تصنیف قدیمی «نگـــارا»
» دستـگــاه: راستپنجگاه (این تصنیف پیشتر در گوشهی "زابل" از دستگاه چهارگاه اجرا شده است.)» نوازندگان: استاد حسین علیزاده (تار)، کیهان کلهر (کمانچه)، همایون شجریان (تمبک)» محل اجرا: کپنهاگ دانمارک
» شعر اثر:
نگارا... نگارا، [ این همه قهر و غضب چیست؟ ][۲]دلــت بـر... [ مـا نمـیسـوزد، سبب چیست؟ ][۲] بیا بیا آرام جانمبیا سـرو روانــمبیا شیریـنزبانمرطب چیست؟... شیرینزبانم؛ رطب چیست؟ بهروی تو، آینــه مفتونز جعد تو، غالیه پرخوناگر تو را [ دل شود عاشق، عجب نیست! ][۳]
نگارا... نگارا، [ این همه قهر و غضب چیست؟ ][۲]دلــت بـر... [ مـا نمـیسـوزد، سبب چیست؟ ][۲]
بیا بیا آرام جانمبیا سـرو روانــمبیا شیریـنزبانمرطب چیست؟... شیرینزبانم؛ رطب چیست؟
بهروی تو، آینــه مفتونز جعد تو، غالیه پرخوناگر تو را [ دل شود عاشق، عجب نیست! ][۳]
| دانــلــود |
حجم فایل: ۹۲۶ کیلوبایتمدت زمان: ۳:۵۰
لینک کمکی
زندگی سیاوش کامکار...
سیاوش کامکار متولد آبان ۱۳۶۸ در تهران، فرزند دو هنرمند نامی، پشنگ کامکار و سودابه سالم است. او فراگیری موسیقی را در سال ۱۳۷۵ نزد عموی خود، ارژنگ کامکار با ساز تمبک آغاز کرد. از سال ۱۳۷۶ تا کنون مشغول فراگیری ساز سنتور زیر نظر پدر و عمویش، پشنگ کامکار و اردوان کامکار میباشد. همچنین سیاوش کامکار از سال ۱۳۸۴ یادگیری مقدمات و اصول آهنگسازی را نزد هوشنگ کامکار و نوازندگی ویلن را نزد ارسلان کامکار آغاز کرده است.
از جمله فعالیتهای هنری این جوان بااستعداد عرصهی موسیقی میتوان به ضبط و انتشار آلبوم تکنوازی سنتور با عنوان «بارانی بر دریا» در سال ۱۳۸۳، همکاری در خلق آلبوم «ا مشو» کار گروهی کامکارها به خوانندگی عدنان کریم در سال ۱۳۸۴، ساخت و ضبط قطعاتی برای سنتور و ارکستر سمفونیک در سال ۱۳۸۵ و تلاشهایی در زمینهی موسیقی تلفیقی بههمراهی نیریز، صبا و هانا کامکار اشاره کرد. وی سال گذشته در کنسرت آثار سمفونیک گروه کامکارها به رهبری ارسلان کامکار به نوازندگی سنتور پراخت. [۱]سیاوش کامکار در سال ۸۵ بههمراه پدرش، پشنگ کامکار در سومین برنامهی «تکنوازان» به هنرنمایی پرداخت. این برنامهها در سرسرای كاخ نياوران و بههمت انجمن موسيقیدانان نياوران، ماهنامهی «فرهنگوآهنگ» و به مديريت هنری «مجيد درخشانی» برگزار میشد. اين پروژه كه هر برنامهی آن شامل دو بخش پيشكسوتان و جوانان بود، متأسفانه دیگر ادامه نیافت و حتی خبری از سیدی صوتی اجراها هم نشد!
بدیهی است که زیستن در خانوادهای سرشار از موسیقی موجب علاقه و رشد استعداد موسیقی میشود. اما پشتکار و جدیت و مهمتر از همه استعداد خلاقیت، شرط لازم برای شکوفایی در هنر است.
از زبان سیاوش کامکار...
سال ۱۳۷۵ دوم دبستان بودم که آموزش تمبک را نزد عمویم، استاد ارژنگ کامکار شروع کردم. دو سال به نواختن تمبک و ریتمهای موسیقی سنتی مشغول بودم. در تابستان ۱۳۷۷ گروه کامکارها برای اجرای کنسرت بهمدت چهار ماه عازم سفر شدند و من هم بعد از مدتی دلتنگی برای پدر و عموهایم تصمیم گرفتم برای بهیاد آوردن پدر در آن مدت و همینطور غافلگیر کردن او پس از بازگشت از سفر، فراگیری ساز سنتور را شروع کنم. اولین کسی که مضرابها را به دستم داد و نواختن اولین مضرابها را به من آموخت ماردم (سودابه سالم) بود. بعد از بازگشت پدر، نزد او کتابهایی را که نوازندگان و استادان مختلف نوشته بودند، فرا گرفتم.
در ابتدا ارتباط با سنتور برایم مشکل بود. زمانهایی بدون هیچ قاعدهای با مضراب بر روی ساز میزدم، کاملاً بیمعنی. بعد پدرم گفت که تو میتوانی خودت چهارمضراب بسازی و به من یاد داد که چگونه آن قطعهی بیمعنی را معنیدار و با ریتم و منظم بنوازم. کمکم تمریناتم از روزی نیمساعت بهمدت ۷ ساعت رسید. در خود پیشرفتی را احساس کردم و حالا با ساز ارتباط برقرار میکنم.
