تبليغاتX
همایون شجریان - نامه‌ی وارده/ نگاهی کوتاه به پیوند شعر و موسیقی در آثار همایون شجریان
 
شجریانی‌ها | ShajarianFans.com

دوستان عزیز...
در زیر مطلبی را می‌خوانیم که دوست خوب‌مان ع. الف. رهرو زحمتش را کشیده، از ایشان بابت ارسال این مطلب، بسیار سپاسگزارم و از دیگر دوستان که دستی بر قلم دارند هم درخواست می‌کنم مطالب و نظرات ارزشمندشان را از من و این وبلاگ که متعلق به تمامی دوستداران همایون شجریان است، دریغ نکنند.

عنوان مقاله

مایون شجریان که همراه با استاد شجریان٬ محمدرضا لطفی٬ داریوش پیرنیاکان٬ حسین علیزاده و دیگران به روی صحنه رفته و برنامه اجرا نموده است٬ راهی بس خطیر را پیش روی دارد و نیک می‌داند که در این آشفته‌بازار عالم خاکی٬ او و امثال او مسئولیتی بس تاریخی و خطیر را بر عهده دارند ؛ چرا که:

حسن مه‌رویان مجلس گر چه دل می‌برد و دین
بـحـث مــا در لـطـف طبـع و خـوبی اخـلاق بــود

باری٬ همان‌گونه که در یک مقطع از تاریخ موسیقی ایران٬ اگر همت و تعهد افرادی نظیر استاد محمدرضا شجریان٬ استاد صدیف٬ زنده‌یاد رضوی سروستانی و محمود خوانساری نبود٬ آواز اصیل ما می‌رفت تا به فراموشی و افولی تلخ گراید ؛ امروز نیز جوانانی همچون همایون شجریان و دیگران‌اند که می‌بایست پرچم آواز را بر فراز ملیت ما برافراشته نگاه دارند.

همایون تا بدین جا خوب جلو آمده است ــ چه از لحاظ موسیقی و چه از لحاظ پرهیز نمودن از حاشیه‌پردازی‌هایی که به شدت هنرمند و هنر او را استحاله می‌نماید ــ و او بهتر از این هم خواهد شد ؛ چرا که به قول بیژن ترقی در شعری که برای استاد شجریان سروده است:

شـجـر که پاک بود میوه‌اش شکر ریز است
گهــــر که پـاک بود طالعـش هـمـایـون است

بنده در اینجا به چند نمونه از دقت‌های تحسین‌برانگیز او در امر پیوند شعر و موسیقی و انتخاب شعر برای آواز٬ در سه اثر او٬ اشاره‌ی کوتاه می‌نمایم:

در انتهای نوار نقش خیال٬ همایون ابیات زیر از حضرت سعدی را برای گوشه‌ی بیداد انتخاب می‌نماید:

بیـا بیـا که مرا با تو ماجـرایی هست     بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست
روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری     مکـن که مظلمه‌ی خلق را جزایی هست

به قول شادروان استاد سيد محمد طاهرپور:
 گوشه‌ی بیداد یعنی فریاد، یعنی داد و بیداد  ماهنامه‌ی مقام موسیقیایی، بهمن ۸۴، صفحه‌ی ۲۰

به عنوان مثال، شادروان حضرت استاد تاج اصفهانی٬ با همراهی نوای آسمانی نی استاد کسایی٬ این بیت را در گوشه‌ی بیداد خوانده است:

گیرم که برکنی دل سنگین ز مهر من
مهــر از دلــم چگونه توانـی که برکنی

از این رو، همایون شجریان با ظرافت و زیباشناسی٬ ابیاتی را برای گوشه‌ی بیداد انتخاب نموده است که از لحاظ پیوند شعر و موسیقی، مناسبت داشته و شکْوه و فریاد عاشق را تداعی می‌نماید.

در نوار شوق دوست، همايون با تکنوازی نی الوندی‌پور، گوشه‌ی مثنوی مخالف را با این اشعار از رهی معیری اجرا نموده است:

همچو نی می‌نالم از سودای دل
آتشـی در سینــه دارم جــای دل

گزيده‌ی متن

همایون با انتخاب این شعر، دو حرکت ظریف و هنری را رقم زده است: نخست آنکه شعری مناسب برای مخالف سه‌گاه را اجرا نموده است، و دیگر آنکه نخستین مصراع بیت که اشاره به نوا و نالیدن نی دارد، با تکنوازی نی عجین گشته و شور و حال خاصی را به وجود آورده است.

و اما در نوار ناشکیبا نیز همایون شجریان بیت زیر را در اوج خوانده است که می‌توان گفت از تأثیرگذارترین‌ها و بهترین‌ها بوده است:

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی
بـرآیــد از دلــم آهــی بســوزد هــفت دریــا را

باری، بر آگاهان پوشیده نیست که زیر و رو نمودن دیوان اشعار شاعران و انتخاب شعر مناسب و نیز اجرای دلنشین آن با آواز، تا چه حد حساس و دشوار می‌باشد و این آوازخوانان عزیز ایران‌زمین هستند که با نغمه‌های اثرگذار خویش، کلام شاعران آسمانی و جاویدان ایران را٬ به گوش جان ما می‌رسانند و در این هوای بس ناجوانمردانه سرد دنیای خالی از عشق و مهربانی، نوای عشق و دوستی را در عالم می‌پراکنند. همایون شجریان نیز همراه با قافله‌ی شعر و موسیقی قدم در این راه نهاده است ؛ یا رب! این قافله را لطف ازل بدرقه باد...

در انتها امیدوارم که همایون عزیز با توجه بیش از پیش به رمز جاودانگی نام و آثار بزرگان این سرزمین، اقدام به خلق آثار تازه نماید و در ضمن با هواداران و علاقه‌مندان نیز رابطه‌ی گسترده‌تری برقرار نموده و با دست و دلبازی بیشتری به احساسات و عواطف آنان پاسخ گوید:

خوشم به نقش خیالت، نسیم وصلت کو؟     که شوق دوست ثقیل است ناشکیبا را

...و سلام بر عاشقان جهان باد
۳۰ / خرداد / ۱۳۸۵
ع. ا. رهرو


این مطلب را به «بالاترین» بفرستید | این مطلب را به «دنباله» بفرستید | این مطلب را به «Del.icio.us» بفرستید | این مطلب را به «Digg» بفرستید | دسته: نامه‌ی وارده | نویسنده: سهند سلطاندوست | لینک ثابت |
:: نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 22:15