تبليغاتX
همایون شجریان
 
شجریانی‌ها | ShajarianFans.com

معمولاً نوازندگانی که نام‌شان و کارشان در کنار نام استاد محمدرضا شجریان قرار می‌گیرد، خواه ناخواه به‌شدت تحت‌الشعاع عظمت شخصیت هنری و محبوبیت بی‌نظیر استاد آواز ایران قرار می‌گیرند. خاصه که این نوازندگان جوان باشند و نه‌چندان نام‌دار...

کنسرت استاد شجریان و گروه موسیقی «شهناز» به‌سرپرستی مجید درخشانی در پیش است و تا کنون چندان به اعضای جوان و بعضاً گمنام گروه پرداخته نشده است. به‌طور کلی فرهنگ «خواننده‌محوری» در موسیقی سنتی ایران، تمام نگاه‌ها را به خواننده جلب می‌کند ؛ به‌ویژه اگر آن خواننده، «شجریانِ» بزرگ باشد. اما بنده در این پست قصد دارم، هر چند کوتاه و مختصر، به معرفی تلگرافی اعضای گروه شهناز بپردازم.

می‌دانم اطلاعات چندان کافی و کاملی را ارائه نمی‌دهم ؛ اما قبول بفرمایید که پیدا کردن همین چند سطر پیرامون این هنرمندان تازه‌نفس، کار آسانی به شمار نمی‌رود. جست‌وجوی اینترنتی به‌دنبال نام هر یک از این نوازندگان شما را متقاعد خواهد کرد که واقعاً مطلبی بیش از این در دسترس نیست. درباره‌ی برخی، مانند مصطفی عمیدی‌فرد و کاوه معتمدیان که به زحمت می‌توان حتی یک خط خبر (به‌جز خبر برگزاری کنسرت با استاد) پیدا کرد. حتی از نوازندگان نام‌آشناتر و باتجربه‌تر نظیر سینا جهان‌آبادی و حسین رضایی‌نیا هم اثر چندانی در سایت‌های اینترنتی به‌چشم نمی‌خورد. از آنجا که تعدادی از نوازندگان گروه شهناز، همان همراهان «مجید درخشانی» در گروه خورشید هستند: [مهرداد ناصحی، حامد افشاری، رادمان توکلی و شاهو عندلیبی] ؛ برای به‌دست آوردن اطلاعات زیر، سایت گروه موسیقی «خورشید» بزرگترین کمک بود. دو نفر از نوازندگان (حمید قنبری و محمدرضا ابراهیمی) هم سایت شخصی دارند که از مطالب این سایت‌ها هم استفاده شده است. به‌هر حال آنچه در زیر می‌آید نتیجه‌ی نهایت تلاش بنده در پی یافتن اطلاعاتی در خصوص اعضای گروه شهناز است. امیدوارم خیلی بد از آب در نیامده باشد...

 

Majid Derakhshaniمجید درخشانی
نوازنده‌ی تار، آهنگساز و سرپرست گروه

مجيد درخشانی متولد ١٣٣۵ در سنگسر سمنان است. فراگيری موسيقی را از دوران نوجوانی آغاز كرد و با قبولی در رشته‌ی موسيقی دانشكده‌ی هنرهای زيبای دانشگاه تهران به جمع كسانی پيوست كه موسيقی را به شكلی جدی پی گرفتند.
وی همزمان با تحصيل در دانشگاه، به فراگيری موسيقی نزد استاد محمدرضا لطفی در دانشگاه و خارج از آن در قالب آموختن رديف (تار و سه‌تار) پرداخت.

در سال ١٣۵۵ به عضويت گروه موسیقی «شيدا» در آمد و در توليد و خلق مجموعه‌ی آلبوم‌های «چاووش» مشاركت داشت و نيز عضو مؤسس «كانون چاووش» شد. انتشار آلبوم‌های «بچه‌ها بهار» (با حسين عليزاده) و آلبوم «قاصدک» (با صدای مهدی اخوان ثالث) از تلاش‌های مستقل درخشانی در دهه‌ی شصت بود.

وی در سال ۱۳۶۳ به آلمان عزيمت كرد و در شهر کلن ساکن شد. در مدت ٢٠ سال اقامت، وی در راه‌اندازی كانون موسيقی «نوا» و برقراری كنسرت‌ها و سمينارهای سالانه‌ی مرتبط با موسيقی ايرانی و انتشار آلبوم‌هايی چون «نسيم صبحدم»، «گمگشته»، «نی‌ريز» و... در اين كشور تلاش‌هايی جدی صرف نمود. اوج كار درخشانی، همكاری با محمدرضا شجريان در انتشار آلبوم «در خيال» به‌سال ۱۳۷۵ بود كه همزمان با آن، آلبوم «بی‌كران» را هم به بازار موسيقی عرضه كرد.

وی در اوايل دهه‌ی ٨٠ و پس از قریب ٢٠ سال به ايران بازگشت و به انتشار آلبوم‌هايی چون «من طربم» و «يبداردلان» دست يازيد. پایه‌گذاری و شكل‌دهی به گروه ٣٠ نفره‌ی خورشيد در سال ١٣٨٤ و برگزاری ١۵ كنسرت در تهران و شهرستان‌ها و نيز كشورهای چين و فرانسه از ديگر تلاش‌های مجيد درخشانی بود. انتشار آلبوم «فصل باران» با صدای عليرضا قربانی (بهار ١٣٨۵)، «آسمانه» با صدای غلامرضا رضایی (زمستان ١٣٨۶) و همكاری با گروه «آوا» و اجرای كنسرت در يونسكو و نيز تالار بزرگ كشور و همزمان انتشار آلبوم «غوغای عشقبازان» به‌عنوان نوازنده‌ی تار از آخرين فعالیت‌های هنری مجید درخشانی به‌شمار می‌رود.

نکته‌ی جالب آنکه، درخشانی در آزمون «کارگاه آواز» استاد شجريان هم به عنوان هم‌نواز تار هنرآموزان را همراهی می‌كرد. وی در تابستان ١٣٨۶ نيز به‌همراه گروه خود و نيز دو گروه از تاجيكستان و افغانستان در يونسكو به‌مناسبت هشتصدمين سال‌گرد تولد مولانا كنسرت‌هايی را در پاريس اجرا كرد.

منبع: همشهری‌آنلاین - ویکی‌پدیا

 

Mohammad Reza Ebrahimiمحمدرضا ابراهیمی
نوازنده‌ی بربت

متولد ۱۳۵۰

تحصیلات: فارغ‌التحصیل رشته‌ی موسیقی از دانشگاه هنر

اساتید: مجید درخشانی، ارشد طهماسبی، محمدرضا لطفی و هوشنگ ظریف

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:

از سال ١٣۶٨ آغاز آموزش عالی و فعالیت‌های اجرایی از قبیل ضبط موسیقی، اجرای کنسرت نزد استاد حسین علیزاده، مدرس موسیقی در دانشگاه هنر و هنرستان موسیقی، انتشار آلبوم تک‌نوازی عود به نام «ثنا» در سال ۱۳۸۶، همراهی با گروه موسیقی «آوا» و استاد محمدرضا شجریان در کنسرت سال ٨۶ در اصفهان.

وب‌سایت شخصی: http://www.mrebrahimi.ir

 

Hamid Ghanbaryحمید قنبری
نوازنده‌ی تنبک

متولد ۱۳۵۳ در تهران

تحصیلات: شیمی کاربردی - فارغ‌التحصیل رشته‌ی موسیقی

استاد: از سال ۱۳۷۳ نزد بهمن رجبی

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:

اجرای کنسرت با گروه‌های «آفتاب»، «آفاق»، «مهر»، «آوا» و «مهتاب» در تهران و دیگر شهرهای ایران. همکاری با ارکستر سمفونیک تهران به‌رهبری فریدون ناصری. شرکت در تهیه و اجرای موسیقی فیلم تئاتر و سریال‌های تلویزیونی. همکاری در اجرای آلبوم‌های «سایه روشن مهتاب» به آهنگسازی احسان ذبیحی‌فر و خوانندگی بیژن کامکار، «آتش و نی»  و «راز عشق» به‌همراه بهزاد فروهری و مجید وطنیان، آلبوم‌های «می‌شنیدم از پرنده» و «بخوان با من» در زمینه‌ی موسیقی کودک به آهنگسازی محمدرضا فیاض، آلبوم «پرسه در آینه» به‌همراه گروه آفتاب، دو آلبوم بر اساس موسیقی لری و آلبوم «نظم و نثر» با همراهی عود سعید نایب‌محمدی. همکاری با پدرام خاورزمینی در ویرایش کتاب «نت‌نوشته‌های امیر ناصر افتتاح» و تهیه‌ی آلبومی برای سازهای کوبه‌ای به‌نام «کوتاه»، منتشرشده در ایران و اروپا.

وب‌سایت شخصی: http://www.hamidghanbary.com

 

Radman Tavakkoliرادمان توکلی
نوازنده‌ی تار

متولد ١٣۵٣ در تهران

تحصیلات: کارشناسی مهندسی عمران از دانشگاه تهران

اساتید: امیر نادرزاده، فریبرز عزیزی و استاد حسین علیزاده

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:

اجرای کنسرت‌های متعدد در تهران و شهرستان‌ها به‌همراه گروه‌های موسیقی «پرنیان»، «چاووش» و «خورشید». برگزیده‌ی جشنواره‌ی تارنوازان بزرگ‌داشت استاد حسین علیزاده در سال ١٣٨١.