در تمرینهای پدر با گروهشان همیشه حاضر بودم و خوب گوش میدادم و در منزل به ساز پدر و در تمرینها به دستهای عمویم [اردوان کامکار] که واقعاً حیرتانگیزند، نگاه میکردم. او که علاقهی مرا میدید، نکتههایی را به من تذکر میداد که در واقع صعود به یک قلهی سخت را برایم آسان میکرد و من تمریناتم را ادامه دادم. اولین کارهایم را نزد عموی خود، اردوان کامکار ضبط کردم. او با این کار مرا تشویق کرد و تصمیم گرفتم کارم را جدیتر بگیرم. حدود یک سال و نیم فقط تمرین کردم و به ساز پدر و عمویم و نوارهایشان و تمریناتشان گوش میدادم. دوست داشتم این دو شیوه را در هم بیامیزم. کار سخت بود تا اینکه در پاییز ۸۳ شروع به ضبط کارهایم کردم. قطعات زیادی ساخته بودم و همه را اجرا کردم. این مجموعه، قسمتی از آنها است که فکر میکنم به من نزدیکتر است. [۲]
دانلود کنید و بشنوید...
آلبوم «بارانی بر دریا» تولید مرکز موسیقی حوزهی هنری حاصل اولین تلاش سیاوش کامکار در زمینهی سنتورنوازی [معاصر] است. قدرت خلاقیت، تفکر و شعور موسیقی او در بسط ملودیها، ترکیب ملودیهای متنوع و شکستن ریتمها را در این اثر میتوان دریافت و شنید.
از ویژگیهای سنتورنوازی او سونوریتهی ویژه، مضرابهای روشن و روان، قدرت مساوی مضرابهای چپ و راست، اجرای پاساژهای سریع و واضح و رعایت نوانس را میتواند ذکر کرد. [۳]
برای این پست گوشههایی از ۴ قطعهی مختلف آلبوم «بارانی بر دریا» را آماده کردهام. امیدوارم از شنیدن این قطعات که حاصل ملودیپردازیهای یک نوجوان ۱۵ ساله بوده، لذت ببرید [و تعجب نکنید!]
ـــــ قطــرهی بــاران ـــــلینک اول | لینک دومحجم فایل: ۳۱۴ کیلوبایت
ـــــ بارانــی بر دریــا ـــــلینک اول | لینک دومحجم فایل: ۳۳۰ کیلوبایت
ـــــ مهتـــاب ـــــلینک اول | لینک دومحجم فایل: ۳۶۱ کیلوبایت
ـــــ پـــرواز ـــــلینک اول | لینک دومحجم فایل: ۳۰۳ کیلوبایت
منابع: [۱] سایت گروه موسیقی «کامکارها» [۲] جلد آلبوم «بارانی بر دریا» [۳] همان، رضا مهدوی (مدیر سابق مرکز موسیقی حوزهی هنری)
برای این پست دو تصنیف شنیدنی «پیام نسیم» و «باد صبا» را برای دانلود آماده کردهام. بنده سعی کردم طی دو شب حضورم در کنسرت اخیر استاد شجریان، این دو تصنیف را ضبط کنم؛ اما متأسفانه بههیچ وجه نتوانستم این کار را با کیفیت مناسبی انجام دهم. از این رو تصمیم گرفتم نسخهی اصلی و منتشرشدهی این دو قطعه را از آلبومهای قدیمی پیدا و آماده کنم تا عزیزانی که این کارها را در کنسرت و با تنظیم «مجید درخشانی» شنیدهاند، نسخهی قدیمی آنها را هم بشنوند.
البته تصنیف «پیام نسیم» بسیار معروفتر است؛ اما «باد صبا» با توجه به قدیمی بودنش جزو آثار کمتر شنیدهشدهی شجریان بهحساب میآید که ممکن است برخی دوستان، آن را در گنجینهی صوتیشان نداشته باشند. اطلاعات و لینک دانلود در «ادامهی مطلب» ارائه میگردد.
«ابرها» نام مجموعهای است که اخیراً توسط نشر موسیقی هرمس، منتشر شده و شامل دو سیدی از آثار نوازندگان و آهنگسازان مختلف ایرانی و خارجیست. «ابرها» را شاید بتوان شناسنامهی هنری خانوادهی «هرمس» دانست ؛ چرا که شامل آثار هنرمندانیست که طی هفت سال اخیر با این انتشارات همکاری داشتهاند.
در «ابرها» آثار منتشرنشدهی هنرمندانی چون حسین علیزاده، ژیوان گاسپاریان، پژمان حدادی، پیمان یزدانیان، کیاوش صاحبنسق، مهرداد پاکباز، کیا و ضیاء طبسیان، کریستف رضاعی، بردیا کیارس، هوشیار خیام، علیرضا مرتضوی، کامران رستگار، عمر فاروق تکبیلک، آنکیدو دارش، آزاد حکیم رابط و آروین صداقتکیش گردآوری شده است. همچنین در سیدی دوم این مجموعه آثار، قطعاتی از گروههای کنستانتینوپل، میشماش، بازاربلو و بازاری را میشنوید.
