨۷ روانه‌ی بازار موسیقی خواهد شد. وی همچنین به خبرگزاری فارس گفته: «ما برای سال جديد انتشار ۶ كار را در برنامه داريم كه اولين اثر «آن و آن» عليزاده و حدادی است و به‌دنبال آن آلبوم‌هايی چون «همراه با باد» از پيمان يزدانيان، «رهايی در آب» از بابک شريفی و پژمان حدادی كه دونوازی ديوان و تنبک است را منتشر خواهيم كرد. همچنين آلبوم «نفس» مجيد خلج و تک‌نوازی‌های آنكيدو دارَش را نيز در دست انتشار داريم.»

نام آلبوم «آن و آن» به انگلیسی "Monad" ترجمه شده که به‌معنی ذره‌ی نخستین یا «جوهر الهی» می‌باشد.

از حسین علیزاده آثار «دونوازی با تنبک» بسیاری موجود است. آثاری که با همکاری زنده‌یاد داریوش زرگری، مجید خلج و محمد قوی‌حلم خلق کرده و اینک دونوازی این استاد برجسته را با یکی از بهترین تنبک‌نوازان نسل جدید می‌شنویم.

جلد آلبوم «آن و آن»در این پست می‌توانید گوشه‌هایی از این آلبوم در دست انتشار را، در دو کیفیت متفاوت دانلود کنید. مدت زمان این فایل نمونه ٢ دقیقه است. امیدوارم لذت ببرید...

کیفیت بالا (256kbps) | حجم فایل: ۳.۷۰ مگابایت

کیفیت معمولی (32kbps) | حجم فایل: ۴۹۴ کیلوبایت

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: معرفی آلبوم | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:40 

ترکیب جدید گروه موسیقی آوا - عکس: caravanworld.homestead.com

برنامه‌ی دور جدید کنسرت‌های استاد محمدرضا شجريان، همايون شجريان و گروه آوا در آمريکای شمالی اعلام شد که طی اين برنامه، اولين اجرا، روز ٤ می (١۵ ارديبهشت‌ماه) در سالن تئاتر ونکوور کانادا به روی صحنه می‌رود.

پس از اين برنامه قرار است شجريان برنامه‌های ديگری را به‌ترتيب در روز ١٠ می (٢١ ارديبهشت) در مرکز کوپرتيتو، ١١ می (٢٢ ارديبهشت) در لس‌آنجلس، ١۶ می (٢۷ ارديبهشت) در ساکرامِنتو، ١۷ می (٢٨ ارديبهشت) در واشنگتن، ٢٣ و ٢٤ می (٣ و ٤ خرداد) در دانشگاه اوديتريوم، ٣٠ می (١٠ خرداد) مجدداً در واشنگتن، ٣١ می (١١ خرداد) در آتلانتا، ۵ ژوئن (١۶ خرداد) در نيويورک و بالاخره ۶ ژوئن در تورنتو اجرا نماید.

اين کنسرت در دو بخش برگزار می‌شود که بخش نخست آن در دستگاه شور و آواز افشاری به‌آهنگسازی سعيد فرجپوری و بخش دوم در دستگاه ماهور با آهنگسازی مجيد درخشانی بر روی اشعاری از سعدی، حافظ و مولانا اجرا می‌شود.

اعضای گروه آوا را سعيد فرجپوری، مجيد درخشانی، حسين بهروزی‌نيا، حسين رضايی‌نيا و همايون شجريان تشکيل می‌دهند. تنها تغییر در ترکیب گروه ۶ نفره‌ی آوا، مربوط به بربت‌نواز گروه می‌شود که حسین بهروزی‌نیا (برنامه‌ریز و هماهنگ‌کننده‌ی این تور کنسرت) به‌جای محمد فیروزی می‌نوازد. ضمن اینکه ترکیب گروه آوا و سازبندی آن در این کنسرت بیش از پیش به گروه «دستان» نزدیک شده است.


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: خــبــر | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:40