 

Shahoo Andalibiشاهو عندلیبی
نوازنده‌ی نی

متولد ١٣۵٣ در سنندج

تحصیلات: کارشناس ارشد رشته‌ی نوازندگی موسیقی ایرانی از دانشگاه هنر

اساتید: ایرج عندلیبی (مقام‌های کردی و آواز)، از سال ١٣۶٨ نزد جمشید عندلیبی (نی)

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:

اجرای کنسرت‌های متعدد در فستیوال‌های داخل و خارج کشور، همکاری با گروه «مولانا» به‌سرپرستی جلیل عندلیبی، گروه «تنبور شمس» به‌سرپرستی کیخسرو پورناظری. نوازندگی در آلبوم‌های موسیقی «مستان سلامت می‌کنند» با صدای بیژن کامکار، «سکوت» با صدای زنده‌یاد ایرج بسطامی و...، همراهی با گروه موسیقی «آوا» و استاد محمدرضا شجریان در کنسرت سال ٨۶ در اصفهان.

 

Sina Jahan-Abadiسینا جهان‌آبادی
نوازنده‌ی کمانچه

متولد ١٣۵٤ در تهران

تحصیلات: کارشناس ارشد رشته‌ی نوازندگی موسیقی ایرانی از دانشگاه هنر

اساتید: داود گنجه‌ای، کامران داروغه، اردشیر کامکار و علی‌اکبر شکارچی

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:

نوازندگی کمانچه و تنظیم آهنگ در تعداد زیادی از آلبوم‌های موسیقایی از جمله آلبوم‌های مستقل همایون شجریان، عضو گروه ارکستر صدا و سیما، حضور در کنسرت‌های متعدد داخل و خارج از کشور،  همراهی با گروه «مولوی» و استاد شهرام ناظری در کنسرت‌های خارج از کشور در سال ٢٠٠۷، همراهی با گروه موسیقی «آوا» و استاد محمدرضا شجریان در کنسرت سال ٨۶ در اصفهان.

 

Hossein Rezaei-Niaحسین رضایی‌نیا
نوازنده‌ی دف و دایره

متولد ۱۳۵۴ در تهران

استاد: از سال ١٣۷١ نزد استاد بیژن کامکار

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:

آغاز فراگیری موسیقی در سال ۶٩ با ساز سنتور و سپس یادگیری دف در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی، تدریس ساز دف در خانه‌ی تنبور شمس، نوازنده‌ی دف سمفونی «ایثار» به‌رهبری مجید انتظامی، برگزاری کنسرت‌های متعدد با گروه موسیقی «شمس» و «مولوی» (استاد شهرام ناظری)، نوازندگی دف در آلبوم‌های گوناگون از جمله «گل آتش»، «پنهان چو دل» و «غوغای عشقبازان»، همراهی با گروه موسیقی «آوا» و استاد شجریان در کنسرت‌های تهران و اصفهان سال ٨۶ و تور کنسرت بهاره در آمریکای شمالی در سال ٢٠٠٨.

 

Hamed Afshariحامد افشاری
نوازنده‌ی قیچک باس

متولد ١٣۵۶ در تهران

تحصیلات: دکترای پزشکی

استاد: علي صائمی (تنبک)، مرحوم استاد اسدالله ملک (ویلن)، فرهاد هراتی (سلفژ و مبانی هارمونی) و محمدرضا لطفی (ریتم‌های ادواری)

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری: همکاری با گروه‌های «چاووش» (زیدالله طلوعی)، «پرنیان» و «خورشید» در اجرای کنسرت‌های متعدد.

 

Mehrdad Nasehiمهرداد ناصحی
نوازنده‌ی قیچک آلتو (و کمانچه)

متولد ١٣۶١ در تهران

تحصیلات: فارغ‌التحصیل از هنرستان موسیقی و دانشکده‌ی سوره

اساتید: از سال ١٣۷۶ سعید فرجپوری، علی‌اکبر شکارچی، اردشیر کامکار، مجید درخشانی و محمدرضا لطفی

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:

برنده‌ی دیپلم افتخار و تندیس نخستین جشنواره‌ی موسیقی و سرود محله، برگزیده‌ی جشنواره‌ی سراسری «موسیقی؛ آوای همبستگی»، همکاری با گروه‌های موسیقی «صنم»، «چکاوک»، «بنان»، «همایون»، «مضراب» و «خورشید» در کنسرت‌های متعدد داخلی و خارجی، تک‌نواز ارکستر «موسیقی نو» به‌سرپرستی علیرضا مشایخی، خواننده‌ی کر در ارکستر سمفونیک تهران و صدا و سیما.

 

Ramin Safaeiرامین صفایی
نوازنده‌ی سنتور

استاد: هنرآموخته‌ی مکتب استاد فرامرز پایور

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری:

تدریس ساز سنتور، پایه‌گذار و سرپرست گروه موسیقی «چنگ» از سال ١٣٨١ و اجرای كنسرت‌های مختلف در استان‌های تهران، خراسان، اصفهان، شیراز، سمنان، گلستان و...، نوازندگی سنتور در آلبوم موسیقی محلی «درد آشنا»، اهتمام در نگارش کتاب «غوغای ستارگان»: گلچینی از تصنیف‌ها و ترانه‌های خاطره‌انگیز برای سنتور.

 

Mozhgan Shajarianمژگان شجریان
نوازنده‌ی سه‌تار

متولد ١٣٤٨ در تهران

توضیح: دختر سوم استاد محمدرضا شجریان و طراح گرافیک آثار پدر. آواز را نزد استاد شجریان و در کنار همایون و خواهرانش فرا گرفته و قرار است در کنسرت تابستان ٨۷ سه‌تار بنوازند. مژگان شجریان همخوان احتمالی استاد در این کنسرت خواهد بود!

 

کاوه معتمدیان
نوازنده‌ی کمانچه

متولد ۱۳۶۲ در شهرکرد

تحصیلات: دانشجوی كارشناسی ارشد موسيقی در دانشگاه تهران

اساتيد: اردشير كامكار، سعيد فرجپوری و هادی منتظری

سابقه‌ی فعالیت‌های هنری: همراهی با گروه‌های موسیقی «سپیدار» و «ری‌را» در برگزاری کنسرت‌های داخلی.

مصطفی عمیدی‌فرد
نوازنده‌ی رباب و بم‌تار

متأسفانه از این هنرمند، هیچ‌گونه اطلاعاتی به دست نیامد.

 

پی‌نوشت ۱: در صورتی که دوستان اطلاعاتی افزون بر آنچه در این پست آمده، پیرامون نوازندگان گروه شهناز در دست دارند، خوشحال می‌شوم که از طریق بخش نظرات یا پست الکترونیک وبلاگ مطرح کنند.

پی‌نوشت ٢: از «صبور» عزیز که عکس مژگان شجریان را برایم فرستاد، متشکرم.


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: زندگی‌نامه | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 5:0 

در هفته‌ای که گذشت، شرکت صوتی و تصویری سروش، آلبوم موسیقی «از سنگ تا الماس» اثر حسین بهروزی‌نیا را منتشر کرد. این اثر که شامل تک‌نوازی بربت بهروزی‌نیاست، امسال در پنجاهمین دوره‌ی جشنواره‌ی موسیقی گرمی مورد بررسی قرار گرفت ؛ اما به‌روال معمول سال‌های اخیر جایزه‌ای را نصیب موسیقی ملی ایران نکرد. پژمان حدادی، دیگر نوازنده‌ی گروه «دستان» نیز در این اثر همکاری کرده است.

From Stone to Diamond          از سنگ تا الماس
طرح روی جلد اثر | خارج از کشور                               طرح روی جلد اثر | داخــل کشور

«از سنگ تا الماس» از معدود آلبوم‌های موسیقی است که طبق برنامه و وعده‌ی داده شده، سر وقت منتشر شد و علاقه‌مندان و پیگیران موسیقی را بیش از حد منتظر نگذاشت. این اثر را می‌توان ورژن به‌روزشده‌ی آلبوم پیشین بهروزی‌نیا و حدادی، یعنی آلبوم «آفتاب نیمه‌شب» به‌حساب آورد. («آفتاب نیمه‌شب» در ایران با عنوان «وجد» توسط نشر ماه‌ریز مهر منتشر شده است). البته اصلی‌ترین تفاوت «آفتاب نیمه‌شب» و «از سنگ تا الماس» را می‌توان نقش کمرنگ‌تر سازهای کوبه‌ای در مجموعه‌ی اثر دانست.

آلبوم «از سنگ تا الماس» شامل ۹ قطعه از ساخته‌های بهروزی‌نیاست. البته به‌جز قطعه‌ی سوم به‌نام «آب» که همان‌گونه که در جلد اثر ذکر شده، از آهنگ‌های قدیمی و مشخصاً تصنیف «در میخانه» (رفتم در میخانه...) برداشت شده است. قطعات آلبوم از «سنگ» آغاز و به «الماس» ختم می‌شود و در این بین از «خاک»، «آب»، «نور»، «باد»، «شب»، «روز» و «صبر» می‌شنوید.