رامین صدیقی، مدیر نشر هرمس و مدیر پروژهی «ابرها»، پیشتر گفته بود که این آلبوم، بهترین آلبوم سال است و انتشار آن را اتفاقی مهم خوانده بود. در کتابچهی همراه این مجموعه آمده است:
ابرها، پارههایی است تراویده از ذهن و سرپنجهی موسیقیدانانی از سه نسل. ابرها افقی را ترسیم میکند تا در آسمانی بهاری، هدیهای باشد برای شنونده...
طراحی گرافیک و عکس زیبای روی جلد «ابرها» بر عهدهی علی بوستان بوده که خود از نوازندگان گروه همآوایانِ استاد علیزاده است. رضا عسگرزاده نیز مسترینگ مجدد قطعات را انجام داده.
در این پست تصمیم گرفتم، یکی از قطعات این آلبوم را برای شما آماده کنم. قطعهی «به یاد بغداد» اثر شنیدنی مهرداد پاکباز، نوازندهی عود / گیتار. البته این قطعه کمی طولانیست و بنده به عنوان نمونه دو فایل حدوداً دو دقیقهای را آماده کردهام. «به یاد بغداد» هشتمین شیار از بخش دوم «ابرها»ست. در کتابچهی همراه، پیرامون آن آمده:
به یاد بغداد یادبودی است از مکتب موسیقیدانان نامی ایرانی، اسحاق موصولی (ماهان) و پدرش ابراهیم که در تدوین مبانی موسیقی دوران اولیهی اسلامی، نقش بهسزایی داشتهاند و شیوهای نو را با اقتباس از موسیقی ایران، اعراب و بیزانس در بغداد (پایتخت حکومت عباسی) رواج دادند. تأثیر این مکتب از طریق زریاب، شاگرد اسحاق موصولی، تا قرنها در جنوب اسپانیا طنینافکنده بود.
دانلود گوشههایی از قطعهی «به یاد بغداد»
دانلود قسمت اولحجم فایل: ۴۸۷ کیلوبایتمدت زمان: ۲ دقیقهکیفیت: 32kbps
دانلود قسمت دومحجم فایل: ۵۵۱ کیلوبایتمدت زمان: ۲ دقیقه و ۱۶ ثانیهکیفیت: 32kbps
مهرداد پاکباز، متولد ۲۷ مهر ۱۳۵۲
آنچه در زیر میخوانید تلفیقیست از مطالبی که در سایت تهراناونیو و جلد آلبوم «گفتگو» آمده است:
۱۳۶۶ | شروع نخستین دروس نوازندگی در سن ۱۴ سالگی، ابتدا نزد «داریوش ابوالحسنی» و سپس «هنریک آیوازیان»
۱۳۷۲ | همکاری با انجمن فرهنگی-هنری ایران و اتریش و همراهی با ارکستر تازهتأسیس این نهاد به رهبری «توماس کریستین داوید» در اجرای چندین کنسرتو برای گیتار و ارکستر در «ر» ماژور اثر «آنتونیو ویوالدی»
۱۳۶۵-۱۳۶۱ | حضور در کلاسهای تئوری «مهران روحانی» و آشنایی با اصول سلفژ، هارمونی، کنترپوان، فرم و آنالیز. اجرای برنامه در انجمن ایران و اتریش و دیگر نهادهای رسمی در تهران در نقش تکنواز. اجرای قطعات آهنگسازان بنام ساز گیتار همراه با گروه و معرفی آثار ساختهشده توسط موسیقیدان با الهام از موسیقی ایرانی. او همچنین از درک محضر اساتیدی از جمله «حسین علیزاده» و «داریوش طلایی» نیز سود جسته و با موسیقی دستگاهی ایران آشنایی پیدا کرد.
١٣۶۵-١٣۶۴ | شرکت در امتحانات کالج ترینیتی لندن و دریافت مدرک اجرا
۱۳۶۵ | اجرای آثار منتخبی از دوران رنسانس و باروک در کلیسای پروتستان تهران (قلهک) و انجمن ایران و اتریش با گروه «آریاموزیکا»
۱۳۸۴-۱۳۷۶ | تکمیل تحصیلات موسیقی در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین زیر نظر پروفسور «والتر ووردینگر» در رشتهی اجرای گیتار کنسرتفاخ و تدریس ساز و پداگوژی. شرکت در کنسرتهای پژوهشی در محیط دانشگاهی در برنامههای تکنوازی و گروهنوازی در وین و کشورهای مجاور چون مجارستان، جمهوری چک، آلمان و اسلواکی.
۱۳۸۴ | دریافت مدرک فوقلیسانس در رشتهی نوازندگی و آموزش موسیقی. در حال حاضر مشغول طی کردن دورهی دکترا و تدریس موسیقی (بهویژه برای ردهی سنی کودکان و نوجوانان) است.
دانلود کنید
نشر «هرمس» هم دو فایل زیر را برای آشنایی بیشتر علاقهمندان، در صفحهی اصلی سایت خود قرار داده است:
گوشههایی از قطعهی «حربی»، بداههنوازی شورانگیز استاد حسین علیزاده [ دانـلـود ]
گوشههایی از قطعهی «هابرباند»، کار تریوی ژیوان گاسپاریان [ دانـلـود ]
در همین زمینه بخوانید...
