
ماهنامهی «هنر موسیقی» از معدود مجلات حرفهای موسیقی است که در دههی گذشته بهطور منظم و بیوقفه منتشر شده است. هر چند گاهی اوقات این جریده از آن کیفیت مورد انتظار علاقهمندان موسیقی جدی فاصله گرفته؛ اما بههر روی در بیابان کمرونق مجلات موسیقی، غنیمتی کمیاب بهشمار میرود. کیوان فرزین، سردبیر مجلهی موسیقی «فرهنگ و آهنگ» در سرمقالهی آخرین شمارهی مجلهی خود مینویسد: «بیشک بسیاری از اهالی موسیقی در این ده سال با مطالعهی "هنر موسیقی"، بر آگاهی خود از موسیقی افزودهاند». همچنین او «فرهنگ و آهنگ» را نیز زاییدهی جریانی میداند که «هنر موسیقی» پایهی آن را در دههی اخیر بنیان نهاده است.
بهراستی بر اهل قلم و اصحاب رسانه پوشیده نیست که سر پا نگهداشتن یک مجلهی فرهنگی - هنری طی بیش از یک دهه، آن هم در حوزهی ستمدیدهی موسیقی، کار آسانی نیست. در شرایطی که سیاستهای عجیب و غریب فرهنگی (بخوانید ضدفرهنگی) رایج در کشور خود بزرگترین مانع بر سر راه است، در شرایطی که جور و جفایی نیست که بر سر این هنر مظلوم نرفته باشد، و در شرایطی که نه تنها دلگرمی و کمکی از جانب مسئولان وجود ندارد؛ که اگر دست حضرات برسد، پسگردنی را هم نثار این جریانات میکنند، جای آن است که از زحمتکشان و دلسوزانی چنین، خالصانه سپاسگزاری نمود و به احترامشان کلاه از سر برداشت.
انتشار صدمین شمارهی «هنر موسیقی» از آنجا فرخنده و خوشحالکننده است که میبینیم در عرصهی مجلات ویژهی موسیقی در فقری ناگوار بهسر میبریم. در حال حاضر بهجز این ماهنامه، تنها ۴ مجلهی دیگر را میشناسم که هر کدام مشکلات و معایب خاص خود را دارند. ماهنامهی «فرهنگ و آهنگ» که بهتر است از لفظ گاهنامه برای آن استفاده کنم، متأسفانه بهطور منظم منتشر نمیشود و پس از یک دورهی فعال و موفق، گویا مجدداً در سراشیبی قرار گرفته و این رکود حتی در پایگاه خبری اینترنتی آنها هم بهروشنی به چشم میخورد. مجلهی وزین دیگری که در حوزهی موسیقی داشتیم، ماهنامهی مرحوم، «مقام موسیقایی» بود. همانگونه که پیشتر و در مقالهای دیگر نوشته بودم، این مجله به دلایل نامعلوم از دو سال پیش تا امروز منتشر نشده است. بهدنبال فعل و انفعالاتی که در حوزهی هنری به وقوع پیوست و منجر به برکناری رضا مهدوی (سردبیر سابق مقام) گردید، میشد حدس زد که چه سرنوشتی در انتظار این مجله است. جریدهی دیگر «گزارش موسیقی» است که هر از چند گاهی(!) به همراه یک لوح فشرده و با قیمت بالا در تیراژ محدود منتشر میشود. میماند «موسیقی قرن ۲۱» که با وجود انتشار منظم بههیچ عنوان نمیتواند باب طبع مخاطبان موسیقی فاخر قرار گیرد. البته تا قبل از آنکه روزنامهی «فرهنگ آشتی» به حول قوهی رضا رشیدپور (مجری - بازیگر - روزنامهنگار!) منهدم شود، هر هفته ضمیمهای با عنوان «موسیقی» داشت که با آغاز سال جدید، از آن هم دیگر خبری نیست. بماند که خیلی اوقات پیش میآمد که این روزنامه را میخریدیم و از ضمایمش هم اثری نبود! تا فراموش نکردهام، بگویم که یک فصلنامهی «ماهور» هم هست که اگر کسی در جایی آن را یافت، نشانیاش را به ما هم بدهد.