در زیر می‌توانید، هفتمین قطعه‌ی این مجموعه به نام «روز» را دریافت نمایید...

دانلود کنید
| دانــلــود |

حجم فایل: ۶۰۴ کیلوبایت
مدت زمان اجرا: ۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه

در زیر مختصری از شرح زندگی و آثار حسین بهروزی‌نیا می‌آید:

حسین بهروزی‌نیا - نواساز و نوازنده‌ی بربت - متولد ۱۳۴۱

 

زندگی‌نامه

حسین بهروزی‌نیا، نواساز و نوازنده‌ی بربت، متولد ۲۱ خرداد سال ۱۳۴۱ در تهران است. به پیروی از خواهر بزرگترش، از سال ۱۳۵۰ (کلاس چهارم - ۹ سالگی) به بعد تحصیلات خود را در هنرستان موسیقی ملی دنبال کرده است. او که نخستین اجرای خود را در ۱۶ سالگی در تالار رودکی انجام داده، از خواهرش به عنوان بزرگترین انگیزه‌ی فراگیری موسیقی نام می‌برد. فراگیری تار را نزد استاد رضا وُهدانی و فراگیری بربت و ردیف موسیقی ایرانی را به‌ترتیب زیر نظر استاد منصور ابراهیمی (نریمان) و استاد محمدرضا لطفی به انجام رسانده است. وی نخستین شخصی‌ست که دیپلم تخصصی ساز بربت را از هنرستان موسیقی کسب نموده است. گفتنی‌ست که بهروزی‌نیا با نوازندگی دف و تنبک نیز آشنایی دارد.

در سال ۱۳۵۸ وارد مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی سنتی ایران (وابسته به صدا و سیما) شد. در ادامه، مسئولیت سرپرستی گروه موسیقی «خالقی» و سرپرستی بخش آموزشی مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی را بر عهده گرفت. در این مدت از راهنمایی‌های استاد محمدرضا لطفی بهره برد و در پنجمین جشنواره‌ی هنر و ادبیات جزو آهنگسازانی بود که به دریافت مدال یادبود طلا و دیپلم افتخار نایل گردید. از سال ۱۳۶۷ همکاری خود را با مرکز سرود و آهنگ‌های انقلابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد و به‌دنبال آن به‌همراه گروه «مولانا» کنسرت‌هایی را در یونان و ۲۲ شهر مختلف ژاپن ارائه داد.

بهروزی‌نیا نقش عمده‌ای را در احیا کردن هویت ایرانی ساز بربت در چند سال اخیر ایفا کرده است و هم‌اکنون در ونکوور کانادا به تدریس بربت می‌پردازد. وی که به‌دلیل تکنوازی‌های پر صلابتِ خود، از مشهورترین بربت‌نوازان ایران در جهان به‌شمار می‌آید؛ تا کنون با گروه‌های بزرگی چون «عارف»، «مولانا» و «دستان» به‌روی صحنه رفته و در مقام نوازنده و آهنگساز، با خوانندگان مختلف و سرشناسی چون، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، بانو پریسا، سیما بینا، صدیق تعریف، زنده‌یاد ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، سالار عقیلی و اخیراً همایون شجریان همکاری کرده است.

در حال حاضر حسین بهروزی‌نیا به‌همراه همسر خود و دو فرزند نوجوانش در ونکوور کانادا زندگی می‌کند. وی در گفت‌وگویی که با مجله‌ی «پرشین‌میرور» داشته، از ونکوور به‌عنوان زیباترین و بهترین شهر دنیا یاد کرده است اما تأکید کرده که دوست دارد در زادگاهش «تهران» به اجرای کنسرت بپردازد.
بهترین خاطره‌ی زندگی‌اش را به‌دنیا آمدن فرزندانش و بدترین خاطره را از دست دادن پدر و مادرش (حدود هفده سال پیش) عنوان می‌کند.

بهروزی‌نیا در حال حاضر و پس از اتمام تور کنسرت اروپایی گروه دستان با همایون شجریان، در صدد فراهم‌آوردن شرایط کنسرت گروه «آوا» و استاد محمدرضا شجریان در آمریکای شمالی است. ضمن اینکه خود او نیز در ترکیب جدید گروه «آوا» جای محمد فیروزی، نوازنده‌ی بربت را پر خواهد کرد. وی همچنین در حال تهیه و تدوین کتابی جامع برای آموزش اصولی و مقدماتی ساز بربت است. چیزی که به‌عقیده‌ی بهروزی‌نیا، جای خالی‌اش در فضای موسیقی حال حاضر کشور به‌شدت احساس می‌شود.

دیگر آلبوم‌های منتشرشده


بـربــط

به‌همراهی تنبک کامبیز گنجه‌ای

.

حنایی
گروه دستان و سیما بینا
در مایه‌ی شوشتـری
موسیقی مردمی خراسان

لـولیــان

گروه دستان و شهرام ناظری
آهنگ از حمید متبسم
در مایه‌ی دشتی

یادستان
دف: بیژن کامکار
تنبک: کامبیز گنجه‌ای
. 

شوریـده

گروه دستان و پریسا
افشاری - دشتی

ماه عروس
گروه دستان و صدیق تعریف
آهنگ از حمید متبسم
در مایه‌ی دشتی

کوهستـان
گلچینی از ملودی‌های بومی ایران
دف: بیژن کامکار
تنبک: کامبیز گنجه‌ای

گـل بهشت

گروه دستان و پریسا
متبسم - بهروزی‌نیـا
اصفهان - ابوعطا

ساز دستـان
قطعات سازی آلبوم‌های
«شوریده»، «گل بهشت»
و «حنایی»

وجد (آفتاب نیمه‌شب)

به‌همراهی تنبک پژمان حدادی

. 

ساز نو، آواز نو

گروه دستان و شهرام ناظری
در مایه‌ی راست‌پنجگاه
. 

دریـای بی‌پایان

گروه دستان و سالار عقیلی
آهنگ از سعید فرجپوری
در مایه‌ی اصفهان

سه‌نوازی دستان

همراه متبسم و حدادی
مرکب‌نوازی در مایه‌های
ماهور، افشاری و همایون

سفر به دیگر سو

گروه دستان و شهرام ناظری
آهنگ از حمید متبسم
در مایه‌ی اصفهان

از سنگ تا الماس

به‌همراهی تنبک پژمان حدادی
نامزد جایزه‌ی گرمی ۲۰۰۸
‍× آخرین اثر منتشرشده

» همچنین در آلبوم‌های «شب سکوت کویر»، «سرو سیمین»، «بامداد»، «بوی نوروز» و «افق مهر» به نوازندگی پرداخته است.

کتاب‌های منتشرشده


ده قطعه برای بربت (دوره‌ی عالی)
به آهنگسازی و تنظیم حسین بهروزی‌نیا
به اهتمام محمدعلی سجادی
۵۵ صفحه، قطع رحلی


ملودی‌های بومی ایران


وب‌سایت شخصی: www.behroozinia.com | www.barbat.us
پسـت الکتـرونیــک: info@behroozinia.com

مختصری پیرامون پژمان حدادی

تاریخ تولد: ۳۰ بهمن ۱۳۴۷ در تهران

استادان: اسدالله حجازی، بهمن رجبی

فعاليت‌ها: تدریس تنبک و دف، تأسیس کانون موسیقی نیریز در کالیفرنیا، دریافت چهار دوره بورس به‌عنوان برگزیده از طرف بنیاد معتبر «دارفی»، عضویت در گروه دستان از سال ۱۳۷۴، عضویت در گروه ضربانگ، خلق موسیقی کوبه‌ای برای رقص و اجرا در کنسرت‌ها و فستیوال‌های بنام با هنرمندان سرشناس ایرانی و خارجی، نوازندگی در تعداد زیادی از آلبوم‌های موسیقی‌دانان برجسته‌ی ایران و تمام آثار منتشرشده‌ی دستان از سال ۱۳۷۴.

آثار منتشرشده: موسیقی کوبه‌ای ایران و خاورمیانه، رنگینه با گروه ضربانگ، سه‌نوازی دستان با حمید متبسم و حسین بهروزی‌نیا، نجوا، سماع مستانه و آتش شوق با علی‌اکبر مرادی، آفتاب نیمه‌شب با حسین بهروزی‌نیا، گلستان با جاوید افسری‌راد و موسیقی متن «شاهزاده‌ی مصر».