خبرگزاری فارس: «ابرها» کار علیزاده و ۱۹ آهنگساز دیگر منتشر شد
حجم فایل: ۱.۴۷ مگابایتمدت زمان اجرا: ۶ دقیقه و ۱۶ ثانیه
حجم فایل: ۱.۷۹ مگابایتمدت زمان اجرا: ۷ دقیقه و ۳۸ ثانیه
[شعر این تصنیف توسط یکی از خوانندگان وبلاگ در بخش نظرات همین پست نوشته شده است]
آواز: همایون شجریانآهنگساز: مرتضیخان نیداوودشعــر: حسیـن پـژمان بختیــاریبازسازی آهنگ: سعید انصاری بردیـا کیـارسدستگاه: شورمایـه: دشتــیمدت اجرا: ۲ دقیقه و ۴۲ ثانیهاطلاعات بیشتر...
آتـــشـــــی در سـیـــنــــــه دارم جـــــاودانـــیعـمـــر مــن مـرگیـســت نـامــش زنــدگــانـــی
رحمتــی کــن کــز غـمــت جـــان مـیسپـــارمبـیـــش از ایـن مـن طـاقــــت هــجـــران نــدارم
کـی نهـی بـر سـرم پـای ای پــری از وفــاداریشد تمام اشک من بس در غمت کردهام زاری
نــوگـلـــــی زیـبـــــا بـــود حـســـن و جــوانـــیعطــر آن گــل رحـمـــت اســت و مهــربــانـــی
نــا پـسـنـــدیــــــده بــــود دل شـکــســتــــــنرشـتــــــهی الـفــــت و یـــاری گـســســتـــــن
کــی کـنـــی ای پــری تـــرک سـتـمــگــــــری؟میفکنـــی نظـری آخــر به چشــم ژالــه بــارم
گـــر چـــه نـــــاز دلــبـــــــــران دل تـــــازه داردنـــــــاز هـــــم بـــــر دل مـــــن انـــــــدازه دارد
حـیــــفُ گــر تـرحمــی نمیکنـی بر حــال زارمجـز دمـی کـه بگـذرد کـه بگـذرد از چــاره کارم
دانمـــت که بر سـرم گـذر کنـی بهرحمــت امـاآن زمان کـه بر کشــد گیاه غـم سـر از مــزارم
دانلود تصنیف آتشی در سینه دارم جاودانی44 kHz - 128kbps stereo - 2.51 MB
دربارهی تصنیف «می عشق» از آلبوم ناشکیبا
آواز: همایون شجریانآهنگساز: اردشیر کامکارنوازندگان:
ارسلان کامکار / عوداردشیر کامکار / کمانچه، دف، دایره، چوب، طبل بزرگاردوان کامکار / سنتورکامبیز گنجهای / تنبکسینا جهانآبادی / کمانچهتهمورث پورناظری / تارشروین مهاجر / کمانچه و کمانچه آلتوشهرام غلامی / عودارژنگ سیفیزاده / تارسهراب پورناظری / کمانچهسعید نایبمحمدی / عود
تاریخ انتشار اثر: ۳۱ / اردیبهشت / ۱۳۸۳ضبط و میکس صدا: ریموند موسسیان
شعر تصنيف «می عشق» از حضرت حافظ
وزن غزل: مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل
گــل در بــر و می در کـف و معشـوق به کـــام استسـلطــــان جــــهانــــم بـــه چنیـــن روز غـلام است
در مــذهــب مــــا بــــاده حــــلال است ولـیـکــن (۲)بــی روی تــو ای ســـرو گـل انــدام حــرام است (۲)
میخـــواره و ســرگشتــه و رنـدیـــم و نظـــربــاز (۲)وانکس که چو ما نیست در این شهر کداماست (۲)
[ از ننگ چه گویی(۲) که مرا نام ز ننگ است ] (۲)[ وز نام چه پرسی(۲) که مرا ننگ ز نام است ] (۲)
[ تـــا گنـــج غمـــت در دل ویـــرانـــه مقـــیـــم استهمـــواره مـــرا کنـــج خـــرابـــات مقـــام است ] (۲)
حافـــظ منشیـــن بی می و معشــوق زمـانـــی (۲)کــایّـــام گـــل و یـــاســمـــن و عـــیـــد صیـــام است
» دسترسی به نسخهی کامل غزل «
800 x 6401024 x 8201280 x 10241600 x 1200
زندگینامهی کوتاهی از اردشیر کامکار به نقل از وبسایت گروه کامکارها
اردشیر کامکار در سال ۱۳۴۲ در سنندج به دنیا آمد و از اوان کودکی نواختن ویلن را در محضر پدرش فرا گرفت. چندی بعد، وی بهعنوان نوازندهی ویلن و کمانچه به عضویت ارکستر فرهنگ و هنر سنندج درآمد. او از استعداد موسیقایی شگرفی بهرهمند بود و قطعات دشوار ویلن استاد ابوالحسن صبا را با کمانچه اجرا میکرد. در سال ۱۳۶۰~ به تهران آمد و با گروههای عارف و شیدا شروع به همکاری کرد. همچنین مطالب تکمیلی را نزد استاد محمدرضا لطفی و پشنگ کامکار آموخت و در محضر این اساتید با تکنیکهای نوازندگی بیشتر آشنا شد.
