۱ پيش از هر چيز بابت تأخير چندروزه در بهروز كردن وبلاگ پوزش میطلبم.
۲ امروز "ساز و آواز نقش خيال" را برای دانلود آماده كردهام. غزلی از سعدی با مطلع "وه كه جدا نمیشود نقش تو از خيال من..." اين آواز بسيار دلنشين و شنيدنی كه (طبق عادت همايون در چيدن قطعات آلبومهايش) دومين! قطعه از آلبوم نقش خيال است؛ نسبت به ديگر قطعات آوازی كارهای همايون [البته به عقيدهی بنده] پختهتر و زيباتر اجرا شده است. همانطور كه میدانيد آهنگساز جوان اين اثر، آقای "علی قمصری" است كه نوای تار او در اين آواز، همراهی شايسته برای آوای همايون است.
۳ هميشه اعتقاد داشتهام كه يكی از دلايل روی نياوردن اكثر جوانان به موسيقي اصيل ايرانی و بهويژه قطعات آوازی آن در عدم برقراری ارتباط با شعر نهفته است. اشعار، گاه گاه پيچيدهتر از آن هستند كه جوان بنشيند و آواز را گوش كند و در همان بار نخست با آن ارتباط برقرار كند. از اينرو، توضيحاتی مختصر پيرامون ابيات شعر "نقش خيال" ارائه شده كه اميدوارم مقبول افتد.


دريافت آواز نقش خيال
حجم: ۴.۱ مگابايت
مدت زمان: ۱۴ دقيقه و ۱۶ ثانيه
مدت زمان (تخمينی) دريافت فایل: ۱۸ دقیقه
وه: در اينجا بر شگفتی و تعجب دلالت دارد. نقش: تصوير. تا: خدا میداند، معلوم نيست. طلب: در چاپ يغمايی "هوس" آمده است. معنای بيت: در شگفتم كه تصوير تو چنين جدايیناپذير در خيال من نقش بسته است. خدا میداند كه سرانجام، كار من در طلب وصال تو به كجا خواهد انجاميد و چه سرنوشتی پيدا خواهم كرد.
ناله: گذشته از معنای "فرياد"، به معنای "آواز حزنانگيز" هم هست. زير: (در موسيقی) صدايی كه بسامد آن زياد باشد. نازک (در مقابل "بم"). زار: ۱. ناتوان، ضعيف ۲. سوزناک. هر زمان: هر لحظه، لحظه به لحظه. هجر: جدايی، دوری. گوشمال: در ساز زهی تارها از يک طرف به سيمگير (كه ثابت است) بسته میشود و از طرف ديگر به گوشیهای چرخان. اين تارها را نوازنده به هنگام كوک كردن تارها با يكديگر میپيچاند. اين عمل را شاعران به كنايه "گوشمال" خواندهاند و از آن دو معنا اراده كردهاند: يكی "كوک كردن"، و ديگری "تنبيه و تأديب". در اينجا سعدی خود را به سازی -مثلاً چنگ- تشبيه كرده است كه عشق يار، نوازندهی آن است. [در اين بيت واژههای "ناله" و "زير" و "گوشمال" تناسب موسيقايی دارند و در اينجا صنعت مراعاتالنظير به كار رفته است.] معنای بيت: نالهی زير و ضعيف و سوزناک من لحظه به لحظه ضعيفتر میشود، از بس كه عشق تو با پنجهی جدايی مرا گوشمال میدهد.
دستنمای خلق: انگشتنمای مردم. هلال: مظهر "باريكی و خميدگی" است. معنای بيت: (همانگونه كه وقتی خورشيد طلوع میكند ستارگان ناپديد میشوند) چهرهی خورشيد مانند تو روشنايی ستارگان را گرفت و آنها را ناپديد كرد (زيبايی تو زيباروهای ديگر را از جلوه انداخت) و قامت من (در غم عشق تو) چنان باريک و خميده شد كه مردم آن را مانند هلال ماه به يكديگر نشان میدهند. [در اين بيت ميان "ستارگان" و "آفتاب" و "هلال" مراعاتالنظير برقرار شده است.]
روی: در چاپ يغمايی "رای" آمده است. هر نفسی: هر لحظه. اتصال: پيوستن. معنای بيت: پرتوی نور روی تو در هر لحظه به هر كسی میرسد (در هر لحظه به هر كس كه بخواهی، چهره نشان میدهی)، اما در اين ميان تنها منم كه نوبت اتصال و پيوستنم به تو نمیرسد.
خاطر: دل. بدسگال: بدانديش، بدخواه. معنای بيت: اگر دل تو اين گونه به ريختن خون من تمايل داشته باشد، سرانجام بدخواه من به مراد دل خود میرسد.
زبان حال: وضع و حال شخص كه از انديشه و نيت و احوال درونی او حكايت میكند. زبان قال: زبان گفتار. معنای بيت: چشم من (كه در غم تو اشک خونين میگريد) به زبان حال با تو به سخن گفتن آغاز كرده است (و میگويد) به حالم رحم كن، زيرا هر چه به زبان گفتار میگويم و مینالم در تو اثر نمیكند. اين بيت در چاپ فروغی نيامده است.
باز نگر: ۱. به پشت سر نگاه كن ۲. تأمل كن، بينديش. كه: زيرا. فقر: نيازمندی. غنا: بینيازی، توانگری. جور: ستم، آزار. احتمال: تحمل. معنای بيت: از كنارم میگذری و نگاهی به من نمیكنی، (اين همه تند نرو) لحظهيی به خود بيا و بينديش، زيرا نيازمندی من و زيبايی تو، و ستم و آزار تو و صبر و تحمل من، همه روزی به پايان میرسد (من نيازمند جمال توام و توانگری تو به زيبايی است، اما اين زيبايی سرانجام روزی تمام خواهد شد و نيازمندی من نيز).
چرخ: آسمان. نالهام: در چاپ يغمايی "آه من" آمده است. كآه: كه آه، زيرا آه. "آه و آينه" از اضداندند، زيرا آه آينه را تيره و تار میكند، به خصوص كه در قديم آينه را از فلزهايی مانند آهن و روی میساختند و برای آنكه زنگ نزند، پيوسته آن را صيقل میزدند و پاک میكردند. آينه: از آنجا كه اين بيت از زبان "چرخ" گفته شده است، مراد از آينه "خورشيد" است. معنای بيت: (آه و نالهی من چنان بلند است كه به گوش آسمان میرسد) وقتی آسمان آه و ناله مرا شنيد، گفت: سعدی! آه و ناله نكن، زيرا آه دودآلودی كه از سينهی آتشگرفتهی تو بيرون میآيد، آينهی زيبايی مرا تيره و تار میكند (دود آه تو چهرهی تابناک خورشيد را سياه میكند و جهان را به تاريكی فرو میبرد).
پینوشت: مطالب این پست در تاریخ ۶ شهریور ۸۶ مورد بازبینی و اصلاح کلی قرار گرفت./