دانلود کنید و بشنوید

تکنوازی در دستگاه ماهور | تکنوازی در مایه‌ی راست‌پنجگاه | آفتاب نیمه‌شب


منابع کمکی:

وب‌سایت «عود ایرانی»

وب‌سایت رسمی «حسین بهروزی‌نیا»

وب‌سایت رسمی «گروه دستان»

گفت‌وگوی حسین بهروزی‌نیا با مجله‌ی «پرشین‌میرور»

کتاب «مردان موسیقی سنتی و نوین ایران»، تألیف حبیب‌الله نصیری‌فر، جلد اول، صص. ۴۷۵ تا ۴۷۷

 


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: زندگی‌نامه | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 0:0 

 

مقدمه

اول شهریور تولد استاد حسین علیزاده است. چند روز پیش که مجله‌ی این هفته‌ی همشهری جوان را ورق می‌زدم، در بخش «روزها» متوجه این قضیه شدم... تصمیم گرفتم پستی در خور این مناسبت تهیه کنم تا به نوعی تولد استاد علیزاده را به دوستداران پرشمارش تبریک بگویم. دوستدارانی که بی‌صبرانه منتظرند تا چند روز دیگر نوای ساز علیزاده در فضای تالار بزرگ کشور طنین‌انداز شود. استاد علیزاده پس از اجرای چندین کنسرت با گروه هم‌آوایان در آمریکا، کانادا و اروپا به‌زودی در ایران هم به روی صحنه خواهد رفت.
مطلبی که آماده شده و در زیر می‌خوانید شامل چند بخش است: زندگی‌نامه‌ی علیزاده که از چندین سایت مختلف من‌جمله دائرة‌المعارف آزاد ویکی‌پدیا و همچنین جلد کاست‌های ایشان جمع‌آوری شده است. بخش «خاطرات و دیدگاه‌ها» که از لابه‌لای صحبت‌های علیزاده در سخنرانی‌ها و گفت‌وگوهایش با روزنامه‌ها و ديگر رسانه‌ها برگزیده شده و به‌نوعی روشنگر افکار و عقاید علیزاده پیرامون مسائل مختلف و مهم امروز می‌باشد. در بخش «آثار» سعی بر آن بوده که تمامی آثار علیزاده در طول سی‌وپنج سال فعالیت موسیقایی ایشان به طور اجمال معرفی شود که برای این کار ترتیبی را در نظر گرفته‌ام. ابتدا تمامی آثاری که ماهور منتشر کرده را آورده‌ام، سپس کارهای دل‌آواز و در نهایت نشر هرمس که یکی بیشتر نبود (به تماشای آب‌های سپید). در ضمن این آثار بر حسب سال انتشارشان مرتب شده‌اند. در بخش «دانلود کنید و بشنوید» که در پست‌های قبلی هم وجود داشته است، دوازده قطعه‌ی موسیقی از تکنوازی‌ها و بداهه‌نوازی‌های تار، سه‌تار و شورانگیز استاد انتخاب شده به‌علاوه‌ی چند اثر ارکسترال که علیزاده آهنگسازی آن را بر عهده داشته است. علیزاده از آن دسته اساتیدی است که زحمات و تلاش‌های بسیاری در جهت آموزش و تربیت هنرجویان موسیقی متحمل شده است و در زمینه‌ی آموزش همواره اهتمام داشته است؛ آثار آموزشی علیزاده را نیز که تاکنون به صورت کتاب، نوار یا سی‌دی منتشر شده خواهید دید. همچنین از آنجا که علیزاده در زمینه‌ی موسیقی فیلم هم بسیار فعال بوده، فهرستی از فیلم‌هایی که او آهنگسازی‌شان را بر عهده داشته است را در انتهای این پست خواهید خواند. و در نهایت می‌ماند یک بخش که آن هم نظرات شماست. قطعاً «نگاه شما» پایان‌بخش مناسبی برای این پست ویژه (بزن آن زخمه...) خواهد بود.

زندگی‌نامه

حسین علیزاده، آهنگ‌ساز، ردیف‌دان، پژوهش‌گر و نوازنده‌ی تار و سه‌تار متولد نخستین روز از آخرین ماه فصل تابستان سال ۱۳۳۰ در تهران است.
او فراگیری موسیقی را در هنرستان موسیقی ملی نزد اساتیدی چون حییب‌الله صالحی، هوشنگ ظریف و علی‌اکبر شهنازی آغاز کرد. در سال ۱۳۴۹ موفق به دریافت مدرک دیپلم از هنرستان ملی موسیقی گردید. پس از تحصیل در هنرستان موسیقی به دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و هم‌زمان در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ایران به یادگیری و اجرای کنسرت پرداخت.
وی از محضر اساتیدی نظیر هوشنگ ظریف، حبیب‌الله صالحی، محمود کریمی، علی‌اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله دوامی بهره برده است.
علیزاده در دوران تحصيل با اركستر ايرانی تالار رودكی به رهبری حسین دهلوی همكاری داشت و از سال ۱۳۵۱ با گروه‌های مركز حفظ و اشاعه‌ی موسيقی در جشن هنر شيراز به اجرای برنامه پرداخت. برگزاری این برنامه‌ها، آغاز راه علیزاده برای تبدیل شدن به یکی از وزنه‌های مهم موسیقی ایرانی بود. در سال ۱۳۵۵ به اتفاق پرويز مشكاتيان گروه عارف را تشكيل داد و برنامه‌های متعددی را در داخل و خارج از كشور به اجرا درآورد. حسين عليزاده در روزهای تاريک سال ۵۶ قطعه‌ی «حصار» را در يادبود زندانيان سياسی رژيم شاه در چهارگاه ساخت. «ژاله خون شد» يكی از ساخته‌های عليزاده است كه در آن سال‌ها توصيفش دهان‌به‌دهان می‌چرخيد و همه‌جا شنيده می‌شد. اين سرود از موفق‌ترين سرودهای انقلابی است. اين سرودها به دليل مخفيانه بودن، با دستگاه‌های ضبط صوت خانگی در منزل خود موسيقی‌دانان ضبط می‌شد و دست به دست ميان مردم می‌گشت.
در اين سال‌ها عليزاده استعداد خود را محدود به تقليد و تكرار فرم‌هاى گذشتگان نكرده و همواره در جست‌وجوى راه‌هاى تازه‌تر بوده است. حسین عليزاده، بر خلاف بسياری ديگر از هنرمندان كه فقط به اجرای موسيقی به شكل كاملاً سنتی آن می‌پردازند، نوآوری‌هايی داشته است که از آن جمله می‌توان ابداع مقام «داد و بيداد» (گوشه‌ی «داد» از ماهور و «بيداد» از همايون) در آلبوم‌های «راز نو» با همكاری گروه هم‌آوايان و «زمستان است» با صدای محمدرضا شجريان، همچنين اجرای پلی‌فونيک آواز ايرانی در آلبوم‌های «راز نو»، «آوای مهر» و... را نام برد.
از دیگر ابداعات او، سازی به نام «سلانه» می‌باشد که صدایی بم و نزدیک به عود دارد. سلانه توسط سیامک افشاری و زیر نظر شخص علیزاده ساخته شده است.
او با عضویت در گروه «چاووش» همراه با دیگر استادان موسیقی ایران از جمله محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان آثار جاودانه‌ای در موسیقی ایران اجرا کرده و نیز با آموزش به هنرجویان موسیقی تأثیر مهمی در تربیت موسیقی‌دانان و نوازندگان پس از انقلاب گذاشته است. علیزاده در اوایل دهه‌ی هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را بر عهده داشت.
در سال‌های اخير [تا سال ۱۳۸۴] در آلبوم‌های «زمستان است»، «بی تو به سر نمی‌شود»، «فرياد»، «ساز خاموش» و «سرود مهر» با محمدرضا شجريان، كيهان كلهر و همايون شجريان به عنوان آهنگساز و نوازنده‌ی تار همكاری داشته است.
در زمینه‌ی تألیف و گردآوری کتب آموزش موسیقی ایرانی و ردیف نیز، علیزاده هنرمند فعالی بوده است. از او تعداد زیادی کتاب و سی‌دی و نوار آموزشی موسیقی که توسط مؤسسه‌ی ماهور منتشر شده، در دست است.
علیزاده همچنین در زمینه‌ی ساخت موسیقی فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی فعالیت‌های بسیار قابل توجهی داشته است که از آن جمله می‌توان به موسیقی فیلم‌های «دلشدگان»، «گبه»، «زمانی برای مستی اسب‌ها»، «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» و... اشاره کرد.
علیزاده یک رکورد جالب توجه نیز در کارنامه‌ی هنری خویش دارد و آن اینکه آثارش سه بار نامزد کسب جایزه‌ی گرمی (معتبرترین جایزه‌ی صنعت ضبط و پخش موسیقی در آمریکا) شده است؛ هر چند هیچ یک از این سه مرتبه در انتخاب نهایی موفق نشده است. بار اول آلبوم «بی تو به سر نمی‌شود»، سپس «فریاد» و اخیراً «به تماشای آب‌های سپید» در سال ۲۰۰۷ نامزد جایزه‌ی گرمی شده‌اند.
حسین علیزاده دارای دو فرزند پسر به نام‌های صبا (نوازنده‌ی کمانچه) و نیما (نوازنده‌ی رباب و تار) است که هم‌اکنون در گروه هم‌آوایان زیر نظر وی فعالیت دارند.