اردشیر کامکار همواره برای گسترش هر چه بیشتر قابلیتهای ساز کمانچه کوشیده است. در این راستا، قطعات استاد صبا را در دو اثر « به یاد صبا » و « بر تارک سپیده »، به کمک کمانچه و ارکستر به اجرا در آورده. وی در « بر تارک سپیده »، با تکیه بر تواناییهای خود دست به ابتکارات بدیعی زده و از این رهگذر کمانچه را به سازی فوقالعاده تأثیرگذار و وجدآور مبدل کرده است. [ رجوع به منبع... ]
اردشیر کامکار از نگاه دایرةالمعارف آزاد ویکیپدیا
اردشير كامكار (در زبان كردی Erdeşîr Kamkar)، موسيقيدان ایرانی، در سال ۱۹۶۲میلادی (۱۳۴۲ شمسی) در سنندج متولد شد. وی آموختن موسیقی را زیر نظر پدرش آغاز کرد و در سال ۱۹۸۰ میلادی (۱۳۶۰~ شمسی) به تهران نقل مکان کرد و فراگیری موسیقی سنتی را تحت نظر استاد محمدرضا لطفی و برادرش، پشنگ کامکار، ادامه داد. اردشیر کامکار همواره علاقهمند به گسترش و شکوفایی قابلیتهای ساز کمانچه بوده و از همین رو کتابها و قطعاتی برای کمانچهنوازی پدید آورده است. او تاکنون با گروههای مشهوری چون دستان، عارف و شیدا به اجرای برنامه پرداخته و اخیراً نیز با خوانندهی جوان و بااستعداد، همایون شجریان، در آلبوم ناشکیبا همکاری داشته است. [ رجوع به منبع... ]
ترجمه: وبلاگ همایون شجریان
دانلود تصنیف می عشقحجم: ۲.۹۴ مگابایتمدت زمان: ۶:۲۱مدت زمان تخمینی دانلود: ۷ دقیقه
پینوشت: مطالب این پست و لینک دانلود تصنیف می عشق در ۸/۶/۸۶ اصلاح شد./
ساز و آواز شور ناشکیباحجم فایل: ۱.۶۵ مگابایت
توضیحاتی دربارهی شعر این اثر
مشتاقی: اشتياق. معنای بيت: ای يار، سوز و گداز اشتياق و صبر در غم عشق تو از حد گذشت (بيش از اين ديگر طاقت دوری تو را ندارم)، با وصال خود دل ديوانهی ما را درمان كن.
مشتاقان: عاشقان. طبيب عام: طبيب عموم مردم. در شعر فارسی «طبيب دردمندان» و «طبيب عاشقان» به كنايه در مورد «معشوق» به کار رفته است و «طبيب عام» در اينجا در مقابل «طبيب عاشقان» است. مگر: در اينجا به معنای «بستهبودن همهی راهها جز يک راه» است. ليلی: معشوق معروف مجنون، كه در ادب فارسی مظهر كلی عشق و نمايندهی نام معشوق شاعران شده است. او دختر «مهدی ابن سعد» يا «مهدی ابن ربيعه» است و مجنون (قيس ابن مُلَوَّح) عاشق اوست. از داستان اين دو شايد بيش از هر داستان عشقی ديگری در ادب فارسی سخن گفته شده است. شيدا: ۱. آشفته، پريشان ۲. عاشق. معنای بيت: طبيب عموم مردم، برای درد بيماران عشق درمانی سراغ ندارد (بيماران عشق طبيب خاص خود را دارند كه كسی جز معشوق نيست)، تنها ليلی میتواند درد مجنون شيدا را درمان كند.
گرت: اگر تو را، اگر تو. پروا: توجه، اعتنا. مسكينان: بيچارگان، بینوايان. نبايستی: [از مصدر بايستن] نمیبايست. نمود: [مصدر مرخم] نمودن، نشان دادن. معنای بيت: اگر نمیخواهی اعتنايی به حال عاشقان غمگين و بینوا داشته باشی [دست كم]، از همان اول روی زيبای خود را به ما نشان نده (اگر غم ما را نمیخوری، لااقل ما را گرفتار عشق خود نكن)
چو: وقتی. بنمودی: نشان دادی. ثبات: استقامت، پايداری. ناشكيبا: بیقرار، بیتاب، بیطاقت. معنای بيت: وقتی چهرهی زيبای خود را نشان دادی و استقامت و عقل و شكيبايی دل را ربودی، اكنون بايد برای اين عاشق بیقرارِ بیعقل و بیدل، چارهيی بينديشی. [ابيات سوم و چهارم را میتوان موقوفالمعانی پنداشت.]
مراد: آرزو. عقبی: آخرت. قدری نباشد: ارزشی ندارد. در چاپ فروغی «قدری ندارد» آمده است. معنای بيت: من در دنيا و آخرت چيزی جز وصال تو را نمیخواهم، وگرنه دين و دنيا بیتو ارزشی ندارد.
كه گر روزی: در چاپ فروغی: «كه از دوری». هفتدريا: در قديم در روی زمين هفتدريا تصور میكردند، و همچنين در نزد عرب پيش از اسلام و بعد از اسلام، شمار مهمترين درياها هفت بود، و هندوان نيز از «هفتدريا» نام بردهاند. در ادبيات پارسی، هفتدريا، هفتآب و هفتبحر بسيار آمده است كه عبارت بودند از: ۱. دريای اخضر ۲. دريای عمان ۳. دريای قلزم (بحر احمر) ۴. دريای بربر ۵. دريای اقيانوس ۶. دريای قسطنطنيه كه آن را بحرالروم نيز گفتهاند ۷. دريای اسود. و بعضی: دريای چين، دريای مغرب، دريای روم، دريای نيطس، دريای طبريه، دريای جرجان و دريای خوارزم نوشتهاند. به طور كلی، مراد از «هفتدريا» همهی آبهای زمين است. معنای بيت: ای دلبر چنان در اشتياق ديدار تو میسوزم و دوری تو چنان آتشی در دلم برافروخته است كه اگر روزی آهی از دل بكشم، حرارت آن آبهای روی زمين را میخشكاند. [در اين بيت، صنعت اغراق يا مبالغه، هنرمندانه به كار رفته است.