باری... این وضعیت نشر مجلات موسیقیست که به اختصار توضیح داده شد و بررسی دقیقتر آن را به فرصتی دیگر وامینهم. برگردم سر اصل مطلب یعنی انتشار ویژهنامهی هنر موسیقی. در این شماره یادداشتها و نوشتارهایی از بزرگان موسیقی همچون فرامرز پایور، مصطفی کمال پورتراب، همایون خرم، بهمن رجبی، علی رهبری، فرهاد فخرالدینی، هوشنگ ظریف، حسن ناهید، فخری ملکپور، حسین دهلوی، حسن کسایی، حمید متبسم و بسیاری دیگر به چشم میخورد. شاید با دیدن نام فرامرز پایور در بین این اسامی کمی تعجب کرده باشید، اما جالب است بدانید که پیام استاد بهصورت تلفنی توسط همسر ایشان به دفتر مجله ابلاغ شده است. نکتهی جالب دیگر، مطلب بهمن رجبیست که نامهنگاریهای آنچنانی او با مهدی ستایشگر (سردبیر مجله) را از یاد نبردهام. بهمن رجبی شاید بهرسم تفقد یادداشت خود را با شعری از حافظ شروع کرده که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند و در ادامه به حساب مسعود دهنمکی میرسد و مینویسد: «از کسی که چماق را کنار گذاشته و دوربین دستش گرفته است، انتظاری جز این (توهین به موسیقی) نباید داشت».
یکی از مطالب خواندنی بهقلم فرهاد فخرالدینیست که در بخشی از نوشتهی خود میآورد: «بانوی گویندهی تلویزیون میگفت: مردم ما به خبرهای سیاسی، اجتماعی، ورزشی، اقتصادی و حتی هنری علاقهمندند! معنای "حتی" در این جمله چیست؟ در تمام دنیا به هنر توجه ویژه میشود و بهنظر من خبر هنری میتواند حتی در رأس اخبار باشد. متأسفانه یکصدم توجه دولت و برنامههای تلویزیون که به ورزش هست، به موسیقی نیست». و اضافه میکند: «اگر موسیقی آنقدر بیارزش است، پس اصلاً از آن استفاده نکنند، نه در فیلم و نه هیچ جای دیگر». در مطلبی دیگر خانم گیتی وزیریتبار مینویسد: «مدتی پیش یکی از شاگردانم که از قم میآید، میگفت با ویلنش در مترو نشسته بوده، فردی از او سؤال میکند آقا این "ارکستر" است؟! شما فکر کنید ما چقدر عقب رفتهایم که هنوز مردم با شمایل سازها آشنا نیستند». وا اسفا... جای تبریک به بانیان چنین مسائلیست که موفق شدهاند چنین فاصلهای میان مردم و موسیقی جدی بیندازند و با پنهان کردن نوازنده و سازش پشت گلدان و گیاهش، جوانان و نوجوانانمان را با سازها و نواهای ایرانی بیگانه ساخته و آنها را به سمت موسیقی مصرفی سوق بدهند. از این دست مطالب و یادداشتها در این شمارهی هنر موسیقی بسیار است و اگر بخواهم تکتک به هر یک اشاره کنم، از حوصلهی عزیزان خارج خواهد بود. اما یکی از جذابترین بخشهای این وبژهنامه، یکصد قطعه عکسی است که در صفحات پایانی چاپ شده و ای کاش این دوازده برگ بهصورت رنگی چاپ میشد. بر روی کاور این بخش شعری بسیار نغز نوشته شده:
ما نمـانیم و عکـسها ماننـد گردش روزگار بر عکس است














نویسنده: حمیدرضا منبتی
آقای حسین پاکدل، نویسنده، تهیهکننده و مدیر سابق پخش شبکهی اول صدا و سیما بین سالهای ۶۶ تا ۷۳، اخیراً مقالهای خواندنی پیرامون استاد محمدرضا شجریان نگاشته و از طریق بخش 







::