استاد حسين عليزاده در مراسم بزرگداشت زنده‌ياد داريوش زرگری | عكس: امير خلوصی - ايسنا

خاطرات و دیدگاه‌ها
(برگزیده‌‌ی صحبت‌های استاد علیزاده در رسانه‌ها)

من خودم شايد از خانواده‌ای نزديک به همين بخش محروم بيرون آمدم و محلی كه تحصيل می‌كردم در بازار تهران خيام و سيدنصرالدين بود. در اين محله به‌دنيا آمدم و تمام دوران تحصيلم را در همين محله پرسه زدم و از زندگی در آن محله‌ها احساس خوشایندی دارم. كسی برايمان اسباب‌بازی خوبی نمی‌خريد و ما تابستان‌ها در بسياری از مشاغل كار می‌كرديم تا روزی بتوانيم دوچرخه‌ای بخريم كه البته هيچ‌وقت آن ميزان پول را نتوانستيم پس‌انداز كنيم. البته عقده‌ای برايم نشد؛ بلكه تبديل به ريشه‌هايی شد كه در عالم هنر توانست شكل بگيرد. زندگی واقعی را آن زمان تجربه كرديم.

خيلی زود عشق موسيقی در من جوشيد. وقتی استاد علی‌اكبرخان شهنازی گوشه‌ای را به من ياد می‌داد، احساس می‌كردم كه آن فقط يک ملودی و مضراب نيست. انرژی‌ای است كه به من منتقل می‌شود و من آن را احساس می‌كردم. ساعت‌ها در محضر اين استاد، كه مهربان‌ترين استادی بود كه تجربه كردم، می‌نشستم و شوق آن را در دلم حس می‌كردم.

از سال ۱۳۴۳ موسيقی را شروع كردم... شايد فراز و نشيب‌هايی كه قبل از انقلاب به‌وجود آمد، آدم‌هايی مثل مرا آزرده كند، اما خسته نمی‌كند. چون هدف هنر است... در آن سال‌ها ما با تحولات اجتماعی و سياسی ايران روبه‌رو شديم. من آن زمان دانشجو بودم و سعی می‌كردم اين تحولات را بشناسم و يک قدم جلوتر از نسل گذشته باشم. موقعی با موسيقی ايران عجين شدم كه در جامعه به دو شكل با آن برخورد می‌شد: يک نوع موسيقی كه فقط به محافل خصوصی محدود بود و هيچ ربطی به مسائل اجتماعی نداشت و نوع ديگر موسيقی آكادميک بود كه سر كلاس آن را آموزش می‌دادند و بيرون از كلاس‌ها اين موسيقی جريان نداشت. اوايل دهه‌ی پنجاه اين مشكل به اوج خود رسيد تا جايی كه موسيقی‌ای كه معرف فرهنگ ما باشد به طور رسمی وجود نداشت. به همين خاطر مركز حفظ و اشاعه‌ی موسيقی به وجود آمد كه هم حافظ موسیقی ایرانی گذشته باشد و هم جوانان بتوانند زير نظر استادان بزرگ تعليم ببينند و خود تبديل به استادان آينده شوند.
آن زمان جوانانی مثل من، لطفی، شجريان و بقيه‌ی موسيقی‌دانانی كه حالا صاحب‌نام هستند در مركز حفظ و اشاعه زير نظر استاد برومند كار می‌كرديم. آنچه به صورت افسانه از موسيقی قديم در ذهن ما بود، كم‌كم عينيت پيدا كرد. اين مركز چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن هم نقش تحول آكادميک موسیقی ایرانی را به عهده گرفت و هم تحول سياسی و اجتماعی را. كسانی‌كه از اين مركز بيرون آمدند، بعدها در جامعه شيوه و سبک خود را دنبال كردند؛ چون قالب‌ريزی نشده بودند. ما در عصری موسيقی را شروع كرديم كه با تحولات و اتفاقات اجتماعی فراوانی همراه بود و در نتيجه به تفكر متفاوت حتی در موسیقی ایرانی رسيديم. اين دوران سپری می‌شد و در آن سال‌ها از فكر اينكه «بايد برای موسيقی ايران چه كرد»، خواب راحتی نداشتم.
نسل ما باعث شد موسيقی جايگاه ديگری در جامعه پيدا كند. همچنان كه جامعه هم تغيير می‌كرد، موسيقی‌دانانی كارشان از نظر هنری دارای ارزش بود كه همراه مردم بودند. نه اينكه اجتماع را راضی كنند، بلكه آن را ارتقاء دهند. در آن سال ها و با بروز چنين تحولات اجتماعي، فكر می‌كردم چطور می‌توانم ارتباط اجتماعی را با موسيقی حفظ كنم. به خاطر می‌آورم سال‌ ۵۵ كه تحولات سياسی و مخالفت با رژيم شدت می‌گرفت، سرباز بودم و می‌خواستم از راه هنر با مردم سهيم باشم. در همان موقع قطعه‌ی «حصار» را نوشتم و به زندانيان سياسی تقديم كردم.
آن دوران تحولات اجتماعی و حركت‌های دانشجويی انگيزه‌ی بيشتری در هنرمندان ايجاد می‌كرد. شب‌های شعر آن سال‌ها را هيچ‌كس فراموش نمی‌كند. در آن شب‌ها شاعران عليه رژيم شاه اشعارشان را می‌خواندند و من فكر می‌كردم چرا موسيقی مثل شعر نمی‌تواند باشد، چه باید كرد؟ ما در كشوری زندگی كرده‌ايم كه قبل از انقلاب آزادی معنی نداشته، حتی ما برای ذهن خود آزادی قائل نبوده‌ايم و وقتی می‌خواهيم كاری كنيم خود را با سنت‌هايی درگير می‌كنيم كه فقط حرفش هست و عينيت ندارد. اتفاقاً من در چنين شرايطی از طرف استادان بزرگم تشويق شدم. بزرگ‌ترين معلمم در درجه‌ی اول كارم بوده است و هيچ‌وقت از اين ترس و نگرانی نداشتم كه ديگران درباره‌ی كار من چه خواهند گفت. در اولين حركت‌ها بايد مطالعه كنيد، با مردم مشورت كنيد و ببينيد سنت و گذشتگان چه می‌گويند. انقلاب چيزی است كه می‌جوشد و با نيازهای زمان پيش می‌رود اما انقلاب در موسیقی ایرانی از اين هم پيچيده‌تر است. قبل از انقلاب اين سؤال مطرح بود كه اگر موسیقی ایرانی بخواهد با تحول جامعه همگام باشد، آيا بايد شعاری شود يا جنبه‌های هنری هم مطرح است؟ البته كه صددرصد جنبه‌های هنری مطرح بود و آثاری كه از آن دوران مانده، اين را تأييد می‌كند.

ما سرودها و قطعاتی را به صورت مخفيانه ضبط و رايگان در دانشگاه توزيع می‌كرديم و از اين طريق دانشكده هنرهای زيبا همراه مردم بود. يادم می‌آيد سياوش كسرايی در روزهای بحبوحه‌ی انقلاب، بعد از واقعه‌ی ۱۷شهريور، به من زنگ زد و گفت قرار است آقای طالقانی در دانشگاه به مناسبت روز همبستگی صحبت كند و شايد به اين تجمع حمله شود، ما يک سرود می‌خواهيم. ما يک‌شبه سرودی به نام «ژاله خون شد» را ساختيم كه الآن هر كس گوش كند ياد آن روزها می‌افتد.

روشنفكرهای آن زمان دشمن قسم‌خورده‌ی موسيقی ايراني بودند و عمدتاً با موسيقی كلاسيک غربی رابطه داشتند و جو روشنفكری قبل از انقلاب سوای جنبه‌ی ادبی‌اش، گرايش ضد موسیقی ایرانی داشت و فقدان شناخت و ارتباط روشنفكران و فعاليت درست آنان در اين زمينه باعث شده بود كه اين قشر از موسيقی ایرانی جدا شود. آن زمان هنرمند بايد رشادت می‌داشت و در آن دوران بود كه موسیقی ایرانی متحول شد. وقتی دانشگاه‌ها بسته شد، دانشجويان در همين مركز «چاووش» و از گروه چاووش درس می‌گرفتند كه بسياری از آنها اعضای گروه «شيدا» و «عارف» بودند.

نباید موسیقی را تا این حد به خوب و بد تفکیک کنیم. ما باید متوجه باشیم که موسیقی رشته‌ای‌ست با تنوع بسیار. در هر دانشگاهی، در زمینه‌ی موسیقی رشته‌های مختلفی مثل موسیقی جاز، موسیقی راک، موسیقی پاپ، کلاسیک و موسیقی جهانی وجود دارد. این که جوان‌ها به هرنوع موسیقی گرایش پیدا می‌کنند، به خودی خود چیز بدی نیست. اما در موسیقی هم، مثل هر هنری، هم شکل نازل آن وجود دارد و هم شکل متعالی آن.