يکزمان: مدتی. خلوت: تنهايی، گوشهی تنهايی
پینوشت: این پست در ۷ شهریور ۸۶ اصلاح شد.
ياران همراه، سلام
۱ بازخوانی ترانهها و آثار قدیمی یکی از شاخههای فعالیت هنری همایون شجریان بوده است. پیش از این به تصنیف آتشی در سینه دارم جاودانی... اثر ماندگار استاد مرتضی نیداوود پرداخته شد. اینک شب جدایی، از ساختههای زندهیاد مجید وفادار را میشنویم که همایون شجریان کار بازخوانی آن را بر عهده داشته...
مجيد وفادار (متولد: ۴/۱۱/۱۲۹۴~ درگذشت: ۱۳۵۴)مجيد وفادار، نوازندهی ويلن و آهنگساز و هنرآموخته نزد حسينخان اسماعيلزاده، رضا محجوبی و ابوالحسنخان صباست. وی کار آهنگسازی را از دههی ۱۳۱۰ آغاز نمود و بسیاری از نغمههای زیبا و تأثیرگذار موسیقی در دهههای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ از آثار اوست. وفادار در دههی ۱۳۳۰ همکاری با رادیو را آغاز کرد و تا اواخر عمر، آثاری چون مرا ببوس (کلام از حیدر رقابی)، گل اومد بهار اومد (کلام از بیژن ترقی) و شب جدایی (کلام از رهی معیری) را خلق نمود. وی در سال ۱۳۵۴ چشم از جهان فرو بست.
شب جدايی، يكی از آثار توليدی در مركز موسيقی و سرود سازمان صدا و سيما است.
۲ يكی از دوستان خواسته بودند قطعهی دشت از آثار قديمی و اركسترال همايون شجريان را برای دانلود در وبلاگ قرار دهم. بنده تنها توانستم نسخهی SWF آن را از وبلاگ استاد شجريان پيدا كنم كه متأسفانه كيفيت درخوری ندارد. اگر نسخهی باكيفيتتری پيدا كردم حتماً با توضيحات بيشتر در وبلاگ قرار خواهم داد. شعر اين اثر كه از فريدون مشيری است در زير میآيد:
در نوازشهای باد در گل لبخند دهقانان شاد،در سرود نرم رود، خون گرم زندگی جوشيده بودنوشخند مهر آب،آبشار آفتاب،در صفای دشت من کوشيده بودشبنم آن دشت از پاکيزگیگويا خورشيد را نوشيده بودروزگاران گشت و گشتداغ بر دل دارم از اين سرگذشت…ياد باد آن خوشنوا آواز دهقانان شاد،ياد باد آن دلنشين آهنگ رودياد باد آن مهربانیهای باد،ياد باد آن روزگاران ياد باددشت با اندوه تلخ خويش تنها مانده استزان همه سرسبزی و شور و نشاطسنگلاخی سرد بر جا مانده استآسمان از ابر غم پوشيده استچشمهسار لالهها خوشيده استجای گندمهای سبز، جای دهقانان شاد،خارهای جانگزا جوشيده است!بانگ برمیدارم از دل:خون چکيد از شاخ گل، باغ و بهاران را چه شد؟دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟سرد و سنگين کوه میگويد جوابخاک خون نوشيده است
۳ گفتوگويی كه در زير میخوانيد، مربوط میشود به مرداد ۱۳۸۴. مصاحبهی روزنامهی همشهری با همايون شجريان به بهانهی انتشار سومين آلبوم مستقل خود (شوق دوست):
همايون شجريان همانگونه كه از نام و شهرت و محبوبيت پدر، لاجرم برخوردار است به همان اندازه هم مورد توجه دقيق منتقدان و متخصصان بوده و به اصطلاح به شدت زير ذرهبين است. او گرچه از قبل و بغل اعتبار پدر، فايدتها برده است و خواهد برد، در مقابل از تيز طعنت و كنايت مخالفين پدر يا برخى نامجويان و شهرتطلبان هم، بىنصيب نبوده و نخواهد بود. بهگونهاى و بهنوعی، بهترين محمل براى بيان برخى نظرات دوستانه و مشفقانه (در يک نگاه خوشبينانه) و در عين حال مناسبترين محل براى ابراز بسيارى خصومتها و حسادتها و خردهحسابها (در يک نگاه بدبينانه) در مورد پدرش به حساب مىآيد و چه بسيار سخنها و ايرادها كه به هر دليل نمىتوان بر عليه پدر و استادش بر زبان راند، مىتوان در نقد آثار او بيان كرد و در حقيقت به بهانهی او، به پدرش تاخت و...صرف نظر از اين موضوع بسيارى نيز از سر خيرخواهى و با نيتى سازنده به نقد آثارش - كه قطعاً بىنقص نيست - پرداختهاند كه صد البته وضعيت مطلوب همين است و اى بسا كه او نيز با اين موارد آشناست. گرچه تفكيک نيات و گفتار مغرضان از محبان، به ظرافت و هوشمندى نيازمند است كه همگان بايد بدان آراسته و مجهز باشند. انشاءالله.