دو سه هفته پیش بود که خبرگزاری فارس، خبر از انتشار جدیدترین شمارهی ماهنامهی «مقام موسیقایی» داد. مجلهای که زیر نظر حوزهی هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر میشود و از معدود مجلات تخصصی موسیقی کشور بهحساب میآید که در چند وقت اخیر بهطور منظم بهچاپ رسیده است. خبر اما حاوی نکتهی جالب و قابلتوجه دیگری نیز بود و آن اینکه «مقام موسیقایی» پروندهای را برای «محسن نامجو»، پدیدهی جنجالبرانگیز موسیقی ایران در سال ۸۶، ترتیب داده است. به انضمام اینکه روی جلد مجله نیز عکسی از نامجو کار شده بود و تعدد تیترهای مربوط به او نشان میداد که در واقع با «نامجونامه»ای طرف هستیم!
به فاصلهی بیست و چهار ساعت پس از انتشار این خبر، در صبح روز نهم بهمنماه تمامی خبرگزاریهای رسمی کشور، با انشایی مشترک، خبر برکناری مدیر بخش موسیقی حوزهی هنری و سردبیر مجلهی مقام موسیقایی را روی خروجی خود فرستادند. خبر بسیار کوتاه بود و البته در متن آن، از جایگزین رضا مهدوی، مدیر پیشین، نامی برده نشده بود و همین مسئله بیانگر آن بود که تصمیم عزل مدیر، با برنامهریزی قبلی صورت نگرفته و گویا بیشتر ناشی از یک واکنش آنی و نهچندان حسابشده به کنشی نامعلوم بوده است.
ناقوس سقوط رضا مهدوی، اما از چندی پیشتر به صدا درآمده بود. آنجا که انتشار آلبوم موسیقی «ترنج» از سوی حوزهی هنری آغازگر حرف و حدیثهای فراوان شد و اصطکاک دنبالهدار حوزهی هنری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در پی داشت. به ادعای برخی منابع، پس از آنکه محسن نامجو با وجود تلاشهای بسیار نتوانست مجوز نشر آلبوم «ترنج» را از کانال معمول ارشاد بهدست آورد، این حوزهی هنری و در رأس آن مدیر جوان و جوانگرا (بخوانید پــدیــدهگرای) آن بود که با آغوشی باز پذیرای نامجو شد. یادآوری این نکته نیز لازم است که تا پیش از این، در سالهای اخیر، حوزهی هنری بهعنوان نهادی مستقل، تنها فعال عرصهی نشر و پخش موسیقی بود که به مجوز ارشاد نیازی نداشت و در نشر آثار بهگونهای خودمختار عمل میکرد. انتشار «ترنج ِ» نامجو نخستین جرقهی اختلافات بود. اتفاقی که خیلی سریع واکنش مسئولان ارشاد، خانهی موسیقی و همینطور فعالان عرصهی موسیقی جدی کشور را در برداشت. پس از این بود که اولین موضعگیریهای دو نهاد یادشده علیه یکدیگر شکل گرفت و بهدنبال آن خبر دستور ارشاد مبنی بر جمعآوری «ترنج» و جلوگیری از ادامهی پخش آن بهگوش رسید.
زمزمههایی که از انتشار اثری از «محسن چاووشی» دیگر چهرهی جنجالی و در پی مجوز (!) از سوی حوزهی هنری مطرح شد، بحث را جدیتر کرد. بهنظر میرسید که حوزه، سیاست لجبازی را پیش گرفته است و با توجه به اختیاراتی که در زمان کار دولت قبلی به آن داده شده، قصد ندارد به این سادگی عقبنشینی کند.
اتفاق بعدی لغو عجیبوغریب اجرای گروه موسیقی «آژنگ» بود که قصد داشت در تالار اندیشهی حوزهی هنری کنسرت بدهد. مرکز موسیقی حوزهی هنری علاوه بر آنکه در نشر آلبومها مستقل عمل میکرد ؛ گویا در برگزاری کنسرتها نیز ملزم به اخذ مجوز ارشاد نبود... اما با این وجود، در حالیکه بلیتفروشی هم انجام شده بود و مردم برای تماشای کنسرت سنتی امیرحسین مدرس و مرجانه دلدار گلچین، مجری - بازیگرهای تلویزیونی (!) در خیابان حافظ تجمع کرده بودند، کنسرت با پاتک وزارت ارشاد و بهکمک نیروی انتظامی بیفرجام ماند.