جوانان امروز جامعه‌ی ما از نوعی موسيقی لذت می‌برند كه معلوم نيست موسيقی كجایی است. اگر اين موسيقی را حتی به غرب ببريد اصلاً از دست‌مان شكايت می‌كنند برای اينكه آن را نمی‌شناسند! من اصلاً مخالف موسيقی پاپ نيستم ؛ اما پاپ بايد تعريف خودش را داشته باشد. اين نوع موسيقی نيازمند ارتباط با ريشه‌های ملی خودمان است. شايد كمی سوءِ تفاهم ايجاد كند وقتی در اين باره صريح صحبت شود؛ اما به نظر من بايد گفت موسیقی پاپ در جامعه‌ی ما كاملاً به قهقرا می‌رود. موسيقی پاپ ايران سرتاپايش تقليدی است و دستگاه‌های اتوماتيک امروزی می‌تواند نود درصد آن را بسازد. ممكن است بسياری از شما اين نوع موسيقی را دوست داشته باشيد. يک موقع موسيقی مصرفی می‌خواهيد، يک موقع موسيقی فكورانه می‌خواهيد. شما يک وقت «گل‌آقا» می‌خوانيد اما گل‌آقا چقدر جای مثنوی مولانا را می‌گيرد؟!

هر پدیده‌ای اگر در شکل اجتماعی آن ممنوع باشد، طبیعی‌ست که به زیر زمین می‌رود! اما مضحک است که در قرن بیست‌ویکم، در سرزمینی موسیقی زیرزمینی وجود داشته باشد. این مسأله نشان می‌دهد که ما چه مشکلاتی در آن جامعه داریم که هنر والایی مثل موسیقی، زیرزمینی می‌شود. موسیقی زیرزمینی نوعی واکنش و نیاز است و در عین حال، تأثیرپذیری فرهنگی نیز هست. این جوان‌ها در ایران بیشتر از طریق ماهواره و دنیای بیرون از خودشان تغذیه می‌شوند و سعی می‌کنند آن چه که می‌بینند و می‌شنوند را تقلید کنند. حتی اگر ارتباط ریشه‌ای و فرهنگی با آن مقوله نداشته باشند. همچنین چون امکان بیرونی برای ارائه‌ی آلبوم و ضبط و کنسرت ندارند، طبعاً آن را به شکل غیررسمی، که اسم آن زیرزمینی‌ست، انجام می‌دهند. جامعه نباید تنگناهایی به وجود بیاورد که مشکلات از جاهای دیگر سر بزند. متأسفانه در ایران، ما همیشه مسائل را پس از این که اتفاق افتاد متوجه می‌شویم. از پدیده‌های طبیعی گرفته تا مسائل اجتماعی. مثلاً در کوچه‌ای باریک یک برج می‌سازیم و سپس متوجه می‌شویم که باید فکر پارکینگ هم می‌کردیم. موسیقی زیرزمینی به خودی خود یک پدیده‌ی اجتماعی منفی‌ست. در حال حاضر جوان‌ها دوست دارند و به این نوع موسیقی گرایش پیدا می‌کنند؛ چون نیاز دارند. اما موسیقی و هنر به طور اصولی در جامعه باید زنده و فعال وجود داشته باشد تا بتواند روح و روان انسان‌ها را سالم کند. وقتی زیر زمین باشد، مشکلات زیرزمینی هم به وجود خواهد آورد.

عليزاده - شجريان در مراسم درگذشت مادر استاد شجريان | عكس: خبرگزاری مهراگر کسی صداقت و شجاعت داشته باشد، می‌تواند با جرئت بگويد که من می‌خواهم آلبومی درست کنم که پرفروش‌ترين باشد. خوشبختانه امکاناتش هم هست، مخاطبش هم وجود دارد و مراکز دولتی مانند راديو و تلويزيون هم به صورت شبانه‌روزی(!) آن را پخش می‌کند. موسيقی صدا و سيما به بقيه‌ی برنامه‌هايش می‌خورد. اگر دقت کنيد می‌بينيد در زمينه‌ی موسيقی همان‌قدر اشکال وجود دارد که در ادای زبان فارسی. شما هر زمانی که يک سريال يا يک گوينده را پيدا کرديد که درست فارسی صحبت کند، می‌توانيد توقع داشته باشيد که موسيقی هم درست شود.

يک مملکت ۷۰-۶۰ ميليونی نمی‌تواند فقط يک شجريان داشته باشد. در زمينه‌ی ساز، هماهنگی بيشتری وجود دارد، چون بيشتر به آن پرداخته شده است. کتب مختلفی چاپ شده و کلاس‌های آموزشی بيشتری هم وجود دارد. اما در حال حاضر حتی در هنرستان‌ها و دانشگاه‌ها هم رشته‌ی آواز را به‌طور رسمی نداريم؛ يعنی، به‌عنوان يک واحد اصلی در نظر گرفته نشده است و شاگردان آواز، بيشتر در کلاس‌های خصوصی به تمرين مشغولند.

وقتی از كلمه‌ی «عوام» استفاده می‌كنيم، مفهومش اين نيست كه عموميت را دست كم بگيريم. شما بايد كيفيت هنر را حفظ كنيد. شايد شما در جامعه‌ای زندگی كنيد كه سطحش خيلی پايين باشد، اما اين به هيچ‌وجه توجيه‌پذير نيست كه خودتان را تنزل دهيد! به نظر من هنر جزو سرمايه‌های يک ملت است و بايد با حفظ كيفيت هنری با مردم ارتباط برقرار كنيم. البته نبايد اين ادعا را مطرح كرد كه می‌توان با تمام اقشار مردم ارتباط برقرار كرد. زيرا هنر هميشه قشری است و جمع نظر همگان را تأمين نمی‌كند. اشكال كار در ايران اين است كه هر وقت می‌خواهيم با مردم ارتباط برقرار كنيم، ابتذال را قاطی كار می‌كنيم و به نوعی به مردم توهين می‌كنيم.

وقتی واژه‌ی «هنرمند» را در مورد کسی به‌کار می‌بريم، اجازه نداريم بحث مسائل اقتصادی را مطرح کنيم. وقتی راجع‌به هنر حرف می‌زنيم جنبه‌ی اقتصادی در درجه‌ی چندم اهميت قرار دارد. معنی‌اش اين نيست که هنرمند از گرسنگی بميرد؛ ولی هنرمند صرفاً هدفش پول نيست.

از آنجايی كه حكم اخراجم را از دانشگاه در يک زرورق خيلی تميز نگه داشته‌ام، با خود عهدی بسته‌ام كه هيچ‌گاه در دانشگاه حاضر نشوم! امروزه در پشت در دانشگاه‌ها خيلی‌ها غصه می‌خورند؛ اما در دانشگاه تازه مشكلات شروع می‌شود. دانشگاه و حتی هنرستان‌های موسيقی، روزگاری محلی بود كه افتخار می‌كرديم در آن حضور يابيم تا حتی سخنرانی كنيم... بايد بگويم كه وقتی در دانشگاه بگوييد كه اين كار لازم است انجام شود، بگويند نمی‌شود و عملاً يكی بالا سر شما باشد كه مرتباً بگويد نمی‌شود، اين باعث می‌گردد كه در يک جايگاه متوسط بمانيد و امكان رشدی فراهم نشود. متأسفانه اكنون سطح كيفی دانشگاه‌ها بسيار پايين است، نه اين كه سطح من بالا باشد. با اين محيط چارچوب‌دار نمی‌توانم خودم را تطبيق دهم.

امروزه می‌بينيم برپايی بزرگداشت زن تحت عناوين مختلف متداول شده. ما از زن ستايش می‌كنيم، اما برای فعاليت‌هايش شرط می‌گذاريم. برايش بزرگداشت می‌گيريم، اما برای دامنه‌ی فعاليت فرهنگی‌اش مرز می‌گذاريم و می‌گوييم حق داری اين كار را بكنی و آن كار را نه. اگر زن نيمی از جامعه است؛ چگونه است كه حضورش در عرصه‌های مختلف نمی‌تواند كامل باشد.

امید من به نسل جوان است. من معتقدم در موسیقی ایرانی، یک نوع تکرار عادت‌ها یا وابستگی‌ها و دلبستگی‌های متعصبانه یا کورکورانه‌ای، نزد برخی موزیسین‌ها هست که باعث شده موسیقی ایرانی را یک موسیقی بسته تصور کنند؛ در صورتی‌که این طور نیست. نسل خود ما، یعنی کسانی مثل آقای شجریان، لطفی، من، طلایی، مشکاتیان و دیگران، کارهای خیلی معروف‌مان را در سنین بیست تا بیست‌وپنج سالگی ساختیم. هر هنری را می‌شود از طریق نسل جوان ادامه داد. اگر با نگاه واپس‌گرایانه به این موضوع نگاه کنیم، و بخواهیم جایی را تصاحب کنیم و به جوان‌ها میدان ندهیم، آن وقت خودمان باعث از بین رفتن آن هنر می‌شویم. اگر به جوان‌ها میدان ندهیم و آنها را محکوم کنیم که فقط مصرف‌کننده باشند، خود به خود نمی‌توانند راه پیدا کنند.