همه آن شير كه طفل لب من نوشيدهستاينک از جور جهان ز چشم برجوشيدهستهمايون در گفتگو بسيار محتاط و دستبهعصاست؛ از بيم آنكه مبادا در دام تفرعن و به تعبير استاد باستانى پاريزى تمنمن (مصدر جعلى منيت) افتد و نيز مراقبت شديد مىكند تا خداىناكرده حق پيشكسوتى را زايل نكند يا اسائه ادبى را عامل نباشد. (سواى اينكه برخى دوستان مطبوعاتى از خود خاطرهی خوشى بر جاى نگذاشتهاند). نكتهی ديگر اينكه تعمدى بود تا گفتوگو به زبان محاوره انجام پذيرد و به همين دليل بسيارى از ضميرهاى منفصل كه مىشد متصل شوند و يا رعايت اصول ادبى و نگارشى ديگر كه گفتوگو را به اصطلاح سليس و بليغ و اديبانه سازد، اما از آنها ابا شد تا صميميتى اگر در سخن هست قربانى قواعد نشود.آن درس كه در مدرسه آموخته بودمدر ميكـده از من نخريدند به جـامـىشوق دوست به گفتهی او كارى است كه در سال ۱۳۷۸ تهيه و حتى ضبط نيز شده است. با اين قصد كه استاد محمدرضا شجريان آن را اجرا كند، اما شوق و تمايل او از طرفى و لطف و بزرگوارى پدر و نيز جناب ضرابيان از طرف ديگر باعث مىشود كه امروز اين كار را با صداى او بشنويم (چون جمع شد معانى گوى بيان توان زد)به جز پرسشها و پاسخهايى كه در پى مىآيد. سؤالها و جوابهاى ديگرى هم انجام پذيرفت كه بحث را مقدارى تخصصى و حرفهاى مىنمود مثل نقد فنى نوار، تكرار دستگاهها در اجرا، صداسازى و پرورش حنجره، شيوهی آموزشى استاد شجريان، شناخت سازها و... كه به نظر مفيد و مناسب جهت درج در روزنامه نيامد و در مجالى در خور (فصلنامه يا كتاب) بايد بدان پرداخت.
همكارى با آقاى ضرابيان (آهنگساز نسيم وصل و شوق دوست) در بسترى عاطفى و ذوقى جريان دارد و مبتنى بر اشتراک سليقههاست يا اينكه صرفاً فنى و هنرى است؟صرف نظر از مسائل فنى و هنری، من و ايشان كه به حق، آهنگسازى بسيار خوشقريحه و دوستى بزرگوار و بهرهمند از عواطف و خصلتهاى برجستهی انسانى هستند، بسيار صميمى و در عين حال در كار خود جدى هستيم و اين ارتباط در كارهاى مشتركمان هم كاملاً تأثيرگذار بوده است.
سه اثرى كه از شما تاكنون منتشر گرديده در سه دستگاه مختلف و متفاوت ارائه شده است، آيا اساساً در پى اجراى آواز در همهی دستگاهها و مايهها هستيد؟انتخاب و ارائه و اجراى كار قطعاً نمىتواند براساس گردش دوازده مقام باشد و آنگاه براى آلبوم سيزدهم مثلاً بر گردد سرخط؛ مگر اينكه اتفاقى و تصادفى اينگونه شود ولى تا حد ممكن از اينكه چند آلبوم پياپى در مقام واحد عرضه شود، حتماً پرهيز دارم و سعى مىكنم حداقل در بين آنان، تنوع و تفاوت باشد البته از اينكه در يک دورهی طولانى خلق آثار اين امكان دست دهد تا در همهی آوازها و دستگاهها طبعآزمايى كنم، خب استقبال مىنمايم.
در ناشكيبا قطعهاى ساخته بودى (ملهم از موسيقى خراسان) آيا حسى گذرا بود يا اينكه شروع يک روند و يک جريان؟آن قطعه كاملاً احساسى ساخته شد و در يک فضا و شرايطى كه ويژهی روزهايى بود كه من در سالهاى آخر دههی دوم عمر به سر مىبردم و شايد چنانچه با مجموعهی ناشكيبا متناسب نبود، هرگز به فكر اجرايش نمىافتادم و...حال اگر تجربهاى مجدد و شرايطى مشابه پيش آيد، قاعدتاً انجام مىپذيرد چون انگيزش ذوق و احساس است.
كارى با صدايت شنيدم كه در آلبومهايتان نيست، كارى با همراهى اركستر بزرگ و گويا از ساختههاى شاهين يوسفزمانی، در معرفىاش توضيح دهيد.كارى است با عنوان دشت كه بر روى شعر زندهياد فريدون مشيرى ساخته شده و مربوط به سال ۱۳۷۵ مىشود؛ يعنى، زمانىكه يک دورهی همكارى ۶ ماهه با صدا و سيما داشتم. ملودى را من ساختم و شاهين يوسفزمانى آن را تنظيم كرد و سرانجام هم در تلويزيون ضبط و پخش شد. در آن دوره تصنيف ديگرى هم به نام دلستان بر روى شعر شيخ اجل، سعدى شيرازى ساخته بودم كه آقاى عمادرضا نكويى آن را تنظيم كرده و آقاى عليرضا افتخارى آن را خواند كه اخيراً هم آن تصنيف در نوارى با عنوان قصهی شمع از طريق شركت سروش و البته بدون اطلاع و رضايت من و حتى با غلط چاپى كه نام تصنيف دلستان را دستان چاپ كردهاند، منتشر شده است.