دیگر، اختلاف وزارت ارشاد و حوزهی هنری کاملاً علنی شده بود. [با این توضیح که اکنون آبها از آسیاب افتاده!] ارشاد از خودسریها و استقلالطلبیهای حوزه انتقاد میکرد و حوزه از دخالتها و سنگاندازیهای ارشاد. حدس زدن چهرهی بازندهی تمام این ماجراها کار چندان سختی نبود. قطعاً مسئولان بلندپایهی حوزهی هنری نیز به این نتیجه رسیده بودند که ماجراجوییهای رضا مهدوی در پدیدآوردن این اختلافات و کمک به ادامهی غائله بیتأثیر نبوده است. حالا نوک پیکان به سمت مدیر گرفته شده بود و این خبر هر چند ناگهانی، اما قابلپیشبینی بود.
× × ×
آنچه مرا به نوشتن این سطور وا داشت این است که پس از گذشت قریب به یک ماه، هنوز اثری از شمارهی جدید «مقام موسیقایی» در کیوسکهای مطبوعاتی کشور نیست. موضوعی که بیتردید با آنچه تا اینجای مقاله آمد بیارتباط نیست. علت این قضیه را میتوان در ۳ فرضیهی زیر جستوجو کرد:
اول آنکه پرداختن ِ اینچنینی به محسن نامجو در «مقام موسیقایی» به مذاق تصمیم گیرندگان فعلی خوش نیامده و میدانیم که نامجو چهرهی چندان موجهی بهشمار نمیرود و از نمایندگان اصلی موسیقی زیرزمینی، معترض و به تعبیر دیگر «مسئلهدار» کشور است. هر چند خود او منکر این قضیه باشد. از اینرو تفکر جدید قصد ندارد با انتشار این ویژهنامه مسائل متعاقب پدید آید.
فرضیهی دوم آنکه در «مقام» شبهکودتایی رخ داده و دستاندرکاران و تحریریهی مجله در عدم انتشار این شماره نقش داشتهاند. شاید آنها در مقام دفاع از سردبیر سابق و طرز تفکر او برآمده و شرایط جدید را نپسندیدهاند. شاید خواستهاند با نوعی خودزنی، موضع خود را اعلام کنند.
و فرضیهی سوم که اندکی سادهلوحانه مینماید آن است که هیچیک از دو فرض فوق صادق نبوده و اصولاً پای هیچگونه اختلافی در بین نیست! یعنی همهچیز به خوبی و خوشی پیش میرود.
«کمبود کاغذ، تعلل چاپخانه، چپ کردن وانت نیسان حامل مجله و...» برخی از دلایل احتمالی هستند که به کمک این فرض میآیند. همانطور که میبینید این فرض بیشتر به شوخی نزدیک میشود تا واقعیت.
در اینکه این روزها در مرکز موسیقی حوزهی هنری و اطراف آن اتفاقات چندان مثبتی روی نمیدهد، شک ندارم و معتقدم از آنچه در چند وقت اخیر بر این نهاد و میان او و دیگران گذشته، چیزی عاید موسیقی ما نمیشود. کما اینکه پیش از این نیز سیاستگذاریها و عملکرد انتقادآمیز و بحثبرانگیز رضا مهدوی در پارهای موارد سبب ضربهخوردن موسیقی میشد ؛ اما بههر روی «تلاش بیهوده به از خفتگی».

پینوشت: دوست عزیز، جناب آقای کتولی در مطلبی که پیش از این منتشر شد، به گوشههایی از عملکرد انتقادآمیز سردبیر ماهنامهی «مقام موسیقایی» اشاره کرده بود که خواندن آن خالی از لطف نیست.
در همین زمینه بخوانید...
کارنامهی یک مدیر موسیقی - وبلاگ موسیقی ما