استاد حسين عليزاده

آثار
(به ترتیب: ۱. ناشر ۲. تاریخ نشر)

۱. شورانگیز
آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده
آواز: شهرام ناظری
گروه شیدا و عارف
صدابرداری و ضبط: تابستان ۱۳۶۷
(آواز بیات ترک - دستگاه شور)




۲. یاد یار مهربان
به یاد استاد غلامحسین بنان
آهنگساز: فرهاد فخرالدینی
سرپرست گروه: حسین علیزاده
گروه شیدا و عارف
اشعار فریدون مشیری
(سه‌گاه - همایون)



۳. ترکمن
سه‌تارنوازی حسین علیزاده
بداهه‌نوازی در دستگاه راست پنجگاه، آواز ابوعطا و شوشتری
زمستان ۱۳۶۷






۴. نی‌نوا (۱۳۶۲)
برای نی و ارکستر زهی
- سواران دشت امید (۱۳۵۶)
- نوروز (۱۳۶۲)
- آوای مهر (ارکستر سازهای ملی)





۵. راز و نیاز

آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده
آواز: علیرضا افتخاری
گروه عارف و شیدا
(راست پنجگاه - شوشتری)
صدابرداری و ضبط: زمستان ۱۳۶۷




۶. صبحگاهی
آهنگساز: حسین علیزاده
آواز: محسن کرامتی
گروه سازهای ملی به سرپرستی حسین علیزاده
(چهارگاه)





۷. همنوایی
تار: حسین علیزاده، ارشد طهماسبی
تنبک: مجید خلج
(سه‌گاه - افشاری)
تاریخ انتشار: فروردین ۱۳۷۲





۸. پایکوبی
سه‌تار: حسین علیزاده
تنبک: زنده‌یاد داریوش زرگری
(بداهه‌نوازی چهارگاه)
تاریخ ضبط: زمستان ۱۳۷۲





۹. کنسرت نوا
تار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج







۱۰. کنسرت همایون
سه‌تار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج







۱۱. نوبانگ کهن
اثر حسین علیزاده - خسرو سلطانی
اجرای گروه هم‌آوایان
بر اساس رديف‌های آوازی و سازی موسيقی ايران
(شور)





۱۲. موسیقی فیلم «گبه»
به کارگردانی محسن مخملباف








۱۳. پریا - قصه‌ی دخترای ننه دریا
موسیقی از حسین علیزاده
اشعار احمد شاملو







۱۴. راز نو
موسیقی آوازی
گروه هم‌آوایان به سرپرستی حسین علیزاده
همخوانان: محسن کرامتی، افسانه رسایی، هما نیک‌نام، علی صمدپور
تنبک: زنده‌یاد داریوش زرگری
تار و تنبور: حسین علیزاده
(مقام داد و بیداد - آواز ابوعطا)
تابستان ۱۳۷۷


۱۵. از اعصار
موسیقی فیلم‌های:
- «میراث کهن»
- «زشت و زیبا»






۱۶. موسیقی فیلم
موسیقی فیلم‌های
- «عشق طاهر» (محمدعلی نجفی) - بهار ۱۳۷۸
- «ایران سرای من است» (پرویز کیمیاوی) - تابستان ۱۳۷۸
- «زمانی برای مستی اسب‌ها» (بهمن قبادی) - بهار ۱۳۷۹
- «ابر و آفتاب» (محمود کلاری) - بهار ۱۳۷۶
تاریخ انتشار: پاییز ۱۳۷۹



۱۷. هجرانی
تار: حسین علیزاده
(سه‌گاه - ماهور)







۱۸. چهار گاه - بیات ترک
تار و سه‌تار: حسین علیزاده
نی و آواز: حسین عمومی
تنبک: محمد قوی‌حلم
تاریخ ضبط چهارگاه: بهار ۱۳۶۷ پاریس
تاریخ ضبط بیات ترک: بهار ۱۳۶۷ کالیفرنیا
تاریخ انتشار: زمستان ۱۳۸۰



۱۹. ردیف‌نوازی
ردیف میرزا عبدالله
به روایت نورعلی‌خان برومند
سه‌تار: حسین علیزاده






۲۰. سلانه
بداهه‌نوازی حسین علیزاده با ساز ابداعی
شامل چهار قطعه‌ی:
«مهتاب» در اصفهان
«پگاه» در سه‌گاه
«آفتاب» در بیات کرد
«شامگاه» در افشاری
تاریخ انتشار: بهار ۱۳۸۲


۲۱. موسیقی فیلم «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند»
به کارگردانی بهمن قبادی








۲۲. راست پنجگاه
تار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
اجرا: برلین، زمستان ۱۳۷۵
تاریخ انتشار: ۱۳۸۰





۲۳. دستور سه‌تار

دوره‌ی متوسطه
حسین علیزاده







۲۴. دستور سه‌تار

دوره‌ی ابتدایی
حسین علیزاده







۲۵. ردیف مقدماتی تار و سه‌تار

کتاب سوم
ردیف موسی معروفی
سه‌تار: حسین علیزاده






۲۶. موسیقی سریال تلویزیونی «زیر تیغ»

به کارگردانی محمدرضا هنرمند
اجرای گروه هم‌آوايان
اشعار هوشنگ ابتهاج (سایه)






۲۷. سرود گل
گروه هم‌آوایان به سرپرستی حسین علیزاده
شورانگیز: حسین علیزاده
آواز: افسانه رسایی، پوریا اخواص
تنبک و دف: مجید خلج
سه‌تار: علی بوستان
رباب: نیما علیزاده
کمانچه: صبا علیزاده


۲۸. حسین علیزاده در جشنواره‌ی لس‌آنجلس
سه‌تار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
سازمان هنری کرشمه






۲۹. زمستان است
حسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
کنسرت زمستان ۱۳۷۹
بداهه‌خوانی و بداهه‌نوازی در مقام ابداعی حسین علیزاده: داد و بیداد
(گوشه‌ی «داد» از دستگاه نوا و گوشه‌ی بیداد از دستگاه همایون)
شعر: مهدی اخوان ثالث




۳۰. بی تو به سر نمی‌شود
بر اساس ساخته‌های حسین علیزاده
به همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
(دستگاه نوا - آواز بیات کرد)






۳۱. فریاد

حسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
کنسرت راست پنجگاه و مرکب‌خوانی
اجرای لس‌آنجلس
(راست پنجگاه - دشتی - شور - همایون)





۳۲. همنوا با بم
حسین علیزاده - محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
کنسرت سال ۱۳۸۲ در تهران . تالار بزرگ کشور
به نفع مردم زلزله‌زده‌ی بم






۳۳. ساز خاموش
موسیقی: حسین علیزاده
به همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
بخش اول کنسرت آذرماه ۸۴ تهران . تالار بزرگ کشور
(آواز دشتی)





۳۴. سرود مهر
موسیقی: حسین علیزاده
به همراه: محمدرضا شجریان - همایون شجریان - کیهان کلهر
بخش دوم کنسرت آذرماه ۸۴ تهران . تالار بزرگ کشور
(آواز بیات ترک و افشاری)





۳۵. به تماشای آب‌های سپید
کار مشترک حسین علیزاده (شورانگیز) و ژیوان گاسپاریان (دودوک و آواز)
گروه هم‌آوایان
محل اجرا: کاخ نیاوران - شهریور ۱۳۸۲
تاریخ انتشار: زمستان ۱۳۸۳
نامزد جایزه‌ی معتبر گرمی سال ۲۰۰۷





دانلود کنید و بشنوید
(۱۲ فایل موسیقی با حجم کم برای دانلود)

بداهه‌نوازی در دستگاه نوا
تــــار: حسین علیزاده
تنبک: مجید خلج
آلبوم کنسرت نوا
حجم فایـل: ۴۵۹ کیلوبایت
مدت زمان: ۱:۵۳

بداهه‌نوازی در دستگاه همایون
سه‌تار: حسین علیزاده
تنـبـک: مجید خلج
آلبوم کنسرت همایون
حجم فایـل: ۷۵۲ کیلوبایت
مدت زمان: ۶:۰۴

قطعه‌ی پایکوبی
بداهه‌نوازی در چهارگاه
سه‌تار: حسین علیزاده
تنـبـک: شادروان داریوش زرگری
آلبوم پایکوبی
زمستان ۱۳۷۲
حجم فایـل: ۹۴۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۷:۳۹

چهارمضراب صبحگاهی
اثر حسین علیزاده در چهارگاه
اجرای گروه سازهای ملی
آلبوم صبحگاهی
حجم فایـل: ۶۱۰ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۲۶

قطعه‌ی جامه‌دران
موسیقی: حسین علیزاده
برای نی و ارکستر زهی
آلبوم نی‌نوا
نی: جمشید عندلیبی
ویولن: خاچیک باباییان
ویولا: فرشید بصیری
ویولنسل: محسن تویسرکانی
پاییز ۱۳۶۲
حجم فایـل: ۵۱۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۴:۰۹

قطعه‌ی نوروز
اجرا: گروه شیدا و عارف
سرپرست گروه: حسین علیزاده
آلبوم نی‌نوا
بهار ۱۳۶۲
حجم فایـل: ۴۹۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۵۹

قطعه‌ی آفتاب در بیات کرد
بداهه‌نوازی حسین علیزاده
آلبوم سلانه
بهار ۱۳۸۲
حجم فایـل: ۳۸۱ کیلوبایت
مدت زمان: ۶:۰۷

بداهه‌نوازی شورانگیز
ساز ابداعی حسین علیزاده
آلبوم به تماشای آب‌های سپید
شهریور ۱۳۸۲
حجم فایـل: ۷۳۸ کیلوبایت
مدت زمان: ۵:۵۷