چندى قبل يک تيتراژ سريال تلويزيونى كه خوانده بوديد پخش مىشد، تا چه ميزان به همكارى با صدا و سيما اعتبار قائلى و مرزبندىها كجاست؟تصنيفى بود از ساختههاى مرحوم استاد مرتضى خانى كه در سالهاى دور، خوانندهی بزرگ و بىبديل يعنى قمرالملوک وزيرى آن را اجرا كرده بودند؛ ولى چون امكان اينكه از صداى ايشان استفاده شود نبود، جناب آقاى اسماعيل عفيفه با من قراردادى را منعقد كردند و اين را براى شخص ايشان (البته با حفظ حق و حقوق نشر براى تنظيمكننده و خواننده) و فقط براى استفاده در فيلم سينمايى يا سريال تلويزيونى در استوديويى خصوصى بازخوانى كردم. پس از آن پيشنهاداتى مبنى بر كارهاى مستقيم در صدا و سيما يا شركت در برخى از برنامهها داشتم كه تمايلى براى همكارى در خود نديدم.
كار جديدى به نام سهنوايى تبليغ مىشود كه گويا در آن نقش داشتهای. دليل اينكه توسط مؤسسه دل آواز منتشر نشده است چيست؟سهنوايى اثریست در زمينهی موسيقى سازى و تكنوازى (بدون كلام) كه در آن كار، آقاى رودبارى و من با ساز تمبک آقاى شهرام ميرجلالى را همراهى مىكنيم و امتياز اين كار مربوط به جناب ميرجلالى مىشود كه با پيشنهادم قرار شد ايشان براى اينكه كار هر چه بهتر منتشر و توزيع شود و در دسترس عموم علاقهمندان قرار بگيرد، اثر را به يكى از شركتهاى معتبرى كه به بازار اين نوع موسيقى تسلط و اشراف كاملى دارند و در حوزهی پخش گسترده و تخصصى انجام مىدهند، واگذار كنند.
در مورد هنرهاى ديگر پرسشى دارم و آن اينكه به جز موسيقي، به كدام هنر علاقهمندی؟نقاشی، سينما، تئاتر و بهويژه شعر كه بيشترين دقايق و لحظات سرشار از حس و عاطفه را با آن دارم و در اين علاقهمندی، شعر كهن و شعر نو، هيچ يک به جهت قالب و شكل فرقى نمىكنند، فقط جوهرهی شعر و زيبايى هاى بيانى و احساسى و انديشمندى آن است كه به نظرم دلنشين و تأثيرگذار است، در ضمن ادبيات طنز هم برايم خيلى جذاب است.
سينما و تئاتر چی؟سينما، تئاتر، تلهتئاتر و كلاً هنرهاى نمايشى بهويژه سينماى كمدى و همچنين فيلمهاى پليسى و معمايى اگر سرشار از پيچيدگى و تعليق باشد كه معمولاً رمز و راز داستان در انتهاى فيلم گشوده مىشود و هيجان سرتاسر فيلم و تا انتها برقرار است، مثل آثار هيچكاک يا فيلمهايى كه براساس آثار آگاتا كريستى ساخته شده است.
از كارهاى در دست اقدام و فعاليتهاى آيندهی خود بگو.كارهايى چند در دست بررسى است و كارى كه مشخصاً بتوانم از آن نام ببرم نوارى است كه آقاى ضرابيان در دست تهيه دارند و انشاءالله تا اواخر سال جارى يا اوايل سال آتى منتشر خواهد شد.
آيا قصد برگزارى كنسرت در ايران (با گروه خود) را داريد؟بله، مايل هستم؛ اما هنوز قطعى نيست و منتظرم. به نوعى اين كار هم در مرحلهی بررسى است چرا كه برگزارى كنسرت به عواملى نيازمند است و چنانچه آنها مهيا شود بدان خواهم پرداخت. به هر حال هر چه باشد در همان اواخر امسال يا اوايل سال آينده است.
منبع مصاحبه: روزنامهی همشهریپینوشت: این پست در روز ۶/۶/۸۶ مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفت.
» تعداد پسـتها: ١۵۱» تعداد کامنتها: ۸۴۴۴
» برای دیدن عکس در اندازهی اصلی بر روی آن کلیک کنید.
٣۳پوستر تبلیغاتی دیویدیکنسـرت استـاد شجریـانطـرح: مژگان شجریان
ابعـاد عکس: ۱۰۳۵ × ۷۳۵ پیکسلحجم عکس: ١۴۴ کیلوبایت
درخواست عکس | آرشیو عکس هفته
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
کلیهی حقوق وبلاگ غیررسمی همایون شجریان، از جمله مطالب، محتوا و تصاویر، تحت لیسانس Creative Commons و متعلق به این وبلاگ و کاربرانش میباشد. بنابراین استفاده، تغییر و گسترش مطالب آن در رسانهها _ از قبیل سایتها، وبلاگها، نشریات و خبرگزاریها _ آزاد اما در صورت ذکر منبع و درج لینک آن شایسته است. در ضمن هرگونه استفادهی تجاری از مطالب این وبلاگ غیرمجاز است. از عنایت شما خوبان سپاسگزارم.