آنچه در زیر میخوانید ترجمهی شبهگزارش کوتاهی است از کنسرت اخیر همایون شجریان و گروه «دستان» در شیکاگو که توسط سایت انگلیسیزبان «رادیو جوان» منتشر شده است. البته این متن بهصورت آزاد ترجمه شده، و برای خواندن گزارش اصلی به زبان انگلیسی میتوانید به اینجا بروید. گفتنیست این کنسرت در روز ۱۶ می (۲۶ اردیبهشت) در دانشگاه ایلینویز شیکاگو برگزار گردید.

موسیقی سنتی ایرانی رسماً وارد دورهی جدیدی شده است. دورهای که در آن خلاقیت و افکار بدیع با هم در میآمیزند تا محدودیتهای سنت را از پیش روی بردارند. همایون شجریان خود را آماده کرده است تا به محض اینکه پدر از سریر آواز ایرانی پایین آمد، همچون شاهزادهای جای او را بگیرد و بهزودی تبدیل به استاد آواز ایران شود. شجریانِ پسر، سبکی از موسیقی را به ارث میبرد که شاید از دید بسیاری از ایرانی-آمریکاییهای نسل اولی، ملالآور و خستهکننده نام گرفته باشد؛ اما او میتواند انگارهی تازهای را پدید آورد. این امید وجود دارد که موسیقی سنتی توسط قلب و صدای جوان همایون، با نوآوریهای شگرف ضمن پایبندی به ریشهها، روح اصلی خویش را باز یابد، و تلاش کند دل انبوه جوانان را با خود همراه ساخته و نیز حمایت افراد مسنتر را هم حفظ کند. این انگاره و این آرزو اکنون به واقعیت نزدیک میشود.
در کنسرت اخیر همایون در شیکاگو، آنطور که من دیدم، نزدیک به یکچهارم حاضران را جوانان تشکیل میدادند. این در حالیست که در اجرای سال گذشتهی استاد محمدرضا شجریان در همین شهر شیکاگو، تنها حدود ده نفر از تماشاگران جوان بودند و همین بهتنهایی موجب شگفتیست. البته از حق هم نباید گذشت که بخشی از این استقبال گستردهی جوانان به وجود گروه حرفهای و هماهنگ دستان برمیگردد. انصافاً کلمات در توصیف هماهنگی اعضای گروه دستان عاجزند.
پژمان حدادی که شاید بهترین تمبکنواز حال حاضر باشد، روی صحنه چشمان خود را میبندد و در دنیای «وجد»آمیز خودش سیر میکند. او نه تنها از پوست تمبک، که از بدنهی چوبی آن هم صدا میگیرد. در واقع خلاقیت او در تمبکنوازی که گاهی با شیوههای نامعمول همراه میشود، ضمن شکستن حصار قواعد خشک، آن ماهیت اصلی موسیقی را هم نمایش میدهد. بهنام سامانی، نوازندهی دف و مؤسس گروه سازهای ضربی «ضربانگ» نیز چنین است. او هم در نواختن سازی مثل کوزه، تمام خلاقیت خویش را بهکار میگیرد. به این ترتیب جمعیت حاضر با شنیدن قطعهی بیکلام «مستانه»، ریتم بالای قطعه و اجرای فوقالعاده هماهنگ حدادی و سامانی، به وجد میآیند و در پایان نه فقط تماشاگران که خود همایون شجریان هم برای این دو کف میزند.
اما آرامترین و کندترین بخش این اجرا، آواز «دلشده» با شعری از عراقی با صدای لطیف شجریان جوان، تار حمید متبسم، بربت حسین بهروزینیا و کمانچهی سعید فرجپوری همراه شد و در واقع قلب حضار را ربود و آنها را آمادهی شنیدن تصنیف پراحساس و تأثیرگذار آخر کرد: «وطن» سیاوش کسرایی. کلام کسرایی درد سنگین جدایی از وطن را در عمق دلهامان میریزد و حواسمان را متوجه روزهای باشکوه سرزمینمان میسازد که متأسفانه بر حسب اتفاقات گوناگون از آن فاصله گرفتهایم: به اوج رفت موجهای تو / که یاد باد اوجهای تو. ولی بههر روی عشق ما به فرهنگ کهن ایرانی هرگز از میان نخواهد رفت.
ما سالن کنسرت را با حسی از امید در ذهنمان ترک کردیم: امیدی که همایون شجریان و گروه دستان در جانهای ما کاشتند. و این همان زیباییست که ورای موسیقی سنتی قرار گرفته: شرح آنچه به زبان عادی نمیتوان گفت و درک آنچه در شرایط عادی نمیتوان احساس کرد. موسیقی سنتی بیانی کامل و دستنخورده از زندگیست: تعقیب دائم شادی و جستوجو بهدنبال عشقی که در زندگیهامان گم شده است. این موسیقی به ما امید میدهد.
ترجمه: وبلاگ همایون شجریان

![]()
| گزارش تصویری |




















::