قطعه‌ی حباب
موسیقی متن سریال تلویزیونی زیر تیغ
موسیقی: حسین علیزاده
اجرای گروه هم‌آوایان
آلبوم زیر تیغ
پاییز ۱۳۸۵
حجم فایـل: ۸۶۵ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۳۵

ضربی نوا
ساخته‌ی حسین علیزاده
همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان
آلبوم بی تو به سر نمی‌شود
حجم فایـل: ۶۳۹ کیلوبایت
مدت زمان: ۵:۰۹

قطعه‌ی ترکمن
ساخته‌ی حسین علیزاده
همراه با کیهان کلهر و همایون شجریان
آلبوم فریاد
حجم فایـل: ۸۸۳ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۳۹

تکنوازی تار
کنسرت تهران . تالار بزرگ کشور
آلبوم ساز خاموش
آذرماه ۱۳۸۴
حجم فایـل: ۴۴۶ کیلوبایت
مدت زمان: ۳:۳۵

آثار آموزشی
(شامل کتاب، نوار و سی‌دی)

ده قطعه برای تار (چهار جلد)
ردیف میرزا عبدالله (اجرا با تار و سه‌تار)
دستور سه‌تار،‌ دوره‌ی ابتدایی (کتاب و نوار)
دستور تار و سه‌تار، دوره‌ی‌ متوسطه (کتاب و نوار)
آموزش سه‌تار (اجرای کتاب اول و دوم هنرستان)
ردیف مقدماتی تار و سه‌تار (کتاب سوم هنرستان)
بوسه‌های باران، تصنیف‌های حسین علیزاده (بازنویسی و نت‌نگاری: علی صمدپور)

موسیقی فیلم
(به ترتیب تاریخ تولید)

۱۳۸۵ | سريال تلويزيونی زير تيغ (محمدرضا هنرمند)
۱۳۸۲ | لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند (بهمن قبادی)
۱۳۸۱ | ابجد (ابوالفضل جلیلی)
۱۳۷۸ | زمانی برای مستی اسب‌ها (بهمن قبادی)
۱۳۷۸ | عشق طاهر (محمدعلی نجفی)
۱۳۷۸ | دختران خورشید (مریم شهریار)
۱۳۷۷ | زشت و زیبا (احمدرضا معتمدی)
۱۳۷۷ | ایران سرای من است (پرویز کیمیاوی)
۱۳۷۶ | مدرسه‌ای که باد برد (محسن مخملباف)
۱۳۷۵ | ابر و آفتاب (محمود کلاری)
۱۳۷۴ | گبه (محسن مخملباف)
۱۳۷۰ | دلشدگان (علی حاتمی)
۱۳۵۹ | چوپانان کویر (حسین محجوب)

از گفت‌وگوی عليزاده با راديو زمانه | عكس: محمدخيرخواه - پندار.نت

نگاه شما


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: زندگی‌نامه | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 13:30 

یادی از استاد ابـوالـحسـن صبـــا/ بامداد فتوحی
 

پيش‌گفتار

 

یادی از استاد ابـوالـحسـن صبـــادو قاب عكس از صبا، يكی در حال نواختن ويلن؛ ديگری در حال سنتورنوازی بر ديوار كلاس موسيقی‌مان، ذهن من و بقيه‌ی شاگردان را به خود جلب می‌كرد. هزاران حكايت گفته و نگفته، از اين و آن، آن استاد و اين هنرآموز، قطعاتی كه نام صبا را بر خود داشت. موسيقی‌دانی كه اوج انسان‌بودن بود، پرنده با پروازش، اوج گرفتن با آوازش، صدای ساز با غم نهفته‌اش و... صبا را نزد ما بزرگ و جاودانه نشان می‌داد. مروری بر زندگی هنری و آثار صبا نشان‌مان داد كه او نمونه‌ی بارز هنرمندی رنج‌برده و خستگی‌ناپذير است و چه افسوس كه در زمانه‌ی خويش فهميده نشد. ما، همگی ما، نسل امروزين موسيقی ايران، ضمن آن كه بايد وامدار گنجينه‌ی صبا باشيم ؛ پيوسته بايد نوشته‌ها، نغمه‌ها، نت‌ها و... را بخوانيم، بشنويم و تمرين كنيم. شايد خواب می‌بينم، صبا چون معلمی مهربان از قاب عكس‌ها بيرون می‌آيد و با ويلن، با سنتور و... با ساز من و تو همراه می‌شود و با لبخندی بدرقه‌مان می‌كند.

 
 
 

استاد ابوالحسن صبا، فرزند ابوالقاسم كمال‌السلطنه در سال ۱۲۸۱ هجری شمسی در تهران به دنيا آمد. وی در اصل از مردم آذربايجان و از خاندان امرای دنبلی است. پدر صبا كه مردی اديب و هنرمند بود (و به كار پزشكی هم اشتغال داشت) به همين جهت پسران خود عبدالحسين و ابوالحسن را برای فراگيری موسيقی به استادان زمانه‌ی خود سپرد.

صبا از دوران كودكی ذوق و استعداد وافری در موسيقی داشت. مادر صبا تعريف كرده است كه: « ابوالحسن خيلی كوچک بود، می‌آمد و لب ايوان می‌نشست و چند تار نخ به انگشت شصت پايش می‌بست و از آن طرف نخ‌ها را با دست می‌گرفت و با انگشت‌های دست ديگر بر روی آنها می‌زد و با دهان صدای سازهای مختلف را درمی‌آورد. »

نديمه‌ی عمه‌ی او، ربابه خانم روان‌بخش كه پيوسته در خانه‌ی آنها بود ؛‌ آواز می‌خواند و ضرب هم می‌گرفت. از طرفی پدر او نيز در ايام فراغت سه‌تار می‌نواخت. صبا در واقع مقدمات سه‌تار را از پدر و تمبک را از ربابه خانم فراگرفت.

وی هنوز كودكی خردسال بود كه پدرش او را برای مشق سه‌تار به كلاس مرحوم آقا ميرزا عبدالله برد. صبا قريب به پنج سال، صبح‌های زود به منزل ميرزا می‌رفت و تعليم سه‌تار می‌گرفت. خود صبا می‌گويد: « پدرم علاقه‌ی مفرطی به موسيقی داشت؛ يعنی، خودش هم آشنا به ساز ايرانی بود و از كودكی يعنی از شش‌سالگی مرا نزد اساتيد وقت راهنمايی كرده بود. قبل از اينكه شروع به مشق ويلن بكنم با سازهای ايرانی از قبيل سه‌تار، تار، سنتور و تمبک آشنايی داشتم. حتی قدری هم كمانچه می‌زدم. بعداً اطلاعات خودم را به ويلن منتقل كردم و تقريباً يک مكتب خصوصی برای ويلن ايجاد شد و كتاب‌هايی در اين خصوص نوشته و انتشار دادم. »

صبا بعد از كلاس ميرزا عبدالله، به محضر درويش‌خان راه يافت. سه‌تار صبا كه استخوان‌بندی و خميرمايه‌اش در مكتب مرحوم ميرزا عبدالله پرورش يافته بود، از سه‌تار ضربی و شيرين درويش‌خان چاشنی گرفت.

پدر ابوالحسن‌خان كه می‌دانست بدون يادگرفتن نُت، كسی نمی‌تواند در موسيقی پيشرفت كند، وی را نزد چند تن از استادان روسی كه بعد از جنگ جهانی اول به ايران آمده بودند،‌ برد و ابوالحسن نزد آنها قواعد و اصول موسيقی علمی و اروپايی را فراگرفت؛ در ضمن با ساز ويلن هم آشنا شد. اين خصوصيت بارز صبا بود، چرا كه در دوره‌ای زندگی و كار می‌كرد كه كمتر موسيقی‌دانی از ايران با نُت و علم موسيقی آشنايی داشت. صبا به نواختن انواع سازهای ايرانی علاقه‌ی فراوان داشت. از اين‌رو مدتی نوازندگی سنتور را نزد علی‌اكبر شاهی فراگرفت. پس از درگذشت اين هنرمند در سال ۱۳۱۷ به مدت يک سال هم نزد استاد بزرگ سنتور زمانه «حبيب سماعی» آموخته‌های خود را تكميل كرد. برای به كمال رساندن نوازندگی تمبک، نزد استاد معروف حاجی‌خان عين‌الدوله (حاجی‌خان ضربی) رفت. كمانچه را از حسين‌خان اسماعيل‌زاده، فلوت را از اكبرخان هنگ‌آفرين و ويلن را از حسين‌خان هنگ‌آفرين فراگرفت.

پس از بازگشت استاد كلنل علينقی وزيری از اروپا به ايران و تأسيس مدرسه‌ی عالی موسيقی در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی، صبا در سن ۲۱ سالگی با وجود اينكه با اغلب سازهای ايرانی آشنايی داشت و همه‌ی آنها را به خوبی می‌نواخت؛ با فروتنی تمام به خوشه‌چينی از خرمن هنر و علم آن استاد يگانه مشغول شد. در واقع نكته‌ی مهم در مورد صبا همين است كه وقتی استاد وزيری مدرسه‌ی عالی موسيقی را تأسيس كرد ؛ ويلن را با تكنيک كمانچه می